پیامک ایران


ایسنا/کهگیلویه و بویراحمد معاون امور صنایع و معادن سازمان صنعت، معدن و تجارت کهگیلویه و بویراحمد گفت: عملکرد سازمان صنعت، معدن و تجارت استان در وصول حقوق دولتی معادن، در شش ماهه نخست سال ۹۹ نسبت به مدت مشابه سال ۹۸، بیش از ۱۸ درصد رشد داشته است. 

“دارا فرامرزی” در گفت و گو با خبرنگار ایسنا، افزود: در شش ماهه نخست سال ۹۹ بیش از ۴ هزار و ۴۸ میلیون ریال حقوق دولتی از بهره برداران معادن و دارندگان مجوزهای برداشت موقت مواد معدنی وصول شده است.
وی با اشاره به رشد بیش از ۱۸ درصدی وصول حقوق دولتی معادن نسبت به مدت مشابه سال قبل تصریح کرد: در شش ماهه نخست سال ۹۸، وصولی حقوق دولتی ۳ هزار و ۴۲۰ میلیون ریال بوده است.
معاون امور صنایع و معادن سازمان صنعت، معدن و تجارت کهگیلویه و بویراحمد از وجود ۷۶ فقره پروانه بهره برداری معدن در استان خبر داد و اظهار کرد: این معادن با سرمایه گذاری بیش از ۸۲۰ میلیارد ریال و اشتغال ۸۰۸ نفر، دارای بیش از یک میلیارد و ۵۹۶ میلیون تن ذخیره معدنی هستند و در حال حاضر ۴۴ معدن در استان فعال و در حال بهره برداری هستند.
فرامرزی بیان کرد: عمده مواد معدنی استان فسفات، مواد اولیه سیمان، گچ، آهک، سنگ لاشه و مالون، مرمریت، بوکسیت، سلستین، مارن و ….می باشد.
انتهای پیام

منبع: ایسنا

ایالت آلبرتای کانادا به محدودیت اجباری تولید نفت زودتر از برنامه تا ابتدای دسامبر پایان می دهد.

به گزارش ایسنا، افزایش تولید نفت کانادا، محدودیت ظرفیت خطوط لوله و تعمیرات پالایشگاههای آمریکایی در پاییز سال ۲۰۱۸ باعث شد قیمت “وسترن کانادا سلکت” که قیمت پایه ماسه نفتی کاناداست، در اکتبر و نوامبر به ۱۴ دلار آمریکا در هر بشکه سقوط کند و اختلافش با وست تگزاس اینترمدیت آمریکا به ۵۰ دلار برسد.

دولت کانادا در دسامبر سال ۲۰۱۸ برای تقویت قیمت نفت سنگین کانادا، کاهش تولید اجباری ۳۲۵ هزار بشکه در روز از ژانویه سال ۲۰۱۹ را اعلام کرد که اکنون قرار است در دسامبر ۲۰۲۰ خاتمه پیدا کند.

 محدودیتهای اجباری تولید یک ماه زودتر از زمانی که قرار بود پایان می گیرد زیرا آن طور که دولت ایالتی اعلام کرده است فضای کافی در خطوط لوله وجود دارد که به تولیدکنندگان اجازه می دهد از ظرفیت خطوط لوله استفاده کرده و به اشتغالزایی بپردازند.

به گفته سونیا سویج، وزیر انرژی آلبرتا، حدود ۱۶ درصد از تولید نفت آلبرتا که سومین ذخایر نفتی بزرگ جهان را دارد، در حال حاضر متوقف شده است.

وزیر انرژی آلبرتا در بیانیه ای اعلام کرد: در شرایطی که این ایالت در حال سپری کردن شرایط اقتصادی ناشی از شیوع پاندمی کووید ۱۹، بحران قیمت کالا و نیاز برای خطوط لوله است، حفظ ثبات و قابل پیش بینی بودن بخش منابع طبیعی آلبرتا برای اعتماد سرمایه گذاران حیاتی محسوب می شود.

