پیامک ایران

بیست و دومین نشست سالانه وزیران نفت و انرژی مجمع کشورهای صادرکننده گاز (جی‌ئی‌سی‌اف) از طریق ویدیوکنفرانس روز پنجشنبه با انتشار بیانیه‌ای به کار خود پایان داد.

به گزارش ایسنا، بیست و دومین نشست وزیران این مجمع روز پنجشنبه (۲۲ آبان‌ماه)، به ریاست عبدالمجید عطار، وزیر انرژی الجزایر و از طریق ویدیو کنفرانس برگزار شد. در این نشست وزیران نفت و انرژی و مقام‌های عالی‌رتبه الجزایر، بولیوی، مصر، گینه استوایی، ایران، لیبی، نیجریه، قطر، روسیه، ترینیداد و توباگو و ونزوئلا و در عین حال آنگولا، آذربایجان، عراق، مالزی و نروژ به عنوان اعضای ناضر حضور داشتند. 

مدیران انرژی اندونزی، موزامبیک، سنگال، تونس و ترکمنستان به همراه رهبران، موسسه تحقیقات اقتصادی آسه‌آن و شرق آسیا (ERIA)، مجمع بین‌المللی انرژی (IEF)، سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک)  نیز به عنوان مهمانان مجمع در نشست افتتاحیه شرکت کردند. در این نشست پویایی‌های کنونی در صنعت گاز ارزیابی و بر این موضوع تاکید شد که بنیان‌هایی که منجر به رشد مورد انتظار گاز طبیعی در سبد انرژی جهان می‌شود بی‌تغییر باقی خواهد ماند.

شایان ذکر است که گاز طبیعی در میان سوخت‌های فسیلی سریعترین روند رشد را در جهان دارد و تا اواسط قرن به منبعی اصلی در سبد انرژی جهانی تبدیل خواهد شد و سهم خود را از ۲۳ درصد کنونی به ۲۸ درصد افزایش می‌دهد. وزیران نفت و انرژی کشورهای عضو جی‌ئی‌سی‌اف تأکید کردند که این منبع انرژی فراوان و انعطاف‌پذیر همچنان تأمین‌کننده نیازهای روزافزون انرژی جهان و  منشأ سه ستون توسعه پایدار، یعنی توسعه اقتصادی، پیشرفت اجتماعی و حفاظت محیط زیست خواهد بود.

افزون بر این، در این نشست تأکید شد که گاز طبیعی همچنان پشتوانه توسعه پایدار و کاهش آلایندگی سامانه‌های انرژی است، همچنین بر عزم اعضا به‌منظور افزایش سرعت همکاری برای توسعه کارآیی جی‌ئی‌سی‌اف تاکید شد.

مجمع کشورهای صادرکننده گاز همچنین بر تاب‌آوری کشورهای عضو در تلاش برای اطمینان از عملکرد بدون محدودیت بازارهای آزاد و انعطاف‌پذیر گاز و  عرضه بی‌وقفه به مشتریان باوجود چالش‌های متعدد و کاهش درآمد، تاکید کرد.

طبق اعلام وزارت نفت، در افتتاحیه این نشست عبدالمجید عطار با مروری بر تحولات اخیر در صنعت گاز، الزام‌های راهبردی برای پیشرفت این صنعت را تشریح و بر نقش اصلی جی‌ئی‌سی‌اف به عنوان بستری منحصر به فرد برای گفت‌وگوی چند جانبه کشورهای صادرکننده و مصرف‌کننده گاز و فعالان این صنعت تاکید کرد. 

یوری سنتورین، دبیرکل جی‌ئی‌سی‌اف ضمن ارائه گزارش مدیریت دبیرخانه، فعالیت‌های انجام شده در سال ۲۰۲۰ میلادی همسو با تحقق اهداف چشم‌انداز مندرج در بیانیه ۲۰۱۹ مالابو گینه استوایی، اساسنامه مجمع، راهبرد بلندمدت، برنامه کاری پنجساله و برنامه‌های کاری سال‌های ۲۰۱۹ و ۲۰۲۰ را تشریح کرد.

در این نشست، نسخه پیشرفته ۲۰۲۰ نشریه اصلی مجمع، چشم‌انداز جهانی گاز ۲۰۵۰، براساس «الگوی جهانی گاز» جی‌ئی‌سی‌اف ارائه شد. وزیران این مجمع نیز از راه‌اندازی بولتن آماری سالانه و گزارش جدید سالانه کوتاه مدت بازار گاز جی‌ئی‌سی‌اف استقبال و از دستاوردها در زمینه تأسیس موسسه تحقیقات گاز در الجزایر قدردانی و تشکر کردند.

همچنین در این نشست سیاست و روند ارائه جوایز جی‌ئی‌سی‌اف تصویب شد، مراسم اهدای جوایز جی‌ئی‌سی‌اف از سال ۲۰۲۱ آغاز و طی مراسمی در حاشیه ششمین نشست سران جی‌ئی‌سی‌اف برگزار می‎شود.

در بررسی گزارش مقدمات برگزاری ششمین نشست سران مجمع کشورهای صادرکننده گاز، وزیران نفت و انرژی این مجمع از پیشرفت‌های قطر به عنوان میزبان این رویداد دوسالانه، که قرار است ۱۸ نوامبر ۲۰۲۱ در دوحه برگزار شود ابراز رضایت کردند. در همین حال، الجزایر در سال ۲۰۲۳ میلادی در الجزیره میزبان هفتمین نشست سران جی‌ئی‌سی‌اف خواهد بود.

در این نشست فرانکلین مولینا اورتیز، وزیر هیدروکربن بولیوی به عنوان رئیس نشست وزارتی سال ۲۰۲۱ (۲۷ آبان‌ماه سال ۱۴۰۰) و فرانکلین خان، وزیر انرژی و صنایع انرژی جمهوری ترینیداد و توباگو به عنوان نایب رئیس انتخاب شدند.

افزون بر این، محمد همل از الجزایر به عنوان رئیس هیئت اجرایی و آنجل گونزالس سالترون از ونزوئلا به عنوان نایب رئیس هیئت اجرایی در سال ۲۰۲۱ میلادی منصوب شدند.

بیست و سومین نشست وزیران نفت و انرژی جی‌ئی‌سی‌اف ۱۶ نوامبر ۲۰۲۱ (۲۵ آبان‌ماه سال ۱۴۰۰) در دوحه قطر برگزار می‌شود.

انتهای پیام

منبع: ایسنا

رئیس پژوهشگاه هواشناسی و علوم جو وزارت راه و شهرسازی از رونمایی و بهره برداری از فاز دوم سامانه پیش بینی و هشدار سیل، برف و یخبندان در شهر تهران خبر داد.

به گزارش ایسنا از روابط عمومی پژوهشگاه هواشناسی و علوم جو، مهدی رهنما گفت: سامانه‌ نرم افزاری پیش بینی و هشدار سیل از نوع سامانه‌های هشدار سیل نسل چهارم است که با توجه به ماهیت آن قادر است حداقل سه تا چهار روز قبل از زمان رخداد سیل، امکان وقوع و مشخصه‌های سیل آتی را که شامل تمامی مشخصه‌های مورد نیاز مدیریت و هشدار سیل می‌باشد، پیش‌بینی، به‌روز رسانی و تدقیق نماید.

وی مهمترین مشخصات خروجی این سامانه که توسط پژوهشگاه هواشناسی و علوم جو طراحی و تولید شده است را پیش‌بینی هیدروگراف سیل برای نقاط کنترل مشخصی از حوضه که بر اساس آن مکان و زمان وقوع سیل، دبی حداکثر سیل، حجم سیلاب ۵ و ۱۰ روزه در حوضه را در اختیار قرار می‌دهد، عنوان کرد.

رئیس پژوهشگاه هواشناسی و علوم جو افزود: سامانه پیش‌بینی و هشدار سیل حوضه‌های آبریز شمال تهران با همکاری، حمایت و پشتیبانی سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران و سازمان هواشناسی کشور و بر اساس اجرای روش‌های همادی (احتمالی) و شبیه سازی هیدرولوژیکی طراحی و مورد بهره‌برداری قرار گرفته است.

