پیامک ایران

پروژه توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر با هدف فرهنگ‌سازی و گسترش انرژی‌های تجدیدپذیر این بار وارد مدارس کشور شده و قرار است که از پشت بام مدارس برای گسترش انرژی پاک استفاده شود.

به‌گزارش ایسنا، با توجه به این‌که ایران سالانه بیش از ۲۹۰۰ ساعت از آفتاب بهره‌مند است، یکی از کشورهای مناسب جهان در حوزه تولید انرژی‌های خورشیدی به شمار می‌رود؛ از سال ۱۳۹۵ تاکنون، پیرو مصوبه وزیر نیرو درباره خرید تضمینی برق از نیروگاه‌های تجدیدپذیر، عقد قرارداد خرید تضمینی برق خورشیدی از مشترکان غیردولتی آغاز شد و با توجه به روند فرهنگ‌سازی، استقبال شهروندان از این طرح رشد چشم‌گیری داشت؛ تاجایی که تاکنون بیش از ۴۳۰۰ نیروگاه کوچک پشت بامی توسط مردم در سطح کشور ایجاد شده است.

البته در سال های اخیر شاهد هستیم که پنل های خورشیدی در خیابان ها و پارک ها جا خوش کرده، به تازگی نیز رابطه شهریار بزرگمهری مدیر گروه پژوهشی انرژی‌های تجدید پذیر پژوهشگاه نیرو از آغاز پروژه‌ای با عنوان توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر در مدارس در گروه انرژی‌های تجدیدپذیر پژوهشگاه نیرو خبر داد و گفت: این پروژه در قالب این طرح مدل مالی و اقتصادی برای پیاده سازی واحدهای کوچک انرژی خورشیدی در مدارس کشور به منظور تامین برق و همچنین آموزش، فرهنگ سازی و گسترش انرژی‌های تجدیدپذیر بررسی و ارائه می‌شود.

درآمد حاصل از فروش برق تولیدی به مدارس مناطق محروم اختصاص می یابد

وی ادامه داد: بر اساس این طرح که دانش آموزان به طور ملموس و در محیط واقعی با این فناوری‌ها آشنا می‌شوند، قرار است درآمد حاصل از فروش برق تولیدی در مدارس مناطق محروم، به عنوان منبعی مالی برای توسعه این مدارس اختصاص یابد؛ همچنین تدوین محتوای درسی در راستای ترویج انرژی‌های تجدیدپذیر، از دیگر اقداماتی است که در این طرح دنبال می‌شود.

بزرگمهری همچنین به حمایت شرکت توانیر از این طرح اشاره کرد و گفت:  طی جلسه‌ای با مدیرکل روابط عمومی شرکت توانیر در خصوص هماهنگی و برنامه‌ریزی توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر در مدارس راهکارهای مورد نظر برای پیشبرد اهداف تبلیغاتی و رسانه‌ای طرح بررسی شد و نماینده شرکت توانیر بر انجام همکاری‌های مورد نیاز از سوی توانیر که لازمه پیشبرد اهداف این پروژه است، تاکید کرد.

بزرگمهری تصریح کرد: امیدواریم با توجه به ماهیت وزارت آموزش و پرورش، گسترش استفاده از انرژی‌های تجدید پذیر در مدارس به فرهنگ سازی و سرعت بخشیدن به توسعه استفاده از این انرژی‌ها کمک کند و موجب گسترش این فرهنگ و گسترش استفاده عمومی از این انرژی‌ها شود تا بتوانیم با بکارگیری سیستم‌هایی که قابلیت استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر اعم از انرژی خورشیدی، باد و زیست توده (تولید برق از پسماند) را دارند، بستری برای توسعه و فرهنگ سازی عمیق در این خصوص فراهم کنیم.

فواید پنل های خورشیدی

اما فواید استفاده از پنل های خورشیدی چیست؟ هنگام استفاده از پنل های خورشیدی از تجهیزات آف گرید استفاده میشود؛ تجهیزات آف گرید تجهیزاتی اند که برای استفاده از آن به جریان اصلی برق احتیاجی نیست. همچنین با وجود پنل های خورشیدی، دیگر نیازی به پرداخت هزینه های سنگین نصب دکل و کابل کشی نیست. پنل خورشیدی قطعا ارزان تر است و اگر درست نگه داری شود، تا سه دهه قابلیت تولید انرژی دارد.

البته بهترین فایده آن این است که از انرژی های پاک و تجدیدپذیر تغذیه میشود. با توجه به تغییرات جهانی آب و هوا و گرم شدن کره زمین، حفظ اتمسفر امری مهم به شمار میرود. پنل های خورشیدی کمترین آلودگی و استهلاک را دارند و تا مدت زیادی سالم میمانند. فایده بعدی این است که وقتی برای نصب اولیه پنل هزینه ای را می پردازید، انرژی ای که پنل در ادامه طول عمر خود تولید می کند (بسته به کیفیت و نوع پنل) به اندازه ۱۵ تا ۲۰ سال است و کاملا رایگان است.

همچنین از فواید دیگر پنل های خورشیدی این است که اگر انرژی مصرفی از تولیدی پنل بیشتر باشد، انرژی اضافی قابل فروش است (معمولا کمپانی سازنده پنل آن را خریداری می کند.)

انتهای پیام

منبع: ایسنا

با توجه به متوسط قیمت مسکن شهر تهران که ۲۳ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان است، با تسهیلات ۱۶۰ میلیون تومانی خانه اولی ها می توان ۶ متر و ۹۰ سانتی متر مسکن خریداری کرد.

به گزارش ایسنا،   تسهیلات صندوق پس انداز مسکن یکم که تا اوایل سال ۱۳۹۶ حدود ۶۰ درصد قیمت یک واحد ۶۰ متری در تهران را پوشش می داد حالا اثرگذاری خود را از دست داده تا جایی که این میزان به حدود ۱۱ درصد رسیده است. در واقع هم اکنون با وام ۱۶۰ میلیون تومانی زوجین می توان در پایتخت ۶ متر و ۹۰ سانتی متر مسکن خریداری کرد. البته این تسهیلات از خرداد ماه امسال منقضی شده و هنوز بانک مرکزی تصمیمی برای ادامه حیات و احیای آن نگرفته است.

کارشناسان معتقدند اگر قرار است صندوق پس انداز مسکن یکم احیا شود باید هم مبلغ آن افزایش پیدا کند و هم نرخ سود آن کاهش یابد. نرخ سود این تسهیلات هم اکنون در مناطق شهری ۸ درصد و در بافت فرسوده ۶ درصد است. متقاضیان این نوع وام با سپرده گذاری ۴۰ میلیون تومانی و دوره انتظار یک ساله می توانند ۸۰ میلیون تومان به علاوه سپرده خود با نرخ سود ۸ درصد دریافت کنند.

صندوق پس انداز مسکن یکم یا همان وام خانه اولی ها در ۱۸ خرداد ماه ۱۳۹۴ راه اندازی شد.   نرخ سود این وام ابتدا ۱۴ درصد بود که به تدریج به ۱۳ درصد، ۱۱ درصد و در نهایت ۸ درصد رسید. در بافت‌های فرسوده نیز نرخ بهره آن ۶ درصد است.

طبق برنامه ابلاغی بانک مرکزی صندوق پس انداز مسکن یکم فرصت پنج ساله داشت که در ۱۸ خرداد ماه ۱۳۹۹ این مهلت به پایان رسیده است. بانک مسکن پیشنهاد داده فعالیت صندوق مزبور تمدید و  ارقام آن احیا شود که هنوز بانک مرکزی موافقت خود را با آن اعلام نکرده است.