رهنما اضافه کرد: امکان پیش‌بینی برف و یخبندان نیز از دیگر قابلیت‌های این سامانه است، به‌نحوی که پیش‌بینی‌های این بخش از سامانه با هدف برنامه‌ریزی به منظور به‌کارگیری تجهیزات و آمادگی برای مقابله با برف و یخبندان در سطح بزرگراه‌ها، جاده‌ها و معابر مناطق شمالی تهران از اهمیت به‌سزایی برخوردار است.

وی ادامه داد: با بهره‌برداری از سامانه‌های پیش‌بینی و هشدار سیل، برف و یخبندان می‌توان با برنامه‌ریزی مناسب در بخش پیشگیری و مقابله، از بروز خسارت‌های اقتصادی و اجتماعی در شرایط بحران‌های ناشی از حوادث طبیعی تا حد زیادی جلوگیری کرد و میزان تاب‌ آوری در برابر مخاطرات جوی را در سطح شهر تهران افزایش داد.

سامانه هشدار سریع زلزله، فاز دوم سامانه پیش بینی و هشدار سیل و سامانه پیش بینی برف و یخبندان در شهر تهران هفته گذشته در مراسمی با حضور رئیس سازمان مدیریت بحران کشور، رئیس پژوهشگاه هواشناسی و علوم جو وزارت راه و شهرسازی، رئیس شورای اسلامی شهر، شهردار و جمعی از مدیران ارشد شهری و خدمات اضطراری در محل سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران رونمایی و بهره برداری شد.

انتهای پیام

منبع: ایسنا

کتاب «در سرزمین مردمان نجیب»، سفرنامه ایران جهان‌گرد اهل کرواسی منتشر شد.

به گزارش ایسنا بر اساس خبر رسیده، این کتاب که در کرواسی منتشر شده، سفرنامه هروُیه روپچیچ (Hrvoja Rupčića)، جهان‌گرد اهل کرواسی و نتیجه دو ماه ایران‌گردی او با موتورسیکلت در سراسر ایران است که در قالب کتابی با عنوان «در سرزمین مردمان نجیب» منتشر شده.

در معرفی کتاب «در سرزمین مردمان نجیب» آمده است: این کتاب اکنون در فهرست سه کتاب پرفروش کتاب‌فروشی آنلاین کرواسی (Vbz.hr) قرار دارد.

سفرنامه هروُیه روپچیچ به ایران، دعوتی برای سفر معنوی، و یادآور ارزش‌های انسانی و جمعی جهان است و این‌که او هرگز تصور نمی‌کرد که در سال ۲۰۲۰ چه بن‌بستی در انتظار جهان‌گردی و جهان‌گردان خواهد بود.

این کتاب که به قیمت ۱۰۳ کونا (حدود ۱۴ یورو) از طریق وب‌سایت کتاب‌فروشی آنلاین کرواسی (Vbz.hr) در معرض فروش است، قرار بود در نمایشگاه بین‌المللی کتاب «اینترلیبر زاگرب» عرضه شود که به دلیل شیوع ویروس کرونا، این نمایشگاه برگزار نشد.

انتهای پیام

منبع: ایسنا

«کابوس نیمه‌شب دوم تیر ماه ۱۲۸۷ باغشاه، برای خفتگان خندق پشت دروازه باغشاه که حالا حیاطی شده وسط تهران افسارگسیخته، تمام نشده است»

این داستان تمام نشدنی بعد از مدت‌ها بار دیگر به چشم آمده آن‌هم وقتی حرف و حدیث‌ها برای تبدیل خانه‌ای که به قبرستان ملک المتکلمین و صوراسرافیل تبدیل شده بود، به پارکینگ قوت گرفت، هر چند، ساعاتی بعد رییس سازمان زیباسازی آن را به طور کامل تکذیب کرد.

به گزارش ایسنا، به جای همه حرف‌ها و داستان‌هایی که در طول یکی دو سال گذشته از آغاز مرمت‌ها در این محوطه که درست چسبیده به بیمارستان لقمان قرار دارد، از زبان متولیان شهری و حتی ناظر میراث فرهنگی در این پروژه مطرح شده بود، اما دیده‌های این روزها از مقبره شهدای مشروطه در خیابان کمالی، خیابان مخصوص، بن‌بست شهید سیدمحمد ابراهیمی، چسبیده به یکی از ورودی‌های بیمارستان لقمان جور دیگری است. منظره‌ی نخست این فکر را به ذهن می‌اندازد که قرار است کابوسی همیشگی بر سر این قبرها، به جای وعده و وعیدهایی که تا امروز مطرح می‌شدند، آوار شوند.

نخستین خبرهای منتشر شده حدود هفت سال قبل از وضعیت نامناسب «قبور شهدای مشروطه» خبر می‌دادند، اما راه به جایی نبردند تا یک سال بعد «وضعیت آرامگاه از نامناسب به ویرانه رسید» و به مرور چیزی از ۶ قبر قرار گرفته در خانه‌ی سرایداری چسبیده به بیمارستان لقمان به جز تلی از خاک وجود نداشت، ان‌ها با روی گشاده با خبرنگاران رو دررو می‌شدند تا شاید دردشان به درمانی برسد، اما این روزها نه تنها خانه‌شان به طور کامل از بین رفته، بلکه از ۶ قبر قدیمی در این نقطه، یکی سنگ قبری شکسته باقی مانده، یکی سنگ قبری نو شده و دیگری با آجرهای قدیمی خانه که روی بخشی از آن تلنبار شده‌اند، همنوا شده است.

دیدنِ قبرهای باقی مانده از این آرامگاه متفاوت‌تر از گذشته است، حالا بن بست رو به بیمارستان را که درِ کناری‌اش به محوطه آرامگاهی شهدای مشروطه و دو روزنامه‌نگار می‌رسید بسته شده و کارگاهی دایر است، تنها راه باقی مانده به فضای بیمارستان ختم می‌شود، درست رو به روی اورژانس بیمارستان لقمان، جایی که بنر آبی رنگ با طرح اسلیمی  بیمارستان را از آرامگاه جدا می‌کند.

اما پشت بنر فضا کاملا متفاوت است، دیواره‌ی اولیه خانه که فرو ریخته و مرمت‌گران چیزی شبیه به اتاقک جای اتاق قبلی که دو قبر در زیرزمین داشت را نوسازی کرده‌اند، دیگر نه از خانه سرایدار چیزی باقی است و نه دل نگرانی‌ها برای ریزشِ ستون‌های اوار شده بر سر قبرهای باقی مانده.

اما همین بستن راه به ورودی خانه و متوقف شدن کارها که به نظر می‌رسد مدتی از آن می‌گذرد دل‌نگرانی به همراه دارد.

آرامگاه «صوراسرافیل»، «ملک‌المتکلمین» و برادر او و یک نفر از یاران این دو روزنامه‌نگار و شهید مشروطه، در حیاط خانه و مهدی ملک‌زاده فرزند ملک‌المتکلمین و همسرش خدیجه‌سلطان در زیرزمین خانه قرار گرفته بودند.

در گذشته می‌گفتند این خانه قبل‌ترها بزرگتر بوده، اما در سال‌های پیش، بیمارستان لقمان با تصرف بخش‌هایی از آن، اقدام به ساخت‌وساز در اطراف خانه کرده و اکنون فقط مساحتی حدود ۵۰ متر به‌عنوان آرامگاه این پنج نفر باقی مانده است  و حالا مشخص نیست چقدر از همان مساحت هم باقی می‌ماند.

حدود سال ۱۳۸۳ یکی از کارشناسان سازمان میراث فرهنگی با دیدن خانه و قبرهای قرار گرفته در آن، اقدام به بررسی و ثبت این خانه در فهرست آثار ملی کرد. پس از آن، چندبار برای بررسی شرایط از سوی سازمان میراث فرهنگی به این خانه آمدند و قول‌هایی برای بازسازی و مرمت قبرها دادند.۱۴ سال بعد از آن یعنی حدود سال ۱۳۹۷ شهرداری خانه را تملک کرد و بالاخره شورای شهر و سازمان زیباسازی خبرهایی از روشن کردن آینده این آرامگاه دادند.

اما متولیان شهری در طول این مدت تا دست‌کم همین امسال هم اما و اگرهایی برای درخواست‌های تهیه‌ی گزارش که خبرنگاران ایسنا از روند مرمت بنا داشتند و این روزها دیده‌های جدید از این آرامگاه باز هم دل نگرانی‌ها را بیشتر کرده است.

فرزانه ابراهیم‌زاده – پژوهشگر تهران و دانش‌آموخته تاریخ – که در طول دست‌کم یک سال گذشته نخستین کسی بود که به محل دفن شهدای مشروطه رفته و وضعیت آن را نابسامان‌تر از قول و قرارها دیده، در گفت‌وگو با ایسنا می‌گوید: «دیوار محل دفن صوراسرافیل و ملک‌المتکلمین خراب شده است. شنیده بودم قرار است به زودی این مکان که قبرها در آن قرار دارد به پارکینگ بیمارستان لقمان‌الدوله تبدیل شود، باور کردنی نبود؛ سرانجام به چشم خودم آن پرده آبی‌رنگ پلاستیکی را درست جلوی اورژانس بیمارستان لقمان و حجم مصالح ساختمانی رها شده پشت آن را دیدم، اما نشانی از این اطلاع نداشت.

مشخص است که کابوس نیمه‌شب دوم تیر ماه ۱۲۸۷ باغشاه  برای خفتگان خندق پشت دروازه باغشاه که حالا حیاطی شده وسط تهران افسارگسیخته، تمام نشده است.

آرامگاه باقی مانده از شهدای مشروطه و کودتای محمدعلی‌شاهی و خانواده ملک‌زاده، بعد از ۱۱۲ سال و پنج ماه و ۲۰ روز از آن شب تاریک یوم‌التوپ، مانند همه این سالها حال خوبی ندارد.»

او با اشاره به بسته شدن راه دسترسی به آرامگاه از سمت خیابان مخصوص کوچه ابراهیمی که برای ایجاد بخش جدید بیمارستان کاملا بسته شده است، ادامه می‌دهد: در حال حاضر دو طرف ورودی به آرامگاه بسته شده و تنها راه ورود از فضای داخل بیمارستان است. آن‌هم در شرایطی که اصلا این آرامگاه در داخل محوطه بیمارستان نبود. در واقع یک کوچه بین بیمارستان و آرامگاه به طور کامل از بین رفته است.

وی همچنین به توضیحات ضرغامی – رییس سازمان زیباسازی شهر تهران –  و نجمی – نماینده خانواده ملک‌زاده – درباره‌ی وضعیت این محوطه و برنامه‌هایی که برای آن دارند، اشاره می‌کند و می‌گوید: به گفته آقای ضرغامی، «مسوولیت بازسازی آرامگاه را سازمان زیباسازی با مشارکت شهرداری منطقه ۱۱ انجام می‌دهند و نماینده دکتر شیرین بیانی از خانواده ملک‌زاده نیز در این بازسازی، این دستگاه متولی را همراهی می‌کنند.

در چند ماه گذشته خانه قدیمی که در بخش جنوبی آرامگاه بوده خریداری شده و قرار است به این مجموعه اضافه شود. این بنا راه دسترسی تازه‌ای برای مجموعه ارامگاهی باز می‌گذارد، علاوه بر این‌که راه کوچه ابراهیمی هم باز خواهد شد و بسته نمی‌ماند.

از سوی، در صحبت‌هایی با بیمارستان لقمان، سازمان زیباسازی به نتایج خوبی رسیده و قرار نیست پارکینگ بیمارستان در این جا ساخته شود و به جای دیگری منتقل خواهد شد و به زودی فضای آرامگاه از فضای بیمارستان تفکیک می‌شود.»

او با بیان این‌که از چند ماه گذشته این پروژه به چند دلیل از جمله ماجراهای حقوقی و در ادامه کرونا تعطیل شده، می‌گوید: بر اساس توضیحات متولیان طرح، طرح آرامگاه هم باید تکمیل شود که آن نیز به زودی نهایی می‌شود، در واقع شهرداری قولِ تکمیل این فضا را داده است.

انتهای پیام

منبع: ایسنا

در فراز چهارم نماز میت، امام جماعت و به تبعیت از او اقتدا کنندگان، پس از تقاضای غفران برای درگذشته، جمله‌ای را می‌گویند شاید برای گناهکاران آخرین روزنه امید و برای پاکان، تصدیق نهایی باشد: اللّهمّ انّا لا نعلم منه الاّ خیرا. خدایا بدان که ما از او جز نیکی ندیدیم.

در تمام ساعت‌هایی که از خبر تلخ درگذشت داوود فیرحی – استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران – گذشته، این جمله ناخودآگاه و در میان تمام کسانی که تاکنون حتی یک بار او را دیده‌اند در حال تکرار است؛ اتفاقی که بیش از هر زمان دیگری این سوال را به وجود می‌آورد که فیرحی که بود و استاد یک رشته تخصصی در یکی از دانشکده‌های دانشگاه تهران چه کاری می‌تواند انجام دهد که به چنین جایگاهی برسد؟

از سال ۱۲۸۵ و همزمان با پیروزی انقلاب مشروطه و امضای حکم تاسیس مجلس از سوی مظفرالدین شاه، تلاقی و درگیری سه نهاد مهم تاریخی در ایران، وارد عصری جدید شد. نهاد نخست، استبداد شاهی بود که در تاریخ چند هزار ساله کشور، همواره و با چهره‌های متفاوت، حیات خود را حفظ کرده بود، دوم نهاد روحانیت شیعه که به طور خاص از دوره صفویان، بدون محدودیت و تقیه، حضور خود را در شئون مختلف زندگی مردم ایران ادامه می‌داد و ضلع سوم و جدیدترین عضو وارد شده، جریان‌های روشنفکری و متاثر از فضای غرب بودند که شاید بتوان نخستین نشانه‌های حیاتشان را به دوران ولایت‌عهدی عباس‌میرزا در تبریز نسبت داد و در تهران تاسیس دارالفنون و تلاش برای تحصیل علوم غربی را تداوم‌بخش حیات آنها دانست.

انقلاب مشروطه، محل تلاقی این سه ضلع از جامعه ایرانی بود. روشنفکران با استفاده از نظریات غربی و شناخت ابتدایی که از تاریخ کشورهای رو به توسعه پیدا کرده بودند از لزوم مشروطه‌شدن سلطنت در ایران گفتند و با پیروزی در گام نخست، شاه بیمار قاجار را مجبور کردند حکم به محدودشدن برخی از قدرت‌های خود بدهد. در این بین اما جامعه مسلمان ایران که تحت تاثیر روحانیون سرشناس بود، با یک ابهام و سوال جدی مواجه شد: «اگر بناست قانون اساسی مشروطه بر اساس آنچه که در کشورهای غربی نوشته شده، تدوین و تصویب شود، احکام اسلام در کجای این معادله قرار خواهد گرفت؟» به عبارت دیگر، اگر مجلس مشروطه قانونی را تصویب کرد که این قانون در تضاد با احکام اسلامی بود، حکم نهایی را چه کسی خواهد داد؟ در چنین بستری بود که سرانجام اصل دوم متمم قانون اساسی مشروطه، معروف به «اصل طراز» به تصویب رسید و در چارچوب آن بنا شد هیئتی پنج‌نفره از علمای شیعه، وظیفه نظارت بر قوانین مجلس را پیدا کنند.