اما با نوسانات بازار مسکن طی حدود ۲.۵ سال گذشته اثرگذاری وام خانه اولی ها به شدت کاهش یافته  و این موضوع از میزان پرداخت تسهیلات از طریق این صندوق قابل مشاهده است. طبق اعلام بانک مسکن در ۹ ماهه ابتدای سال ۱۳۹۸ از حدود ۱۰۰ هزار فقره تسهیلات پرداخت شده توسط این بانک حدود ۲۷ هزار فقره از محل تسهیلات صندوق پس‌انداز مسکن یکم بوده که از کاهش اقبال به این نوع وام حکایت دارد. در واقع با توجه به ۳۸۴ هزار  مبایعه نامه کل کشور در ۹ ماهه ابتدای ۱۳۹۸ میزان خرید مسکن از طریق وام خانه اولی ها حدود ۷ درصد کل معاملات ملک در کشور بوده است.

در کشورهای توسعه یافته وام مسکن تقریبا بین ۷۰ تا ۹۰ درصد قیمت ملک را پوشش می دهد.   اما در ایران معمولاً اثرات وام پس از نوسانات اقتصادی به شدت کم رنگ می شود.

با وجود آنکه برخی کارشناسان بر لزوم افزایش سقف و کاهش سود تسهیلات مسکن در شرایط فعلی تاکید دارند، محمد اسلامی وزیر راه و شهرسازی افزایش وام مسکن را در ایجاد تورم بازار ملک موثر می داند و معتقد است که باید از طریق  افزایش ساخت و ساز، تعادل قیمتی را در بازار مسکن ایجاد کرد. این در حالی است که عباس آخوندی وزیر سابق راه و شهرسازی راهکار تعادل بخشی در بازار مسکن را احیای نظام پس‌انداز می‌دانست و در دوره او وام مسکن از حدود ۲۰ میلیون تومان به سقف ۱۶۰ میلیون تومان افزایش پیدا کرد.

به تازگی نیز رئیس کمیسیون عمران مجلس بر ضرورت افزایش سقف تسهیلات مسکن تاکید کرده و گفته است: یکی از راهکارهای کوتاه مدت، افزایش قدرت مالی خریداران واقعی است از این رو دولت می‌تواند در این عرصه نسبت به افزایش سقف تسهیلات مسکن و کاهش سود وام ها اقدام کند. در تمام کشورها وام مسکن حدود ۷۰ درصد از قیمت مسکن را پوشش می‌دهد اما در کشور ما با وام ارائه شده نمی توان خانه خریداری کرد.

انتهای پیام

منبع: ایسنا

علامه میرزامحمد قزوینی، مردی دانشگاه ندیده، اما دانشمند که تا پایان عمرش دست از خواندن و پژوهش برنداشت و یکی از مهم‌ترین چهره‌های فرهنگی قرن اخیر ایران است.

به گزارش ایسنا، روزنامه همشهری نوشت: «ساعت ۱۰ روز جمعه ۶ خرداد ۱۳۲۸ شمسی، علامه میرزامحمد قزوینی بعد از یک دوره بیماری در خانه‌اش در خیابان حشمت‌الدوله (آذربایجان)، خیابان فروردین، کوچه دانش، درگذشت؛ مردی دانشگاه ندیده، اما دانشمند که تا پایان عمرش دست از خواندن و پژوهش برنداشت و یکی از مهم‌ترین چهره‌های فرهنگی قرن اخیر ایران است. او سال‌های سال پیش، همزمان با بالا گرفتن دامنه جنگ جهانی دوم، همراه همسر ایتالیایی و دخترش بعد از سال‌ها حضور در سفارت ایران در برلین و پاریس، به ایران بازگشت تا به قول خودش بدون محاجه زیرنظر رژیم نازی نباشد.

میرزامحمد، فرزند ملا عبدالوهاب قزوینی، در سال۱۲۵۶ شمسی در دروازه قزوین تهران به‌ دنیا آمد. او پسر مردی دانشمند بود که دنبال پژوهش‌های پدرش را گرفت. میرزامحمد در شرح حالی از خود، استادانش را افرادی چون حاج‌هادی نجم‌آبادی، سیداحمد ادیب پیشاوری و محمدحسین خان ذکاءالملک فروغی دانسته است. او زبان فرانسه را نیز از محمدعلی فروغی آموخت و میان آن دو دوستی عمیقی بود.

سیدمحمد از همان زمان دانش‌آموختن، علاقه زیادی به خواندن متون قدیمی و خطی و تصحیح آنها داشت؛ اتفاقی که شاید سفری که همراه قوام به لندن رفت او را در انجامش جدی‌تر کرد. او در شرح حال خود، دیدن کتابخانه‌ سلطنتی در لندن و نسخه‌های خطی آن را مهم‌ترین اتفاق زندگیش می‌داند و نوشته: «من نیز به‌قول معروف که کور از خدا چه می‌خواهد، دو چشم بینا، بلاتأمل پس از وداع ابدی با مادر – که در بیرون دروازه قزوین با چشم‌های پر از اشک، وقتی که گاری پستی حرکت کرد به‌ من گفت من یقین دارم دیگر روی تورا نخواهم دید – در پنجم ربیع الثانی ۱۳۲۲ (۱۲۸۳ شمسی) از تهران حرکت کرده، از راه روسیه و آلمان و هلند به لندن سفر کردم. پس از مشاهده عظمت کتابخانه آن شهر و تأمل آن همه کتب نفیسه نادره از عربی و فارسی و غیره، شوق مطالعه آنها چنان بر من غلبه کرد که بی‌اختیار اهل و وطن و خانواده را نمی‌گویم فراموش کردم، ولی موقتا … خیال آنها را کناری گذاردم.»

او ۳۶ سال از زندگی‌اش را در این حضور  موقت و خواندن و تصحیح متون مهم ادبی و تاریخی ایران گذراند. او در لندن با افراد و ایرانشناسان سرشناسی چون ادوارد براون ملاقات کرد. دوستی میان او و براون در زمانی که او به ریاست بنیاد گیب منصوب شده بود همزمان شد و تصحیح تاریخ جهانگشای جوینی که یکی از مهم‌ترین متون دوران ایلخانان است را به او سپردند؛ تصحیحی که بی‌تردید یکی از نمونه‌های خوب تصحیح متون تاریخی در ایران به شمار می‌رود. او بعد از آن ۸ سال در پاریس اقامت و در کلاس‌های مستشرقین شرکت کرد. در این زمان او با علامه علی‌اکبر دهخدا که در تبعیدی خودخواسته در این شهر بود، آشنا شد. او دوستی با دهخدا را یکی از مهم‌ترین اتفاقات  زندگی‌اش می‌دانست.

علامه با آغاز جنگ جهانی اول در پاریس، مشغول کار روی متون بود که به توصیه حسینقلی‌خان نواب، وزیر مختار ایران در آلمان به برلین رفت. ورود او به برلین با بسته شدن راه‌ها همزمان بود و حضورش در این شهر ۵ سال زمان برد. در این ۵ سال او با سیدحسن تقی‌زاده آشنا شد و با کمک‌های او به پژوهش‌هایش ادامه داد. بعد از جنگ، او بار دیگر به پاریس بازگشت. حضورش در پاریس همزمان با کنفرانس صلح پاریس بود که از ایران هیأتی به ریاست دوست قدیمی او محمدعلی فروغی شرکت کرده بودند. فروغی در آنجا متوجه مشکلات مالی علامه شد و تلاش کرد تا مقرری‌ای برایش درست کند. اما با آغاز جنگ جهانی دوم ماندن در اروپا برای علامه قزوینی سخت شد و او به همراه همسر ایتالیایی و دخترش سوزان از طریق استانبول به ایران آمد. او در بازگشت، طبقه دوم خانه دکتر شایگان را در کوچه جم اجاره کرد. در این دوره زندگی سختی داشت و با نوشتن مقالات امرار معاش می‌کرد. با به سلطنت رسیدن محمدرضا پهلوی در سال ۱۳۲۰، به دستور او جلساتی با حضور برخی چهره‌های ادبی فرهنگی همچون دکتر قاسم غنی و دهخدا در کاخ مرمر برگزار شد. یکی از کسانی که به این جلسات دعوت شد علامه بود. البته او علاقه‌ای نداشت اما با اصرار دوستان شرکت می‌کرد. برای شرکت در این جلسات ۲۰هزار تومان به او پرداخت شد و او با وامی که گرفت خانه خیابان فروردین را به مبلغ ۳۶هزار تومان خرید. او برای کمبود پول وامی گرفته بود که در ۳ سال آخر زندگی، پرداخت آن و نگرانی از دست‌دادن سرپناه زن و فرزندش که ایرانی نبودند مهم‌ترین مشکلش شد.