هرچند به نظر می‌رسید با اضافه‌شدن این متمم، لااقل اختلاف نظرها میان علما و نمایندگان مجلس به راه حلی نهایی رسیده اما در عمل مشخص شد پیداکردن پاسخ برخی از سوالات در عرصه عمل، به بحث‌ها و گمانه‌زنی‌های فراوان احتیاج دارد؛ بحث‌هایی که در همان دوران، دو قطب متفاوت در میان روحانیت شیعه به وجود آورد. یک سوی ماجرا علامه نایینی قرار داشت که از پیوند دموکراسی و اسلام سخن می‌گفت و در بسیاری از مراحل انقلاب مشروطه با انقلابیون هم‌نظر ماند و در طرف دیگر، شیخ فضل‌الله نوری ایستاده بود که برخی اصول به‌تصویب‌رسیده در قانون اساسی مشروطه را بدعت در دین اسلام و غیرقابل مذاکره تلقی می‌کرد. محل ورود داوود فیرحی به مباحث اندیشه سیاسی و تاریخ سیاسی ایران، همین نقطه بود؛ جایی که با وجود گذشت بیش از ۱۰۰ سال، هنوز پاسخ بسیاری از سوال‌ها نامشخص است و اختلاف چه میان روحانیون و چه میان روحانیون و روشنفکران ادامه دارد.

داوود فیرحی از هر نظر مناسب‌ترین فرد برای کنکاش در این موضوع و تلاش برای پیداکردن راه حلی جدید در این مباحث بود. فیرحی در سنین جوانی با درک این موضوع مهم که برای کنکاش در این مباحث تاریخی راهی جز شناخت همزمان از هر دو حوزه علوم انسانی غربی و علوم حوزوی وجود ندارد، از ابتدای دهه ۶۰ و در شرایطی که تنها ۱۸ سال داشت، وارد حوزه علمیه زنجان شد و پس از آن با کوچ به حوزه علمیه قم، تا سال ۸۰، دروس حوزه را تا سطح خارج ادامه داد. این پشتوانه قدرتمند به فیرحی امکان آن را داد با مداقه در آثار حوزوی و متون دست اول اسلامی، شناختی کامل از این مباحث پیدا کند.

استاد فقید اندیشه سیاسی ایران و اسلام، به خوبی درک کرد که صرف شناخت از مباحث حوزوی، برای پاسخ‌دادن به سوالات روز سپهر سیاسی ایران کافی نیست و از این‌رو همزمان با دروس حوزوی، تحصیلات خود در رشته علوم سیاسی دانشگاه تهران را آغاز کرد. فیرحی از سال ۶۶ تا ۷۸ دانشجوی دانشگاه تهران بود و در کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری از این دانشگاه فارغ‌التحصیل شد تا به یکی از معدود کسانی در محیط دانشگاهی ایران تبدیل شود که شناختی همزمان از علوم سیاسی مدرن و علوم حوزوی داشت؛ شناختی که به تصریح تمام اساتیدش در سطح کمال، رشد کرده بود.

فیرحی معتقد بود فقه در تاریخ ایران، مبنایی بسیار مهم برای قانون‌گذاری و تبیین امور مردم و جامعه بوده و اگر بناست امروز راه حلی برای پیدا کردن سوالات اندیشه سیاسی ایران باشد، باید به فقه بازگشت و اصول موجود در آن را به بررسی گذاشت. در چنین فضایی بود که نخستین کتاب فیرحی که تز دکتری او بود با نام «قدرت، دانش و مشروعیت در اسلام» منتشر شد؛ کتابی که هر چند نخستین اثر یک محقق تازه‌متولدشده در فضای آکادمیک ایران بود اما نشان از آن داشت که فردی قدرتمند پا به این عرصه گذاشته است.

فیرحی جزء معدود افرادی بود که در فضای سیاسی ایران، پروژه فکری مشخصی داشت. او به «ایران» می‌اندیشید اما بر خلاف بسیاری از منادیان پروژه فکری ایران، به هیچ حزب، گروه یا نحله فکری خاصی تعلق نداشت. خاص‌بودن کار فیرحی نیز از دل همین عدم تعلق بیرون می‌آید. فیرحی معتقد بود فقه، مهم‌ترین دانش بیرون‌آمده از دل فرهنگ و سنت ایران در سده‌های گذشته بوده است و از دل فقه باید راه‌حل‌های جدید را بیرون آورد.

نگاه تاریخی فیرحی به مدرنیته در غرب نیز به جمع‌بندی می‌رسید که موید فرضیه اصلی او بود. فیرحی می‌گفت دنیای توسعه‌یافته امروز غرب، در جایی حرکت خود در مسیر تجدد را آغاز کرد که گفت‌وگو میان سنت مسیحی و ادبیات جدید شکل گرفت. از نظر او، جان لاک، متفکر انگلیسی که بسیاری او را پدر لیبرالیسم می‌دانند، نه از دعوا با کلیسا که در گفت‌وگو با کلیسا به راهکارهای جدید رسید و به این ترتیب دنیای مدرن را نه در ضدیت با مسیحیت که باید آن را نتیجه تفکر عمیق در مسیحیت و بیرون‌کشیدن مقدمات دموکراتیک از دل ادبیات مسیحی دانست. فیرحی معتقد بود از دل فقه نیز می‌توان به تزهای جدیدی رسید که در نتیجه آن سوالات بی‌پاسخ در دهه‌های اخیر، جوابی قابل اتکا پیدا خواهند کرد.

فیرحی با در نظر گرفتن این فرضیه کلان به سراغ طرح خود رفت و در سال‌های بعد کتاب‌هایی که نوشت و پژوهش‌هایی که رهبری کرد با نیم‌نگاهی به همین طرح کلی تدوین شدند. «فقه و سیاست در ایران معاصر»، «فقه سیاسی و فقه مشروطه» و «فقه و حکمرانی حزبی»، بخشی از کتاب‌هایی است که او در سال‌های گذشته روی آنها کار کرد.

او ارادت خاصی به میرزای نایینی داشت و معتقد بود کنکاش در اندیشه او می‌تواند به پیداکردن پاسخ جدید در حوزه فقه سیاسی کمک کند. کتاب ارزشمند «آستانه تجدد در شرح تنبیه الامه و تنزیه المله علامه نایینی» که جزء آخرین کارهای فیرحی بود، بازخوانی و تشریح کتابی بود که در دوره فقه مشروطه نقشی بسیار کلیدی ایفا کرد و فیرحی با کتاب خود، تلاش کرد بار دیگر توجه جامعه دانشگاهی کشور را به این کتاب جلب کند.

فیرحی در حال فراهم‌کردن مقدمات چینش پازل فکری خود بود که کرونا او را به کام مرگ کشاند. آنطور که بسیاری از اساتید علوم سیاسی و علوم انسانی کشور تصریح کرده‌اند، دانشگاه ایران از نعمت وجود او محروم شد، آن هم در زمانی که به نظر می‌رسید او به اوج پختگی در اندیشه‌اش نزدیک شده بود و درخت تفکراتی که برای آن بیش از سه دهه وقت گذاشته بود، پیش از بار دادن، از حرکت ایستاد.

جدای از اندیشه و تفکرات او که قطعا در سپهر سیاسی و آکادمیک ایران برای دورانی طولانی باقی خواهد ماند، شخصیت و منش فیرحی نیز مانند فعالیت‌های علمی‌اش ستودنی و مثال‌زدنی بود. فیرحی در دوران دانشجویی از محضر اساتید به‌نام ایران یعنی سیدجواد طباطبایی و حسین بشیریه بهره برد؛ اساتیدی که در سال‌های بعد بنا به دلایل مختلف، دیگر در دانشگاه تهران نبودند اما او هرگز حرمت شاگردی آنان را فراموش نکرد. اوج درک او از رابطه استاد و شاگردی چند ماه قبل خود را نشان داد. سیدجواد طباطبایی در یکی از کتاب‌های اخیر خود به نام «ملاحظات درباره دانشگاه»، به نقد جدی فضای آکادمیک و دانشگاهی ایران پرداخت و بسیاری از مسیرهای طی‌شده در سال‌های اخیر در حوزه علوم انسانی را به طعن و کنایه گرفت. یکی از مهم‌ترین فصول این کتاب به اندیشه فیرحی اختصاص داشت و جواد طباطبایی در آن، با بررسی صحبت‌ها و فرضیه‌های فیرحی بسیاری از انها را با قاطعیت رد کرد. طباطبایی که به زبان تند در نقد مشهور است، در حالی به سراغ فیرحی رفت که بسیاری در ایران از او به خوش‌نامی یاد می‌کردند و همین امر سبب شد این گمانه‌زنی به وجود آید که پاسخ شاگرد به استاد نیز بسیار جدی خواهد بود. فیرحی اما به موضع‌گیری‌های استادش واکنش جدی نشان نداد و از این گفت که «استاد، شاگرد را چوب زده است». این شاید نشانه‌ای برای درک ویژگی‌های شخصی فیرحی بود.

او به عنوان یکی از معدود اساتید معمم در دانشگاه تهران در سال‌های گذشته بارها مورد طعنه و بدگویی کسانی قرار گرفت که می‌گفتند علوم حوزوی را نمی‌توان با دانشگاه تجمیع کرد و از این‌رو راه فیرحی از ابتدا در بن‌بست قرار دارد. او در برابر هیچیک از این انتقادات و کنایه‌ها پاسخی نمی‌داد و همین امر کلاس‌های درس او را به یکی از پرطرفدارترین کلاس‌های دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران تبدیل می‌کرد. در کلاس‌های استاد، دانشجویانی با تفکرات مختلف و وابسته به گروه‌های فکری از طیف‌های گوناگون حاضر بودند و هر جا کار به بحث و منازعه جدی می‌کشید، استاد با سعه صدری مثال‌زدنی تمام صحبت‌ها و حتی غرهای دانشجویان را می‌شنید و تلاش می‌کرد به آنها پاسخ دهد.

پاسخ فیرحی نیز با بسیاری از اساتید هم‌رده‌اش متفاوت بود. فیرحی استادی ملبس به لباس روحانیت بود اما هیچ اصراری به لزوم هدایت دانشجویان به سمت تفکراتش نداشت. در واقع او معتقد بود از دل بحث و جدل است که راه برای تفکرات جدید باز می‌شود و حتی در برابر نقدهایی که در مسیر کتاب‌هایش وجود داشت نیز از این می‌گفت که اگر فکری درست باشد خواهد ماند و اگر نه، فراموش می‌شود و ورود به دعواهای غیر علمی کمکی به ماندگاری تفکراتش نمی‌کند.

فیرحی در طول تمام سال‌های گذشته خود را از دو جریان خطرناک برای فضای دانشگاهی کشور دور نگه داشت. او با وجود تخصصی که در حوزه فقه داشت، هرگز وارد عرصه‌های اجرایی و سیاسی نشد و حتی در برابر پیشنهادات دانشجویانش برای نامزدشدن در انتخابات مجلس خبرگان نیز این‌طور پاسخ می‌داد که رسالتش در دانشگاه تعریف می‌شود و هرگز تن به کارهای سیاسی نمی‌دهد.

فیرحی در عرصه علمی نیز همین موقعیت را داشت. با وجود آنکه از علوم نوین سیاسی بهره داشت و بر آنها مسلط بود، هیچگاه خود را درگیر تفکرات حزبی یا مبانی گروهی نکرد. او از سویی به دانش نظریه‌پردازان قرون گذشته غرب مانند لاک، هابز و روسو مسلط بود و هم در کتاب‌های خود از روش‌شناسی متفکران مدرنی مانند فوکو استفاده می‌کرد و از سوی دیگر در عمل، خود را ذیل هیچیک از این تفکرات تعریف نمی‌کرد و از هر کتاب و تحقیقی تنها برای پیشبرد اهداف فکری خود بهره می‌برد. این وارستگی و استقلال علمی، فیرحی را به یکی محبوب‌ترین اساتید دانشگاه تهران بدل کرد. دفتر مشترک او با احمد نقیب‌زاده – استاد سابق و دوست سال‌های پایانی عمرش – محل مراجعه بسیاری از دانشجویان بود و او هرگاه در دفتر کارش حضور داشت، سوالات تمام دانشجویان، صرف نظر از تفکراتشان را می‌پذیرفت و با حوصله‌ای مثال‌زدنی تلاش می‌کرد سوالات و مشکلاتشان را برطرف کند.

دور از واقعیت نیست اگر بگوییم فیرحی، «جان دانشکده حقوق و علوم سیاسی» بود. اساتید و دانشجویانی که با نظرات او به شکل قاطع مخالف بودند، همواره از منش و رفتارش به نیکی یاد می‌کردند و پس از مرگ ناگهانی‌اش موج پیام‌های تسلیت و دل‌نوشته‌هایی که از سوی نمایندگان تفکرات مختلف منتشر شده به خوبی جایگاه و مقام او را نشان می‌دهد.

اندیشه، مردنی نیست و فیرحی نیز با آثاری که از خود به جای گذاشته و دانشجویانی که تربیت کرده، همواره بر تارک علوم انسانی ایران خواهد درخشید. اگر روزگاری بلای جهانی کرونا کنار رود و سایه شوم این ویروس از سر میلیاردها انسان کم شود، دیگر شرایط مانند قبل نخواهد بود زیرا ایران در کنار دادن هزاران قربانی در این بیماری، یکی از بزرگ‌ترین اساتید معاصر خود را از دست داده و فردی که نه در تبلیغات و شعار که در عرصه عمل، وحدت میان حوزه و دانشگاه را معنا کرده بود، دیگر در میان ما نفس نمی‌کشد.

در سال‌های گذشته، به نام دکتر فیرحی یک کانال تلگرامی فعالیت می‌کرد که بخشی از تدریس‌های جدید و صحبت‌های او را منتشر می‌کرد. این کانال چندی قبل از زیر چاپ بودن کتاب جدید فیرحی با نام «مفهوم قانون در ایران معاصر» خبر داده بود؛ کتابی که احتمالا در آینده نزدیک به بازار خواهد آمد تا نشان دهد استاد، دانشجویان و شاگردانش را حتی پس از مرگ نیز تنها نگذاشته و هنوز برای آنها محلی جدید برای اندیشه و کند و کاو تدارک دیده است. کانال تلگرام فیرحی از سوی فرزندش اداره می‌شد و او در رثای پدر نوشته: دیگر پدر، تنها با مهربان‌ترین مهربان‌هاست …

انتهای پیام

منبع: ایسنا

به گفته نایب رییس دوم اتحادیه طلا و جواهر تهران، در طول یک هفته اخیر بازار سکه و طلا داخلی، علاوه بر کاهش حدود ۸۰ دلاری هر اونس جهانی، در داخل نیز همچنان تاثیر نوسانات کاهشی نرخ ارز مشهود بوده است که سبب شده قیمت سکه در طول یک هفته اخیر کاهشی ۸۰۰ هزار تومانی داشته باشد.

محمد کشتی‌آرای در گفت‌وگو با ایسنا، در رابطه با تغییرات یک هفته اخیر بازار داخلی سکه و طلا، اظهار کرد: با توجه به تحولات سیاسی-اقتصادی آمریکا، در هفته‌ای که گذشت، شاهد نوسان کاهشی قیمت جهانی طلا را داشته‌ایم. در حالی که در قیمت‌های جهانی هر اونس طلا تا ۱۹۶۴ دلار رسیده بود، در طول یک هفته اخیر به ۱۸۸۰ دلار  رسید و کاهش ۸۰ دلاری را تجربه کرد و همانطور که پیش‌بینی شده بود، آرامشی بود که در این زمینه اتفاق افتاده بود. اگرچه تحولات سیاسی به سمت بحران در آمریکا پیش می‌رفت، طبیعتا قیمت‌های جهانی طلا افزایشی بود اما با آرامشی که فعلا ایجاد شده است، قیمت انس جهانی کاهشی بوده است.

نایب رییس اتحادیه طلا و جواهر تهران ادامه داد: در بازار داخلی نیز قیمت سکه و طلا همچنان تحت تاثیر نرخ ارز نیز بوده است. در حالی که قیمت جهانی طلا کاهش پیدا کرد، نوسانات نرخ ارز تعیین‌کننده بود. در طول هفته‌ای که گذشت، با توجه به نوسانات کاهشی نرخ ارز، می‌توان گفت که به طور متوسط قیمت سکه نوسان ۸۰۰ هزار تومانی داشت و در حالی که در ابتدای هفته در محدوده ۱۳ میلیون و ۸۰۰ هزار تومانی قرار گرفته بود، هفته را با قیمت ۱۳ میلیون تومان به پایان رساند.