به گفته عباس اقبال‌ آشتیانی که از نزدیک‌ترین دوستانش بود این وضعیت باعث تشدید بیماری او شد و در نهایت آنها به تقی‌زاده گفتند. تقی‌زاده با کمک به چاپ کتاب علامه و پولی که از چند نفر از صاحب‌منصبان گرفت این وام را تأدیه کرد تا علامه با خیالی آسوده سر بر بالین ابدیت بگذارد. برای نوشتن از کارهایی که علامه قزوینی انجام داده باید صفحات زیادی نوشت. نامه‌نگاری او با دکتر قاسم غنی و کتاب‌های چندجلدی مقالاتش بخشی از آثار به‌جای مانده از یکی از چهره‌های مهم ادبی ایران است؛ مردی که در نهایت به وصیت خودش در کنار قبر شیخ ابوالفتوح رازی در حرم حضرت عبدالعظیم به خاک سپرده شد.»

انتهای پیام

منبع: ایسنا

ساختمانی پنج طبقه روی بنای تاریخی موسسه باستان‌شناسی دانشگاه تهران سایه انداخت و عرصه و حریم این اثر تاریخی را مخدوش کرد.

به گزارش ایسنا، این ساختمان در حال ساخت با بیش از پنج طبقه ارتفاع در حالی در عرصه بنای تاریخی موسسه باستان‌شناسی دانشگاه تهران در حال ساخت است که به نظر می‌رسد پلان‌های نهایی آن برای تکمیل ساختمان نیز رو به پایان است و حتی آن ساختمان بخشی از حیاط بنای تاریخی موسسه را اشغال کرده است.

با توجه به قرار گرفتن ساختمان در دست ساخت در چند قدمی بنای تاریخی موسسه باستان‌شناسی دانشگاه تهران و ارتفاع بیش از حد آن که حریم منظری این بنا را اشغال کرده است، مشخص نیست که آیا استعلامی از میراث فرهنگی برای ساخت این بنا گرفته شده است یا خیر؟

موسسه باستان‌شناسی دانشگاه تهران از بناهای ساخته شده بین سال‌های ۱۲۹۹ تا ۱۳۲۰ شمسی با مساحت ۶۷۰ مترمربع است، این ساختمان در سال ۱۳۳۸ به پیشنهاد دکتر عزت‌الله نگهبان در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران تأسیس شد، آن موسسه از سال۱۳۵۴ به نزدیکی باغ فردوس، نبش کوچه لادن و خیابان ولیعصر امروزی در مکان کنونی‌اس منتقل شد، این محل توسط زنده یاد محمود افشار به عنوان وقف در اختیار موسسه باستان شناسی دانشگاه تهران قرار گرفت که در ۱۰ مهر  ۱۳۸۰ در فهرست آثار ملی کشور نیز به ثبت رسید.

انتهای پیام

منبع: ایسنا

شرکت “مدرنا” اعلام کرد که در ماه نوامبر سال جاری از عملکرد دقیق واکسن کرونا ساخت خود مطلع می‌شود.

به گزارش ایسنا به نقل از سی‌ان‌بی‌سی، شرکت “مدرنا” اولین شرکت داروسازی است که آزمایشات انسانی واکسن کروناویروس ساخت خود را انجام داد.

این شرکت اعلام کرد که عملکرد دقیق این واکسن در ماه نوامبر مشخص می‌شود.

“استفان بانسل”(Stephane Bancel) مدیرعامل این شرکت گفت: ما می‌توانیم در ماه اکتبر از آزمایش‌های اخیر به اندازه کافی اطلاعات کسب کنیم تا کارایی واکسن را ارزیابی کنیم.

گرچه بانسل این جدول زمانی را بعید می‌داند.

این در حالی است که “دونالد ترامپ” رئیس جمهوری ایالت متحده اظهار داشت که ممکن است واکسن کرونا در ماه اکتبر آماده شود.

تاکنون هفت واکسن از جمله واکسن شرکت مدرنا در مرحله سوم و نهایی آزمایش بالینی خود هستند که شامل آزمایشات وسیع روی انسان‌ها می‌شود.

بنا به اعلام کانال خبری سی‌ان‌بی‌سی، اگر در هفته‌های آتی میزان ابتلا در آمریکا کند شود، پاندمی کووید-۱۹ به طور بالقوه می‌تواند در بدترین حالت ممکن، در ماه دسامبر از بین برود.  

شرکت مدرنا اعلام کرد که در مرحله سوم آزمایش بالینی واکسن این شرکت، بیش از ۲۵ هزار نفر شرکت کرده‌اند.

این شرکت در آزمایش‌های واکسن در مقیاس کوچک در اوایل سال جاری، اعلام کرد نتایج امیدوارکننده‌ای از این واکسن حاصل شده است.

مدرنا اعلام کرد که قصد دارد ۵۰۰ میلیون تا یک میلیارد دوز از واکسن خود را تولید کند.

این واکسن با استفاده از پیامرسان RNA بدن را فریب می‌دهد تا با تولید پروتئین‌های ویروسی با بیماری مبارزه کند.

البته باید برای محافظت از کرونا دو مرحله تزریق انجام شود.

حدود ۱۰ هزار داوطلب در مرحله سوم آزمایش بالینی، دومین تزریق واکسن را نیز انجام دادند.

انتهای پیام

منبع: ایسنا

افزایش قیمت کره در دو هفته گذشته و کمیاب شدن آن در بازار واکنش های بسیاری از سوی افکار عمومی در پی داشت و برخی حتی به موضوعاتی چون احتکار، انحصار و گرانفروشی نیز در خصوص افزایش قیمت کره اشاره کرده بودند. موضوعاتی که رئیس هیات مدیره انجمن صنایع فرآورده­‌های لبنی توضیحاتی در خصوص آن ارائه داد.

به گزارش ایسنا بنابر اعلام برخی از مسئولان در صنعت لبنیات کشور حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی واردات کره و خارج شدن آن  از گروه کالایی مشمول دریافت ارز مرجع از یکی دوسال پیش باعث شد که واردات کره با ارز دولتی عملا به صفر برسد و با به اتمام رسیدن موجودی کره های وارداتی  شرکت های لبنی در ماه های اخیر، طی هفته های گذشته این  محصول لبنی در بازار کمیاب شده و قیمت آن نیز افزایش یابد. به عبارت دیگر این افزایش دوبرابری قیمت کره های موجود در بازار به این دلیل بود که شرکت های لبنی دیگر کره وارداتی برای عرضه به بازار نداشتند و خودشان مجبور به تولید کره در داخل کشور شدند. کره ای که قیمت تمام شده آن با توجه به نرخ چربی در کشور افزایش یافت و آنها نیز مجبور شدند قیمت کره را برای مصرف کننده افزایش دهند  و به همین خاطر هر قالب کره ۱۰۰ گرمی از حدود ۴هزارتومان به ۸هزارتومان تغییر قیمت داد.

تغییر قیمتی که طی روزهای گذشته ستاد تنظیم بازار نیز با آن موافقت کرد و نرخ مصوب کره داخلی به هرکیلو ۸۰ هزارتومان رسید.

البته این افزایش ناگهانی قیمت کره واکنش های بسیاری از سوی مصرف کنندگان و برخی مسئولان در پی داشت و سوالات بسیاری از سوی آنها مطرح شد. سوالاتی که پاسخ آنها را از میر اسلام تیموری- رئیس هیات مدیره انجمن صنایع فرآورده­‌های لبنی جویا شدیم.

خلاصه ای از این گفت وگو در ادامه آمده است:

*براساس آخرین اظهارات گمرک از ابتدای امسال تا ۹ شهریور  بیش از ۶هزارتن کره وارد کشور شده و این در حالیست که صنعت لبنیات مدعی است از سال ۹۷ و ۹۸ واردات کره نداشتیم، بالاخره آیا در این بازه زمانی کره وارد کشور شده است یا خیر؟

دولت پایان سال ۹۷ سفارش واردکنندگان کره را برای واردات جهت تخصیص ارز مرجع ثبت کرد. به بخشی از ثبت سفارش ها ارز مرجع تخصیص داده شد و به بخشی نیز ارزی تعلق نگرفت. فروردین ۹۸ دولت  ارز ۴۲۰۰تومانی کره را حذف کرد در حالی که هنوز برخی از ثبت سفارش ها ارز نگرفته بودند و مقادیر زیادی کره هم در راه رسیدن به کشور بودند. در نهایت در خرداد ۹۸ اعلام شد که به هر کره ای که وارد شده یا مدارک نشان می دهد از مبدا حمل شده است، ارز تخصیص داده می شود.

آماری که گمرک اعلام کرده کره هایی است که از قبل ثبت سفارش شده بودند اما در بنادر مانده بودند، زیرا آن زمان تخصیص ارزی برای ترخیص صورت نگرفته بود. منظور گمرک خروج این محموله از گمرکات به داخل کشور است. این  ۶هزارتن مربوط به ثبت سفارش های پایان سال ۹۷ است، زیرا بعد از آن تاریخ دولت هیچ ثبت سفارشی با ارز ۴۲۰۰تومان انجام نداد.

*برخی معتقدند که واردات کره میان چندین شرکت بزرگ لبنی تقسیم شده است و عملا انحصار صورت گرفته است، برای این موضوع چه توضیحی دارید؟

واردات کره به دلیل زمان بر بودن، حجم نسبتا بالا، خرید یکجا و  ارزش ریالی آن نیاز به نقدینگی بالایی دارد و هر شرکتی توانایی واردات کره را ندارد.   واردات کره در ۲۵ سال گذشته یعنی از سال ۷۶ که ممنوعیت واردات آن برداشته شد توسط چندین شرکت بیشتر صورت نمی گرفت و تعداد واردکنندگان به انگشتان دست هم نمی رسید. زمانی که مابه التفاوت ارزی وجود نداشت متقاضی آن  هم زیاد نبود اما به محض ایجاد مابه التفاوت ارزی یعنی از سال ۹۷ به بعد برخی تصمیم گرفتند کره وارد کنند. باید پرسید چه اتفاقی افتاده است که متقاضی واردات کره زیاد شده است؟ .مشابه این موضوع در سال ۹۱ و ۹۲ هم اتفاق افتاد. در دوره اخیر ۱۳ شرکت واردات داشته اند.

*از چه کشورهایی کره وارد می کنیم؟

از نیوزلند، هلند، آلمان، آمریکا، استرالیا، فرانسه و هند  و اروگوئه در مقاطعی کره به کشور وارد شده است. بخش اعظمی از کره  بسته بندی در کشور تا کنون وارداتی بود. علت واردات هم این بود که هزینه تولید کره در داخل گرانتر تمام می شد و واردات صرفه اقتصادی داشت. در هر مقطعی که تولید کره داخلی صرفه اقتصادی داشت، این کار انجام شده است ولی این مقاطع کوتاه بود.

* آیا صادرات کره هم داریم؟

 کره مطلقا به هیچ کشوری صادر نمی شود و جزو ممنوعیت های وضع شده است. زمانی که مشکلات ارزی نبود صادرات توجیه اقتصادی نداشت. زمانی که مابه التفاوت بین ارز دولتی  و آزاد در کشور ایجاد شد دولت جلوی صادرات آن را گرفت و صادرات کره از سال ۹۷ممنوع شد.

*با افزایش قیمت کره این موضوع مطرح شد که برخی شرکت ها، کره های وارداتی را در انبارهای خود ذخیره کرده اند تا با دوبرابر قیمت به نام کره ایرانی در زمان مناسب به بازار عرضه کنند و به نوعی احتکار کره صورت گرفته است و بازار نیز توسط همین شرکت ها تعیین می شود، پاسخ شما به این اظهارات چیست؟

احتکار یعنی اینکه جنسی در  بازار نباشد و شرکت های لبنی آن را نگه داشته باشند به امید اینکه افزایش قیمت یابد. اما مگر چند روز است که مشکل کره در کشور داریم؟ تا حداکثر یک هفته پیش آیا کمبودی در بازار احساس می شد؟ وقتی کمبودی نبود آیا احتکاری رخ داده است؟ وقتی کره به اندازه کافی در بازار وجود دارد یعنی احتکاری نیست.

در مورد اینکه گفته می شود شرکت های لبنی کره های وارداتی با ارز ۴۲۰۰ تومانی را ذخیره کرده اند و قرار است گران تر و به اسم کره تولید داخل عرضه کنند، نهادهای نظارتی باید نظر دهند. این وظیفه آنهاست که بدانند هر کدام از شرکت ها چقدر کره وارد و چقدر به بازار عرضه کرده اند و آیا کره مازاد دارند یا خیر. اگرچه ستاد تنظیم بازار چندین بار اعلام کرد که کره های وارداتی با ارز مرجع رو به اتمام است اما می توان برای صحت سنجی از این ستاد و سازمان حمایت پرس و جو کرد. از طرفی شرکت های لبنی هم اعلام کردند که کره ۴۲۰۰ تومانی ندارند و اگر نهادی قصد نظارت دارد این کار را انجام دهد. این نکته را هم باید اضافه کرد که اگر کره وارداتی وجود داشت آیا ستاد تنظیم بازار مجوز افزایش قیمت کره را براساس قیمت کره تولید داخل می داد؟ قطعا آنها هم به این نتیجه رسیدند که کره وارداتی تمام شده است.

برخی گفته اند که ۳۲ تن کره احتکار شده است. یعنی کمتر از یک هزارم مصرف سالیانه کشور. مگر با این مقدار می توان احتکار کرد. احتکار معمولا عدد بزرگی است. برخی ذخیره انبار برخی شرکت ها را احتکار می دانند. در حالی که این موضوع درست نیست و شرکت ها همیشه در انبارهایشان حدود ۱۰ هزارتن ذخیره کره دارند و در حال حاضر به کره داخلی تعلق دارد.

* گفته می شود شرکت های لبنی کوچک به سختی می توانند از شرکت های لبنی بزرگ کره دریافت کنند و برخی واحدها حتی با قیمت های غیر رسمی کره در اختیار واحدهای کوچک قرار می دهند و به نوعی برای وزارت صمت سندسازی می کنند، پاسخ شما به این صحبت ها چیست؟

از وقتی ارز تخصیصی کره، حذف  و واردات آن قطع شد شرکت های بزرگ، دیگر کره به صورت فله نفروختند، زیرا از سهم بسته بندی خودشان در بازار کم می شد. در گذشته اینگونه بود که شرکتی مقداری کره وارد کشور می کرد، بخشی را برای خود بر می داشت و بخش دیگر را به شرکت هایی که توانایی واردات نداشتند می فروخت. ولی با وجود محدودیت پیش آمده این رویه عوض شد.