وی افزود: در مجموع  باتوجه به اتفاقاتی که در بازار داخلی رخ داد و معاملات فیزیکی و کاغذی طلا ممنوع شد و تعدادی از معامله‌گران این حوزه و افرادی که موجب اختلالات ارزی و اختلال در قیمت سکه و طلا بودند، دستگیر شدند، سطح معاملات در روزهای پایانی هفته در بازار به شدت کاهش پیدا کرد و روزهای پایانی هفته، قیمت سکه رو به کاهش پیش رفت که این کاهش چشمگیر نیز بود. در حال حاضر هر قطعه سکه حدودا یک میلیون ۲۰۰ هزار تومان تا یک میلیون و ۱۰۰ هزار تومان دارای حباب است که البته نسبت به ابتدای هفته، کاهش یافته است.

نایب رییس اتحادیه طلا و جواهر تهران، ضمن تاکید براینکه در مجموع بازار سکه و طلا داخلی در یک هفته اخیر روندی نزولی در قیمت‌ها داشته است، در رابطه با آخرین قیمت‌های معاملاتی سکه و طلا، گفت: در حال حاضر قیمت هر قطعه سکه تمام بهار طرح جدید ۱۳ میلیون تومان و سکه تمام طرح قدیم ۱۲ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان است. هر قطعه نیم سکه هفت میلیون و ۲۵۰ هزار تومان، ربع سکه چهار میلیون و ۸۵۰ هزار تومان و سکه‌های یک گرمی دو میلیون و ۶۵۰ هزار تومان قیمت دارند.

این مقام صنفی افزود: همچنین هر مثقال طلا پنج میلیون و ۳۰۰ هزار تومان و هر گرم طلای ۱۸ عیار نیز یک میلیون و ۲۲۳ هزار و ۵۰۰ تومان قیمت دارند. همچنین آخرین نرخ ثبت شده برای اونس جهانی نیز ۱۸۷۲ دلار است.

انتهای پیام

منبع: ایسنا

قیمت نفت در معاملات روز جمعه تحت تاثیر نگرانیها نسبت به کندی روند احیای اقتصاد جهانی و تقاضا برای سوخت به دلیل شتاب در روند افزایش موارد ابتلا به ویروس کرونا کاهش یافت.

به گزارش ایسنا، بهای معاملات نفت برنت ۷۵ سنت معادل ۱.۷ درصد کاهش یافت و به ۴۲ دلار و ۷۸ سنت در هر بشکه رسید. نفت برنت روز پنج شنبه ۰.۶ درصد کاهش داشت.

بهای معاملات وست تگزاس اینترمدیت آمریکا ۸۹ سنت معادل ۲.۲ درصد کاهش پیدا کرد و به ۴۰ دلار و ۲۳ سنت در هر بشکه رسید. شاخص نفت آمریکا روز گذشته حدود ۰.۸ درصد کاهش داشت.

با این حال هر دو شاخص از ابتدای هفته جاری تاکنون حدود هشت درصد رشد داشته اند.

آمار دولت آمریکا که نشان داد ذخایر نفت این کشور در هفته گذشته ۴.۳ میلیون بشکه رشد کرده است، به فشارهای کاهشی بر قیمتها افزود. تحلیلگران کاهش ذخایر به میزان ۹۱۳ هزار بشکه را پیش بینی کرده بودند.

کویچی موراکاکی، تحلیلگر شرکت داییچی کامادیتیز درباره وضعیت بازار گفت: سرمایه گذاران به سودگیری از رشد اخیر قیمتها اقدام کردند زیرا دورنمای تیره اقتصاد جهانی در بحبوحه افزایش شدید موارد ابتلا به ویروس کرونا و محدودیتهای اجتماعی جدید، فضا را بدبینانه تر کرده است. اگر روند شیوع ویروس کرونا در بسیاری از نقاط جهان تسریع شود، انتظار می رود قیمتهای نفت در هفته آینده تحت فشارهای نزولی بمانند.

افزایش موارد ابتلا به ویروس کرونا در آمریکا و نقاط دیگر به رکورد جدید و محدودیتهای اقتصادی برای مهار شیوع بیماری به چشم انداز پایان بحران سلامتی جهانی در آینده نزدیک لطمه زده است. امیدواری به نزدیک شدن پایان این بحران هفته جاری با اعلام خبر موثر بودن ۹۰ درصدی واکسن ساخت شرکتهای فایزر و بایو ان تک آلمان، به اوج رسید و باعث جهش شاخصهای قیمت بازار نفت شد.

اما آژانس بین المللی انرژی در جدیدترین گزارش ماهانه خود که روز پنج شنبه منتشر شد، اعلام کرد تقاضای جهانی برای نفت بعید است تحت تاثیر عرضه یک واکسن کووید ۱۹ تا اواسط سال ۲۰۲۱ تقویت شود. در گزارش ماهانه اوپک که یک روز قبل منتشر شد، پیش بینی شده بود که مصرف جهانی نفت تحت تاثیر شیوع ویروس کرونا در سال ۲۰۲۱ بهبود کندتر از حد انتظاری خواهد داشت.

بر اساس گزارش رویترز، تحلیلگران می گویند محدودیتهای سخت گیرانه تر در زمینه جابجایی برای مهار شیوع بیماری به معنای آن است که گروه اوپک پلاس برای اجرای افزایش برنامه ریزی شده تولید در ابتدای سال ۲۰۲۱ دچار تردید خواهد شد و احتمالا افزایش تولید را به تاخیر می اندازد.

وزیر انرژی الجزایر ابراز امیدواری کرده که اوپک و متحدانش شامل روسیه ممکن است محدودیت عرضه فعلی ۷.۷ میلیون بشکه در روز را در سال ۲۰۲۱ ادامه دهند و در صورت لزوم تولیدشان را به میزان بیشتری کاهش دهند.

انتهای پیام

منبع: ایسنا

یک کارشناس امور اصناف معتقد است با توجه به اینکه شیوع ویروس کرونا ساعت مشخصی ندارد و همچنین با توجه به محدود نبودن رفت و آمدها، تعداد بالای کارکنانی که از استان‌های اطراف به تهران رفت و آمد دارند و تجمع آن‌ها در وسایل حمل و نقل عمومی با در نظر گرفتن محدودیت ساعتی برای مشاغل و همچنین فعالیت بدون نظارت دستفروشان و وانت‌ها، این سیاست راه حل درستی نیست و از طرف دیگر دولت در صورت قرنطینه باید برای قشر ضعیف هزینه کند.

محمد علی صدیقی، عضو پیشین هیئت رئیسه اتاق اصناف ایران در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان اینکه اصناف از هر تصمیمی که منجر به قطع و کنترل شیوع ویروس کرونا شود استقبال می‌کنند، اظهار کرد: به دلیل نبود سیاست اقتصادی مشخص، هر حرکت مسئولان سیاسی و تبلیغاتی است. به نظر می‌رسد سیاست‌های اخیر مبنی بر کاهش ساعت کاری اصناف نیز از همین قاعده پیروی می‌کند.

وی با بیان اینکه افزایش قیمت دلار در سال‌های اخیر سرمایه اصناف را به یک پنجم کاهش داده، یکی از مهم‌ترین مشکلات حال حاضر اصناف را بی‌برنامگی عنوان کرد و گفت: کاهش ساعت کاری اصناف برای کنترل ویروس کرونا از چند منظر قابل بررسی است. اول اینکه ویروس در جامعه وجود دارد و نمی‌توان گفت که ساعت شش عصر وارد بازار می‌شود؛ بنابراین این تصمیم فقط باعث فشرده کردن فعالیت‌ها می‌شود؛ به‌طوری‌که در حالت عادی اصناف ممکن است مراجعه کننده را طی ۱۲ ساعت پوشش دهند، اما حالا این تعداد در هشت ساعت توزیع می‌شوند.