اما اگر شرکتی سند و مدرکی در مورد گرانفروشی و یا سند سازی دارد می تواند آن را دراختیار نهادهای نظارتی بگذارد تا آنها پیگیری های لازم را انجام دهند.

*پس با این شرایط احتمال تعطیلی واحدهای کوچک وجود دارد؟

ظرف یکسال اخیر بارها و بارها به سازمان  حمایت مراجعه و اعلام کردیم که شرکت های کوچک کره خارجی ندارند و اجازه دهید که این شرکت ها با قیمت های معقول کره تولید داخل را بسته بندی کنند و بفروشند. اما دولت بنا به دلایلی این اجازه را نداد، زیرا احتمال نشت کره وارداتی و عرضه آن به جای کره داخلی را می داد. اما امیدواریم شرکت های بزرگ و کوچک با شرایط پیش آمده به تولید کره مبادرت کنند.

 *قیمت تمام شده کره تولید داخل چقدر است؟

 همه تصور می کنند قیمت درج شده بر روی بسته های کره به جیب صنایع می رود در حالی که ۹ درصد از آن ارزش افزوده، ۱۰ تا ۱۵ درصد سود مغازه دار، ۱۰ درصد هزینه پخش سراسری  است که در نهایت به ۵۸ هزارتومان می رسیم که از این مقدار ۶ هزارتومان هزینه بسته بندی آن است و نهایتا قیمت  تمام شده کره فله حدود ۵۲ هزارتومان خواهد شد. به عبارت دیگر کره ۸۲ درصد چربی دارد که قیمت هر دهم درصد آن  بیش از ۶۰ تومان است. اگر این عدد را در ۸۲ ضرب کنیم قیمت مواد اولیه۴۹ هزارتومان و با هزینه فرآوری ۵۳ هزارتومان (در حال حاضر ۵۶  هزار تومان است) خواهد شد. بنابراین با قیمت چربی ۶۰۰ ریالی بابت ۱ دهم درصد چربی و قیمت فروش ۸ هزار تومانی برای کره ۱۰۰ گرمی، سود تولید کننده صفر است و زیان هم  دارد.

چند شرکت داخلی کره تولید می کند؟

در خصوص کره باید گفت دو دسته شرکت وجود داشتند که کره وارداتی را بسته بندی و عرضه می کردند.  دسته ای از آنها شرکت های لبنی بودند که علاوه بر تولید محصولات لبنی خود، کره وارداتی هم بسته بندی می کردند اما دسته دیگر فقط شرکت های بسته بندی بودند.  طی دو سال اخیر تقریبا همه شرکت های لبنی و بخشی از شرکت های بسته بندی به سمت تولید کره حرکت کردند.

*آیا تکنولوژی تولید کره در داخل کشور وجود  دارد؟

 فناوری تولید کره طی سالهای قبل وارد کشور شده است و طی ۵ سال اخیر شرکت های لبنی تلاش کردند که کره تولید کنند. از نظر وجود تکنولوژی مشکلی نداریم ولی باید بر روی دستورالعمل تولید کره بیشتر کار کنیم.

تا قبل از اینکه تولید داخلی داشته باشیم یک یا حداکثر دو نوع کره با عطر و طعم مشخص وارد کشور می شد و در بسته بندی ها مختلف عرضه  می شد. اما امروز باید منتظر این باشیم که هر برند کره مختص به خود راتولید کند. یعنی همانطور که ماست و شیر هر برندی کیفیت  مخصوص به خود را دارد کره هم به همین شکل خواهد شد و شاهد تنوع در طعم کره خواهیم بود. این موضوع قطعا می تواند باعث افزایش کیفیت و تنوع  محصول برای علایق و سلایق مختلف باشد.

 *آیا کره داخلی پاسخگوی مصرف روزانه مردم و صنایع وابسته خواهد بود؟

 در حال حاضر نمی توان پاسخ این سوال را به صورت شفاف داد. زیرا بسیاری از پارامترها برای ما مشخص نیست. با توجه به افزایش قیمت کره باید دید میزان تقاضا چه تغییری خواهد کرد. ممکن است سرانه مصرف به طور کل تغییر کند. از طرفی باید دید که آیا شرایط جدید قیمت شیر خام را از تعادل خارج می کند و به طور کل سیاست های دولت برای تعیین قیمت شیرخام و واردات نهاده های مورد نیاز دامداری ها چگونه پیش می رود. زمانی که این پارامترها شفاف شود می توانیم بگوییم که آیا کره تولید داخل نیاز کشور را پاسخگو هست یا خیر.

*در صورت ثبات شرایط فعلی یعنی ثبات قیمت شیرخام و نهاده های دامی؟

در این صورت به احتمال زیاد مشکلی در زمینه تامین کره نخواهیم داشت و تولیدات داخلی، نیاز مصرف داخلی را جواب می دهد ولی ممکن است قیمت آن افزایش یابد.

*گفته می شود نژاد گاوهای موجود در کشور هولشتاین بوده و این نژاد شیر پر چربی تولید نمی کند، با این وجود چگونه می توان چربی مورد نیاز برای تولید کره را از این شیرها استحصال کرد؟

بله نژاد گاوهای موجود در ایران اکثرا هولشتاین است که چربی آنها در بهترین شرایط ۳.۵ درصد است. اما می توان با اقداماتی از جمله تغذیه مناسب درصد چربی شیر آنها را در حد ۰.۱ تا ۰.۲ درصد افزایش داد. به عبارتی به ازای هر ۰.۱ درصد افزایش چربی شیر می توانیم از ۷ میلیون تن شیر دریافتی صنعت  ۷هزارتن چربی به دست آوریم و این معادل  ۸هزارو۵۰۰تن کره  است. از طرفی وزارت جهاد نیز طی چند سال اخیر بر روی نژادهای دیگری به نام جرسی و سمینتال کار می کند. این نژاد تولید شیر کمتر اما پرچرب تری دارد.

* اینکه اکثر شرکت های لبنی قرار است کره تولیدکنند طبیعتا نیاز به شیر در داخل کشور بالا می رود، آیا با این افزایش نیاز داخلی نباید صادرات محصولات لبنی و شیر خشک را محدود کرد؟

نمی توان صادرات را محدود کرد، زیرا شرکت های لبنی سال هاست که برای به دست آوردن بازارهای خارجی تلاش کرده اند. اما معتقدیم واردات و صادرات باید با ارز یکسان انجام شود. از طرفی ستاد تنظیم بازار برای صادرات خامه ممنوعیت ایجاد کرده است  و برای صادرات محصولات لبنی و شیرخشک باید عوارض پرداخت شود که این موضوع می تواند تا حدودی در بازار تعادل ایجاد کند.

*ممکن است در آینده نیاز به واردات شیر داشته باشیم؟

 به نظرم نیازی به واردات شیر نخواهیم داشت.

*آیا ممکن است افزایش تقاضای شیرخام، برقیمت سایر محصولات لبنی هم اثر بگذارد؟

اگر ارز  ۴۲۰۰ تومانی از نهاده های دامی برداشته شود قیمت ها افزایش می یابد. در غیر این صورت جهش در قیمت لبنیات نخواهیم داشت، زیرا بازار کششی ندارد و خود به خود به نقطه تعادل می رسد.

انتهای پیام

منبع: ایسنا

چهارباغ‌گردی را می‌توان یکی از عادت‌های روزهای تعطیل اصفهانی‌ها از گذشته‌های دور تا دست‌کم زمانی که چهارباغ را به اصول و قاعده‌ای جدید درنیاورده و هنوز انتشار یک ویروس همه دنیا را به هم نریخته بود، دانست.

گردشی که بعضاً با دید و بازدیدهای سرپایی دوستان و آشنایان هم همراه می‌شد و همان می‌شد نُقل مجلسِ شب هنگام آن‌ها که در روز شانس این دیدارها را داشتند.

به گزارش ایسنا، وحید قاسمی – پژوهشگر اصفهان و مدیر پیشین موزه علیقلی آقا در اصفهان و مدیر موزه خیابان ولی‌عصر- داستانی خیال‌انگیز از چهارباغ‌گردی و ملاقات نوه‌ی عبدالغفار معمار باشی نوه‌ی حاج رحیم قناد اصفهانی در چهارباغ را به گویش اصفهانی این طور روایت می‌کند؛ «چهارباغ برای من یعنی پرسه زنیِ بعد از ظهرهای پنجشنبه در اصفهان، یعنی وقتی که با پدر و مادر و برادر شال و کلاه می‌کردیم و عازم سفر به چهارباغ می‌شدیم، درست انگار که به مهمانی می‌رویم، لباس‌های تر و تمیزمان را می‌پوشیدیم و ملاقات‌مان با چهارباغ آغاز می‌شد. روندی که بر خالفِ ظاهرِ تکرارگونه‌اش اما سرشار از تازگی‌ست وتازه کردن دیدارهایی که شاهدش کرور کرور خاطره است.

مغازه‌هایی که آثار مینیاتورِ درونِ ویترین اسبابِ قصه پردازیست و استادکارهایی که درون مغازه مشغول به کار هستند، سردر باغِ هشت بهشت که وقتی نیمه باز است وسوسه‌ی سرک کشیدن و دید زدن در باغ و کوشکِ باغ را فراهم می‌کند، آن دو باب مغازه کنار همِ اسباب بازی فروشی که کمتر بچه اصفهانی هست از آنها اسباب بازی نخریده باشد، آدم‌های آشنایی که از کنار پدر و مادر می‌گذرند و گاه به سلام و علیکی و لبخندی از کنار هم عبور می‌کنند و گاه خوش و بشِ مفصل‌تر امکانِ تماشای بیشتر را فراهم می‌کند، پاساژهای پارچه فروشی که گاهِ پرسی زنی را برای مادر معنا می‌کنند و برای من خیره شدن در رنگ‌ها و خیال پردازی با توپه‌های پارچه است، یا به وقت تابستان بستنی چمن‌زار با آن ژِتُن‌های رنگارنگاش که برای من و برادرم حکم اسباب بازی را داشتند، برای بستنی یک رنگ، فالوده رنگِ دیگری و مخلوط هم رنگ خودش را داشت.

این حرف‌ها را که برای دوستم گفتم انگار انبان خاطرات او را آتش زده باشم او هم شروع کرد به گفتن از چهارباغ.

چهار باغِ او به زمان قبل‌تر بر می گشت و بخاطرِ شخصیت و احوالِ پدرش که از قضاء معلم پدرِ من هم بود روایت‌هایش حال و هوایِ دیگری داشت، تجربه زندگیِ چهارباغی‌مان متفاوت بود اما یک جاهایی من دوستم و بسیار کسان دیگر را آشنای دیرینِ هم می‌کرد؛ الباقی تجربه‌هایِ زندگیِ چهارباغی دوستم دراگ استور بوعلی از آن نقاط مشترک‌مان بود.

نقلِ تجربه زندگی هر اصفهانی از چهارباغ نَقلی‌ست که موجبِ نَقلِ دیگری می‌شود و این نقل‌ها و قصه‌هاست که هر اصفهانی را دارای نسبتی با اصفهانیِ دیگری می‌کند و همه را شهروند اصفهان، انگار چهارباغ فصل مشترک همشهری بودن است، حتی اگر اصفهان زاده نشده باشی اما با چهارباغِ اصفهان نسبتی و خاطره‌ایی داشته باشی، اهلِ چهارباغ به حساب می‌آیی،نکته‌ی نغز روایت‌هایِ چهارباغ این است، هر کَس بنابر مرتبه و خانواده و شغل خانوادگی قصه خود را از چهارباغ دارد.من، دوستم، اهلِ چهارباغ و حتی نوه عبدالغفارِ معمار باشی.

من عبدالغفار معمار باشی را ندیده‌ام، اما عمارت‌های بسیاری او را دیده‌اند، حکیمی معمار باشی که هم راز زندگی را می دانستِ و هم رازِ عمارت کردن را.

چهارباغ در زندگی من چندین نقش را داشته و اصوال تربیتم کرده است و نه من را که خیلی ها را! چیزی از طنازی و طنزپروری تا تصویرگری و کال هنرورزی را به هر اصفهانی که اهل بوده، آموخته است؛ همین جاها بود که نوه عبدالغفار معمار باشی در گوشم گفت همین طور است نوه حاج رحیمِ قناد! و این جمله را چنان گفت که زندگی جاریست و هیچ افسوسی درکار نیست الا سودای باز و بازِ ساختن، ساختنی برای روایت، ساختنی بر اساس روایت‌هایی که هست.

سال‌هایی که مفهومی به نام میراث فرهنگی من را به خویش خواند، با مفهومِ دیگری که موزه نام دارد آشنایم کرد و موزه مرا در کار به جا آوردن سرزمینم گمارد بیش از هر چیز روایت‌های زندگی مردم در تاریخ نزدیکشان بود که مرا در فهم فضای زندگی.شان کمک کرد، روایت‌هایی که شواهد تاریخی نیز خبر از وجودشان در گذشته دور میداد.

گویی معماری چه در مقیاس زندگی خصوصی و چه در مقیاس یک شهر و چه در مقیاس یک سرزمین و چه در مقیاسِ ایران زمین اسباب روایت سازیست و هر چه فضایی روایت‌مندتر با کیفیت تر.

چهارباغ، یکی از معروف‌ترین فضاهای شهریِ روایت مند است که به دلائل گوناگون نزدیک دو دهه است توجه به این روایت‌ها در آن به ورطه فراموشی سپرده شده است.

میرزا به وقت غروب در راهِ مسجد شاه برای نوه عبدالغفارِ معمار باشی از فرمان تازه شاه خبر داد؛ فرمان بازگشایی دوباره قهوه‌خانه‌ها نه در میدان، که در چهار باغ! وبا همان لهجه شیرینِ اصفهانی اش تاکید کرده: «من نیمیدونم چی طور می شِد تو دلی درگاهیآیی این باغآ، قَوه‌خونه عمارِت کرد!»

نوه حاج عبدالغفارمعمارباشی هم سری تکان داده و پی حرف را گرفته و گفته: «بله میرزا! اِ ز اتفاق به منم گفتن که تو کاری عمارتی درخور برا دیواره‌هایی باغآ باشم برا عمارت کردنی چندتا قوه خونه!»

برعکس نوه‌ی حاج رحیم قناد که قناد نشد، نوه عبدالغفار معمار باشی معمار شده بود و در کارِ عمارتِ قهوه خانه‌ها در بدنه چهارباغ. این اولین شواهد مداخله در کالبد چهارباغ در همان عصر صفویست؛ مداخله‌یی که با رعایتِ در دستور زبان عمارت کردن در چهارباغ اسباب روایت مندی را فراهم می کند.

**********

چهارباغ در پی روایت تماشاهاست؛ دیدن و دیده شدن؛ چه از بدنه مجوف باغاتِ دو سویاش و رژه‌های در میانِ چهارباغ و چه گاهِ عمارتِ قهوه‌خانه‌ها به دست معمارباشی و چه تا آن گاه که من و خانواده‌ام را هر پنجشنبه به سفرِ چهارباغ می‌کشاند.