این کارشناس امور اصناف با بیان اینکه با تعطیل شدن اصناف رفت و آمدها قطع نمی‌شود، تصریح کرد: در شرایطی که کرکره صنوف پایین کشیده می‌شود، تردد مردم مجاز و شرایط برای دست فروشی و پشت وانت فروشی هم فراهم است که با توجه به نبود نظارت بر این مشاغل امکان کارهای غیر بهداشتی و قاچاق نیز فراهم می‌شود.

وی افزود: مسئله دیگری که در این محدودیت ها باید در نظر گرفته شود این است که در شهر بزرگی مانند تهران روزانه افراد زیاد از شهرهای اطراف مثل قم، سمنان و کرج برای کار می‌آیند و حداقل نیمی از آنها از وسایل حمل و نقل عمومی استفاده می‌کنند. بنابراین محدودیت ساعتی باعث می‌شود که در زمان برگشت تراکم جمعیت ایجاد شود که با توجه به کمبود امکانات و تعداد پایین مترو اتوبوس این مسئله باید مورد توجه قرار گیرد.

صدیقی همچنین با بیان اینکه نمی‌توان سیاست‌های تعیین شده برای تهران را به همه استان‌ها بسط داد، تصریح کرد: برای مثال در استان‌های جنوبی رسم است که حتی در فصل‌های خنک سال، اصل فعالیت‌شان در ساعات عصر است و ظهرها عموما تعطیل هستند.

وی با اشاره به استیجاری بودن ۵۷ درصد واحدهای صنفی و اینکه در صورت تعطیلی نمی‌توانند هزینه‌های خود را تامین کنند و مجبور به تعدیل نیروی کار می‌شوند، تصریح کرد: با این وجود در صورتی که تعطیلات استان تهران در فروردین ماه دو هفته دیگر ادامه پیدا کرده بود وضعیت به اینجا نمی‌رسید. صنوف نشان دادند که در زمان اوج کار خود در شب عید هم حاضر به همراهی هستند، به شرط اینکه تصمیم‌ها کارشناسی و منطقی باشد. در حال حاضر هم اگر راه حل نهایی قرنطینه است، باید با قوانین مربوط به آن اجرا شود. به عبارتی دولت به ویژه برای اقشار ضعیف باید هزینه کند، اما به نظر می رسد می‌خواهد با کم هزینه ترین روش به مقصد برسد. برای صنوف هم شاید در نظر گرفتن تسهیلات و معافیت‌های مالیاتی التیام بخش باشد.

صدیقی با تاکید بر اینکه قرنطینه قوانین خاص خودش را دارد و نباید سیاسی شود، تصریح کرد: همچنین لازم است نمایندگان اصناف و بازار در تصمیم گیری‌ها حضور داشته باشند؛ چرا که در غیر این صورت تصمیم‌ها محکوم به شکست است. با وجود چهار میلیون واحد صنفی در کشور و در نظر گرفتن خانواده آن‌ها می‌توان گفت که حدود یک سوم جمعت کشور را اصناف تشکیل می‌دهند و بزرگ‌ترین سازمان مردم نهاد به حساب می‌آیند.

وی افزود: از طرف دیگر با توجه به اینکه فقط هفت درصد درآمد مالیاتی مربوط به اصناف است، سازمان امور مالیاتی نباید برای آن‌ها شاخ و شانه بکشد.

به گزارش ایسنا، با اوج گیری شمار مبتلایان و فوتی‌های کرونا، از ٢٠ آبان ماه فعالیت تمام مشاغل غیرضروری در ۲۵ مرکز استان از جمله تهران تا ساعت ١٨ مجاز است و مشاغل گروه ٣ و ٤ نیز به طور کلی تعطیل هستند. در مجموع در ۸۹ شهرستان مقررات سختگیرانه اجرا  شده است. اما اخیرا روسای دانشگاه‌های علوم پزشکی خواستار تعطیلی کامل تهران به مدت دو هفته شده‌اند. البته مشاهدات میدانی نشان می‌دهد این محدودیت‌ها در مواردی هم رعایت نمی‌شود.

لازم به یادآوری است که اصناف گروه شغلی ۲ نیز شامل مراکز خرید، پاساژها، مال‌های فروش غیرمواد غذایی، مراکز تهیه و طبخ غذا با پذیرش مشتری، مراکز فروش لوازم خانگی، قنادی و شیرینی فروشی‌ها، آب میوه و بستنی فروشی‌ها، آرایشگاه‌های مردانه، بازار فروش خودرو، فرش و موکت فروشی‌ها، خدمات چاپ دیجیتال، تزئینات داخلی ساختمان، کادویی فروشی‌ها، اسباب بازی فروشی‌ها، عمده فروشی و خرده فروشی پوشاک، پارچه فروشی‌ها، پرده سراها، مراکز فروش مبلمان، کیف و کفش، مراکز فروش لوازم التحریر، خیاطی و خرازی، آتلیه و عکاسی‌ها، مشاوران املاک، فروشگاه‌های لوازم آرایشی و بهداشتی و مراکز فروش و عرضه خشکبار و آجیل است. گروه‌های شغلی ۳ و ۴ نیز در حوزه اصناف شامل تمامی آرایشگاه‌های زنانه، سالن‌های زیبایی، تالارهای پذیرایی، کافه‌ها، چایخانه‌ها و قهوه خانه‌ها است.

انتهای پیام

منبع: ایسنا

محمدرضا یوسفی از گونه‌ای از ادبیات وحشت که نهاد هرج‌ومرج‌طلب ما و همه انسان‌ها را به خود جذب می‌کند می‌گوید و به بیان تفاوت‌های وحشت در آثار فولکلوریک و کهن با متون کلاسیک می‌پردازد.

این نویسنده ادبیات کودک و نوجوان در گفت‌وگو با ایسنا، درباره وضعیت آثار ادبی تالیفی کودک و نوجوان در ژانر وحشت و تاثیرپذیری آن‌ها از آثار خارجی اظهار کرد: اساسا گونه ادبیات وحشت در وجه غالب از آغاز از ترجمه‌های میکی اسپیلین و غیره متاثر بوده است. نه این‌که ما ادبیات وحشت نداشته‌ایم، در متون فولکلوریک و کهن‌مان داستان‌هایی با این شکل و شمایل داریم ولی این گونه‌ای که ساختار داستان‌مند و روایی درستی دارد، متاثر از آثار غرب است و از مشروطه به بعد آرام‌آرام در ایران رایج شده.

او افزود: من یادم هست داستان «هیولای نیمه‌شب» و این قبیل داستان‌ها و رمان‌های حدودا ۵۰۰صفحه‌ای از ژانر وحشت را در دوران نوجوانی‌ام می‌خواندم. اما آن‌چه امروزه مهم و مطرح است، آن گونه تالیفی این آثار است. نویسنده‌هایی که امروزه به این شیوه داستان می‌نویسند هم متاثر از حال و هوای ادبیات غرب هستند و کار خودشان را می‌کنند. بچه‌ها هم این آثار را دوست دارند. شما ناشری را پیدا نمی‌کنید که ژانر واحشت در مجموعه آثارش نباشد. بنابراین بچه‌ها دوست دارند و به شکل فراوانی هم ترجمه می‌شود البته جسته و گریخته آثار تالیفی هم داریم؛ این شکل رایجی از ادبیات وحشت در واقع ادبیات وحشت کلاسیک است، همانند کارهای گراهام گرین و میکی اسپیلین.

یوسفی سپس با اشاره به گونه‌ای دیگر از ادبیات وحشت بیان کرد: اما یک گونه دیگر از این ژانر که وارد ادبیات واقعی می‌شود، الهام از ژانر وحشت است. یعنی شما وقتی «بوف کور» را می‌خوانید، درست است که ادبیات وحشت نیست ولی لحظه‌هایی دارد که بسیار هراس‌انگیز است. یعنی این‌گونه رمان، خصوصا در ادبیات پست‌مدرن مورد الهام قرار می‌گیرد و به واقع وارد ادبیات می‌شود. من رمانی از آقای بهارلو خواندم که همین تکنیک را به کار برده بود یا بعضی از کارهای صادق چوبک که داستان با هراس شروع می‌شود؛ هراسی که وجه غالب ادبیات وحشت است اما در این‌جا وجه ادبی دارد و از آن فرم سرگرم‌کننده و بیشتر مصنوعی، به یک رئالیسم اجتماعی روی می‌آورد.

این نویسنده سپس به اثرپذیری ادبیات وحشت از زندگی واقعی اشاره کرد و گفت: ادبیات وحشت هم در آغاز متاثر از زندگی و رئالیسم هر جامعه‌ای است. اما سیری را طی می‌کند که خیلی اغراق‌آمیز است و رابطه علی در آن خوب رعایت نمی‌شود. نویسنده با علت یا اجتماع کاری ندارد، بیشتر متوجه حادثه است و حادثه‌پروری می‌کند، اما در ادبیات رئالیستی که از این ژانر استفاده می‌کند بیشتر به مسائل بغرنج‌ اجتماعی روی می‌آورد.

محمدرضا یوسفی همچنین درباره آثار ترجمه ژانر وحشت که با محوریت رویدادهایی مثل هالووین برای کودکان و نوجوانان منتشر می‌شوند اظهار کرد: این‌گونه ادبیات برای کودکان که مطرح نیست، بیشتر برای نوجوانان است. علت این هم که بچه‌ها جذب آن می‌شوند نهاد انسان است؛ نهادی که فروید از آن حرف می‌زند و بخش آنارشیسم، هرج‌ومرج‌طلب و ناخودآگاه پنهان شورش‌گر ما و همه انسان‌ها است که دیگر شرقی، غربی و غیره ندارد و ما را به سمت جذب آن آنارشیسم می‌کشاند.

او با بیان این‌که غول و دیو داستان‌های ژانر وحشت هم نماد نهاد انسان هستند گفت: همان‌طور که در متون کهن ادبیات ما، رفتن و برگشتن به جهنم به عنوان مکانی سرشار از وحشت و آنارشیسمی که خوف‌انگیز است وجود دارد، در این‌جا به شکل دیگری است و اساسا نهاد پنهان مخاطب را پاسخ می‌دهد. بچه با خواندن یک رمان وحشت درست است که دچار خوف می‌شود اما حس مشترکی با آن پیدا می‌کند ولی در داستان فولکلوریک سمت و سوی اقناع کودک را دارد. البته در داستان وحشت کلاسیک هم همان هراس را ایجاد می‌کند اما تفاوتش در این‌جاست که در داستان فولکلوریک یک رابطه علی برقرار است. اما در ادبیات کلاسیک یک رابطه علی – به لحاظ نهاد ذهن – وجود ندارد.

یوسفی در پایان نیز بیان کرد: نوع وحشتی که داستان‌های فولکلوریک و متون کهن ایجاد می‌کنند با متون کلاسیک متفاوت است. از داستان‌های گراهام گرین هم دچار وحشت می‌شویم اما کمی که می‌گذرد متوجه می‌شویم که نویسنده دارد با مخاطب بازی می‌کند و قرار دادن مخاطب در یک معما و بیشتر فوت‌وفن است اما در گونه دیگر، این‌طور نیست و معمایی به آن معنا وجود ندارد. یعنی نویسنده نمی‌خواهد مخاطب را در معما سردرگم کند بلکه به یک مسئله فسلفی یا اجتماعی در زندگی می‌پردازد. ما این تفاوت را برای ادبیات وحشت در گونه‌های ادبی احساس می‌کنیم و بستگی دارد که به سراغ کدام یک برویم.

انتهای پیام

منبع: ایسنا

به دنبال پیگیری دستگاه‌های مختلف برای نصب تله‌کابین در بخشی از جنگل‌های هیرکانی که ثبت جهانی شده‌اند، معاون امور جنگل سازمان جنگل‌ها گفت: ما فعلا به صراحت نمی‌توانیم بگوییم که مخالف یا موافق این کار هستیم.

به گزارش ایسنا، درحالی که بخشی از جنگل‌های هیرکانی بیش از یک سال است که ثبت جهانی شده است اما همچنان پیگیری‌ها برای نصب تله‌کابین در منطقه ثبت جهانی شده که به‌عنوان میراث بشر شناخته می‌شود، ادامه دارد. تعدادی از کارشناسان و مسئولان هشدار داده‌اند که درصورت بروز این اتفاق ممکن است این جنگل‌ها از لیست جهانی یونسکو خارج شود.

ماجرای نصب تله‌کابین در جنگل‌های کبودوال استان گلستان موضوع جدیدی نیست و حتی پیش از ثبت جهانی بخشی از این جنگل‌ها، تعدادی از دستگاه‌ها ازجمله شهرداری علی‌آباد کتول پیگیر اجرای طرح گردشگری و به‌دنبال آن نصب تله‌کابین در پارک جنگلی کبودوال بودند اما شورای عالی شهرسازی و معماری با نصب‌تله‌کابین در این جنگل‌های بکر هیرکانی مخالفت کرده و قرار بود که این طرح با ایجاد تغییرات و درنظرگرفتن شرایطی مجدد بررسی شود.

در این فاصله اما ثبت جهانی بخشی از جنگل‌های هیرکانی – ازجمله محل نصب تله‌کابین کبود وال – به ظاهر حجت را بر همه تمام کرد و تصور می‌شد که با ثبت جهانی هیرکانی ماجرای نصب تله‌کابین منتفی شود اما حالا درحالی بیش از یک سال از ثبت ۳۱۰ هزار هکتار از جنگل‌های هیرکانی در لیست یونسکو می‌گذرد که دستگاه‌های مختلف بیخیال راه‌اندازی تله‌کابین در پارک جنگلی کبودوال نشده‌اند. رضا بیانی – جانشین معاون امور جنگل سازمان جنگل‌ها – پیش از این در گفت و گویی با ایسنا گفته بود که فشارهایی برای نصب تله‌کابین در جنگل‌های ثبت شده هیرکانی وجود دارد. به‌هرحال این ۳۱۰ هزار هکتار به‌عنوان میراث بشر ثبت شده‌اند و ما باید درقبال آسیب‌هایی که به آن وارد می‌شود نه‌تنها پاسخگوی کشور خود بلکه پاسخگوی جهان باشیم. 

از سویی دیگر عباسعلی نوبخت – معاون امور جنگل سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری – در گفت و گو با ایسنا اظهار کرد: این ماجرا از دو جنبه قابل بررسی است. اول آنکه پارک‌های جنگلی قوانین، شرح خدمات و دستورالعمل‌هایی دارند که باید بر اساس آن‌ها مدیریت شوند و نمی‌توان در این زمینه سلیقه‌ای برخورد کرد.

وی ادامه داد: از سویی دیگر هنگامی که مکانی ثبت جهانی می‌شود محدودیت‌هایی دارد که نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت. از این‌رو کارشناسان و دستگاه‌های مختلفی ازجمله شورای عالی جنگل، وزارت میراث فرهنگی و… باید این موضوع را بررسی و نظر نهایی خود را اعلام کنند.

به گفته معاون امور جنگل سازمان جنگل‌ها نیاز است که در این زمینه مطالعه و بررسی‌های بیشتری انجام شود که اکنون دستگاه‌های مختلف درحال انجام این کار هستند و تاکنون نیز مجوزی برای نصب تله‌کابین صادر نشده است.

نوبخت در پاسخ به این پرسش ایسنا که آیا معاونت جنگل سازمان جنگل‌ها با نصب تله‌کابین در جنگل‌های ثبت جهانی شده هیرکانی مخالف است یا خیر؟ تصریح کرد: تازمانی که کمیته‌های فنی حفاظت از جنگل‌ها و شورای عالی جنگل در این زمینه نظر قطعی ندهند ما به صراحت نمی‌توانیم بگوییم که مخالف یا موافق این کار هستیم.

به گزارش ایسنا، بر اساس نقشه‌های موجود ۹ دکل از ۲۷ دکل تله‌کابین کبود وال در منطقه ثبت شده هیرکانی قرار دارد و چنانچه این ۹ دکل در این منطقه جانمایی شوند به طور قطع ثبت جهانی جنگل‌های هیرکانی در لیست یونسکو با مشکل مواجه خواهد شد.

انتهای پیام

منبع: ایسنا