آها یادم آمد، من بارها نوه عبدالغفار را در خیالِ کودکی‌ام دیده‌ام که در چهارباغ قدم می زد؛ البالیِ خیال پردازی با پارچه‌های رنگی یا در دکانِ آن دو برادری که اول شیخ بهایی، کفشِ زنانه می دوختند و مادر پاتوق خرید کفش‌های دستدوزش آنجا بود. یادم هست که ورودی مغازه‌شان ارسی بود با پنجره‌های رنگی. یا شاید در دکان فاستونی‌فروشی که پدر پارچه کت و شلوارش را از آنجا می خرید. یک بار هم نوه عبدالغفار را در «عکسخانه باردو» دیدم. اولین عکس پرسنلی‌ام را در شش سالگی در باردو گرفتم. تمامی اهل خانواده عکس هایی در این عکسخانه دارند از جمله خاله جان زهره که می‌گفت وقتی دایی بزرگم با زندایی نامزد بوده‌اند اولین عکساش را در عکسخانه باردو گرفتند. تصورش را بکنید من با چه تعداد اصفهانی قصه‌هایی از باردو داریم و این قصه‌ها چه طور ما را بهم پیوند می‌دهد و به اصفهان‌مان می‌رساند.‌ شاید روزی فراخوان دادند هر کس در عکسخانه باردو عکسی دارد بیاورد، شاید روزی که راه نجات چهارباغ موزه زنده و پویایی شد تا دوباره اصفهانی اصفهان را به جا بیآورد؛ یادمان باشد برای بازگشائی‌اش نوه عبدالغفار را هم دعوت کنیم.


*********


همه چیز در این فضای شهری برای تماشا فراهم شده است و این کیفیت به طرزی خردمندانه طرازیده شده است که در طول زندگیِ اصفهانی با تغییراتی اندک اما در یک دستور زبانِ کارآمد روایت هایی را پی هم برای ساختن اصفهان و اصفهانی فراهم آورد.

آخرین باری که نوه عبدالغفار را دیدم حالِ خوشی نداشتم. در چیزی که می‌گفتند چهارباغ است قدم زده بودم اما هیچ آشنایی نیافته بودم. همه چیز غریب بود و برخی ظاهراً نونوار اما بی هیچ قرابتی! این موضوع حالم را بد کرده بود، تا به «کتابفروشی فرهنگ سرا» رسیدم؛ تنها آشنایِ بازمانده! جایی که لذت کتاب و کتاب بازی را بعد از «کتاب فروشی رجایی» برایم تازه کرده بود وآن هم برای اینکه کتاب دیدن بهانه‌ای بود تا یواشکی به محفل جنابِ سپاهانی و دوستانشان نزدیک شوم؛ آنها هر از گاهی حرفی و نقلی میان‌شان بود؛ از گفت‌وگو درباره واژه‌ای تا گفت‌وگو درباره شخصیتی ادیب در اصفهان. همین جا بود که فهمیدم جواد آقای فیض محفل ادبی دارد.

او را چون پزشک اطفال بود و پزشک کودکی برادرم، از قبل می‌شناختم. مطب‌اش بی‌نظیر بود؛ با آن حیاط و معماری اواخر قاجار و اوایل پهلوی اول که قدم گذاشتن در آستانه‌اش خبر از مریضخانه نداشت بلکه پُر بود از زندگی. به جز این پزشک اهل فرهنگ و ادب، حسن آقای کسایی (خدایش رحمت کند) هم به آنجا آمد و شد داشته است و البته بسیاری دیگر از اهل هنر. باری گفتوگوی جنابِ سپاهانی و دوستانش با لهجه های اصفهانیِ شهری که به شعر می مانست، این کتاب فروشی را که مغازه پدری جناب سپاهانی بود به تنها باز مانده آشنا تبدیل کرده است. با آن حالِ ناخوش نشستم پیش آنها، حاال دیگر من را کمابیش در محفل دوستانشان راه می‌دهند و برایم چای و پولکی مهیا می کنند. گفتم: «آقا، من این چهارباغ را نمی شناسم. هیچ چیزش آشنا نیست»


 تایید کردند اما به احوال یک اصفهانی اصیل این طور که «مِگه شوما نمی دونسین؟! آ بایِد شوما که با این معمارا و ایناین، بدونین که…»


این گفت‌وگو حالم را خوش کرده بود اما باز پی چهارباغ بودم. از فرهنگسرا که زدم بیرون، داشتم به جایی درست کنار کتابفروشی، که محلِ «دراگاستور بوعلی» بود، نگاه می کردم. همین موقع، کسی زد سر شانه ام. برگشتم، دیدم نوه عبدالغفار است.


گفت: «چیطوری نوه حج رحیم؟» گفتم: «خُب نیسّم نوه حج عبدالغفار! اینجا را نیمیشناسم. پیایی چارباغم که انگار نیس، انگاری هیچ وخ نبودس!»

گفت: «پس بیبین من چیچی می کشم، اما خُبیش اینس که من کاری خودما کردم.»

گفتم: «بله، شوما ما را اسیری همی این قِصّا کردین. اصش شوما مَنا اسیری عمارِتا، عمارِت کردن، کردین.»

گفت: «مِگه بدس؟ اما خداوِکیلی بیا یه کاری صورت بِدِیم.»


گفتم: «چی چی؟ چه کاری؟»

گفت: «مِگه تو پیایی تماشا و تماشاهایی چهارباغ نبودی؟ نه تو تنا باشیا، خیلیا هسّ ن. بیاین یه موزه عَ لَم کونین، هم من اِز این آوارگی در میام. هم اصفانیا یادشون میاد اصفانا!»

انتهای پیام

منبع: ایسنا

پژوهشگران آمریکایی، یک دست رباتیک ابداع کرده‌اند که می تواند به پزشکان در تشخیص و درمان بهتر بیماری‌ها کمک کند.

به گزارش ایسنا و به نقل از تک‌اکسپلور، شاید به زودی یک دست رباتیک بتواند به پزشکان کمک کند تا با دقت بیشتری به شناسایی و درمان افراد بیمار بپردازند و عملکردی داشته باشند که بسیاری از فناوری‌های کنونی آن را ندارند.

پژوهشگران “دانشگاه هوستون” (University of Houston) آمریکا، نوعی پوست الکترونیکی ابداع کرده‌اند و همچنین یک دست رباتیک ارائه داده‌اند که می‌تواند با استفاده از یک نیمه‌رسانا که قابلیت تحرک بالایی دارد، داده‌های حیاتی را جمع‌آوری کند و به ارزیابی آنها بپردازد.

“کونجیانگ یو” (Cunjiang Yu)، استادیار مهندسی مکانیک دانشگاه هوستون و از پژوهشگران این پروژه گفت: این نیمه‌رسانا را می‌توان به سادگی برای ساخت، مقیاس‌بندی کرد تا برای کاربردهای گوناگون مناسب باشند.

وی افزود: ابداع این گونه ابزارهای الکترونیکی می‌تواند راه را برای ابداع سیستم‌های الکترونیکی پیچیده‌تری هموار کند که نرمی بافت‌های بیولوژیکی را دارند. این پوست هوشمند و دست رباتیک می توانند کاربردهای بسیاری در پزشکی داشته باشند.

نیمه‌رساناهای قدیمی، شکننده هستند و استفاده از آنها در ابزارهای الکترونیکی کشش‌پذیر، به تنظیمات مکانیکی خاصی نیاز دارد. نیمه‌رساناهای پیشین، مشکلات مخصوص به خود را داشتند که تحرک کم و نیاز به تنظیمات پیچیده را شامل می‌شود.

“یو” و همکارانش، نانوتیوب‌های کربنی را به مواد رسانا اضافه کردند تا قابلیت تحرک را بهبود ببخشند. “یو” باور دارد این روش ساخت جدید که برای ساخت نانولایه‌های رسانای کشش‌پذیر به کار می‌رود، گامی برای پیشرفت در زمینه ابزار پزشکی الکترونیکی با قابلیت کشش محسوب می‌شود.

“یو ” افزود: روش مورد استفاده ما بسیار ساده است و می‌تواند به تولید نانولایه‌های باکیفیت کمک کند که کشش‌پذیری بالایی دارند و به سادگی پاره نمی‌شوند.

این پژوهش، در مجله “Science Advances” به چاپ رسید.

انتهای پیام

منبع: ایسنا

صادرات طلای سوییس به آمریکا در ماه میلادی گذشته تقریبا متوقف شد و در عوض، صادراتش به چین و هند افزایش یافت.

به گزارش ایسنا، شیوع ویروس کرونا، جریان تجارت جهانی طلا را با تعطیلی گسترده بازارهای مصرفی آسیا مختل کرد و از سوی دیگر سرمایه گذاران غربی برای خرید طلا که یک دارایی امن در شرایط نامطمئن به شمار می رود، هجوم آوردند. قیمت معاملات طلا در آمریکا بالاتر از قیمت سایر نقاط جهان شد و به انتقال کم سابقه شمشهای طلا به نیویورک منتهی شد.

آمار گمرکی سوییس نشان داد این کشور که بزرگترین مرکز پالایش و ترانزیت طلا در جهان است، در فاصله مارس تا ژوییه ۴۱۲.۹ تن طلا به ارزش ۲۲ میلیارد دلار به آمریکا صادر کرد و در همین مدت مجموعا ۲۳.۷ تن صادرات به چین، هنگ کنگ و هند داشت.

با این حال در اوت، صادرات سوییس به آمریکا به ۲۶.۸ تن سقوط کرد و در مقابل صادرات به هند به ۲۰.۲ تن رسید که بیشترین میزان از ماه مه سال ۲۰۱۹ بود و همچنین سوییس ۱۰ تن طلا به چین ارسال کرد که نخستین محموله از فوریه بود. اما سوییس هیچ صادراتی به هنگ کنگ نداشت که نشان دهنده ضعیف ماندن تقاضای آسیا برای طلاست و به جای آن ۲۵.۴ تن طلا از این شهر دریافت کرد.

صادرات سوییس به ترکیه که کاهش ارزش لیره باعث افزایش سرمایه گذاری در طلا در این کشور شده است، در اوت ۱۶.۲ تن بود که بالاترین میزان از ژوییه سال ۲۰۱۷ بود.

بر اساس گزارش رویترز، سوییس در مجموع ۱۱۶.۵ تن طلا در اوت صادر کرد که در مقایسه با ۱۰۲.۶ تن در ژوییه افزایش داشت.

انتهای پیام

منبع: ایسنا

عربستان سعودی با توبیخ لفظی نزدیکترین متحد خود در منطقه، عزم خود را برای متوقف کردن تخلف اعضای اوپک پلاس در اجرای سهمیه کاهش تولیدشان نشان داد.

به گزارش ایسنا، شاهزاده عبدالعزیز بن سلمان، وزیر انرژی عربستان سعودی رفتار اعضای اوپک که تلاش می کنند نفت بیشتری تولید کنند را قویا محکوم کرد. وی از کشوری نام نبرد اما حضور وزیر انرژی امارات متحده عربی در کنار وی به خوبی گویای منظورش بود.

سهیل المزروعی، وزیر انرژی امارات متحده عربی در یک اتفاق کم سابقه به جای ابوظبی، در ریاض و در کنار همتای سعودی خود در کنفرانس مجازی کمیته نظارتی مشترک وزیران اوپک پلاس حضور پیدا کرد و در سکوت به اظهارات عبدالعزیز بن سلمان گوش کرد.

امارات متحده عربی در ماههای اخیر یکی از بدترین موارد نقض توافق کاهش تولید نفت را در میان اعضای اوپک و متحدانشان داشته است. طبق گزارش آژانس بین المللی انرژی، این کشور در اوت تنها به ۱۰ درصد از سهمیه کاهش تولیدش عمل کرد.

شاهزاده عبدالعزیز در سخنرانی گشایش جلسه کمیته نظارتی مشترک وزیران اوپک پلاس اظهار کرد: استفاده از تاکتیکها برای تولید بیش از حد و مخفی کردن عدم پایبندی در گذشته بارها امتحان شده و همیشه شکست خورده است. تولیدکنندگان متخلف هیچ دستاوردی نداشته و به شهرت و اعتبار گروه خدشه وارد کرده اند.

در حالی که مزروعی به تولید مازاد به میزان اندک اذعان کرده است اما آمار رهگیری نفتکشها نشان می دهد که صادرات این کشور بسیار بالاتر از محدودیت تولیدش بوده است.

وزیر انرژی عربستان سعودی گفت: تلاشها برای زرنگی کردن در بازار موفق نخواهد شد و تاثیر منفی می گذارند زیرا چشمها و فناوری جهان به ما دوخته شده است.

طبق گزارش آژانس بین المللی انرژی، امارات متحده عربی در اوت حدود ۵۲۰ هزار بشکه در روز بالاتر از سهمیه خود نفت تولید کرده است. نقض توافق کاهش تولید از سوی این کشور با شرایط دشوار بازار نفت همزمان شده که سیگنالهای جدیدی از آسیب دیدن تقاضا تحت تاثیر موج دوم ابتلا به ویروس کرونا را دریافت کرده است. نفت برنت پس از ماهها ثبات، هفته گذشته برای نخستین بار از ژوئن به پایین ۴۰ دلار در هر بشکه سقوط کرد.

الکساندر نواک، وزیر انرژی روسیه که ریاست کمیته نظارتی را به طور مشترک همراه با شاهزاده عبدالعزیز برعهده دارد، در ابتدای جلسه گفت: ما شاهد دشواری روند احیای تقاضا برای نفت به سطح پیش از شیوع ویروس کرونا هستیم و دورنمای تولید ناخالص داخلی جهانی و تقاضا برای نفت مورد بازنگری منفی قرار گرفته اند. اینها ترندهایی هستند که باید امروز مورد بحث قرار گرفته و در اقدامات آینده به حساب آورده شوند. نواک پیش بینی کرد تقاضای جهانی برای نفت در سه ماهه دوم سال ۲۰۲۱ به طور کامل احیا شود. وی از تولیدکنندگان مشارکت کننده در پیمان کاهش تولید خواست به طور کامل به کاهش تولیدی که متعهد شده اند، عمل کنند.

همه اعضای اوپک پلاس که از سهمیه تولیدشان فراتر رفته و نفت بیشتری تولید کرده اند، متعهد شده اند که مازاد تولیدشان را در ماههای بعدی جبران کنند. پیش از نشست روز پنج شنبه، عمده کاهش تولید جبرانی قرار بود از سوی نیجریه و عراق تا پایان سپتامبر انجام گیرد.

یک نماینده اوپک که مایل نبود نامش فاش شود، اظهار کرد: این کشورها که اکنون امارات هم شامل آنها قرار می گیرد، تا پایان نوامبر فرصت دارند تا روند جبران مازاد تولیدشان را کامل کنند.

بر اساس گزارش بلومبرگ، شاهزاده عبدالعزیز اظهار کرد: ما باید تلاش کنیم برنامه جبرانی را پشت سر گذاشته و تا پایان سال کامل کنیم.

انتهای پیام

منبع: ایسنا