دولت قبلی حزب نیودموکراتیک آلبرتا این محدودیت را سال گذشته به منظور کاهش سطح مخازن که به دلیل محدودیت ظرفیت خطوط لوله اشباع شده بودند، وضع کرد. دولت حزب محافظه کار متحد جیسون کنی، نخست وزیر آلبرتا از آن زمان در پی کاهش سرمایه گذاران مکررا به تسهیل محدودیتهای تولید نفت پرداخته است.

فیل اسکول نیک، تحلیلگر “ایت کپیتال” در یادداشتی نوشت: محدودیت ماهانه تولید نفت قرار بود ۳۱ دسامبر منقضی شود اما تولید به سطح بسیار پایینتر از محدودیت وضع شده رسیده بود. وی پیش بینی کرد قیمت نفت سنگین “وسترن کانادا سلکت” تغییر چندانی نخواهد کرد.

شاخصهای قیمت نفت هفته گذشته تحت تاثیر افزایش موارد ابتلا به ویروس کرونا در آمریکا و اروپا و چشم انداز کاهش محدودیت عرضه گروه اوپک پلاس کاهش هفتگی چشمگیری را به ثبت رساندند.

بر اساس گزارش رویترز، وزیر انرژی آلبرتا هفته گذشته گفته بود تولید نفت این ایالت در اوج کاهش تولید در واکنش به مصرف جهانی کمتر سوخت، ۸۸۰ هزار بشکه در روز معادل ۲۲ درصد کاهش پیدا کرده بود.

انتهای پیام

منبع: ایسنا

محققان کشور در یک پژوهش که نتایج ارزشمندی را به همراه داشته است، به بررسی شاخص‌های توسعه انسانی در نقاط مختلف کشور پرداخته‌اند و بار دیگر بر تبعیض‌های موجود بین استان‌ها بالأخص بین تهران با دیگر مناطق صحه گذارده‌اند.

به گزارش ایسنا، سازمان ملل متحد در گزارش‌های مربوط به توسعه کشورها در دهه ۱۹۹۰، بهبود کیفیت زندگی انسان‌ها را هدف اساسی توسعه معرفی کرده و انسان را هم عامل توسعه و هم هدف نهایی آن ذکر کرده است. توسعه انسانی از دیدگاه فلسفی به مفهوم توجه و احترام به فردیت انسان است. دستیابی به زندگی بهتر، ازیک‌طرف نیازمند مصرف بیشتر کالاها و خدمات و از طرف دیگر ثمره رشد استعدادها و ظرفیت‌های انسانی است. لذا گسترش ظرفیت‌های ذهنی از طریق آموزش در کنار درآمد، از عناصر اصلی توسعه انسانی به شمار می‌رود.

بنا بر نظر متخصصان، توسعه انسانی، شالوده اصلی خود را از رویکردی تحت عنوان «قابلیت‌های سن» گرفته است که عبارت از توانایی یک فرد برای داشتن انتخاب‌های مختلف برای دستیابی به سطح رفاه متناظر است. بر اساس این رویکرد، رشد اقتصادی می‌تواند یکی از ابزارهای دستیابی به زندگی بهتر باشد؛ ولی نمی‌تواند لزوماً به‌عنوان هدف در نظر گرفته شود. تفاوت رشد اقتصادی و توسعه انسانی به این صورت است که رشد اقتصادی منحصراً بر گسترش یک انتخاب؛ یعنی درآمد است، درحالی‌که توسعه انسانی شامل گسترش تمام انتخاب‌های انسانی مانند اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی است.

با توجه به اهمیت روزافزون این مفهوم در جهان و لزوم توجه بیشتر به این حوزه در کشور ما، گروهی از محققان دانشگاه شهید چمران اهواز، اقدام به انجام پژوهشی در این خصوص کرده‌اند که در آن، نسبت به برآورد شاخص توسعه انسانی استان‌های ایران و بررسی تأثیر آن بر رشد اقتصادی اقدام شده است.

در این تحقیق، ابتدا شاخص توسعه انسانی (بدون نفت) برای استان‌های ایران در سال‌های ۱۳۸۵، ۱۳۹۰ و ۱۳۹۵ با تکیه‌بر روش جدید سازمان ملل محاسبه شده و سپس تأثیر این شاخص بر رشد اقتصادی با استفاده از داده‌های استانی بررسی شده است.

طبق نتایج حاصله از این بررسی‌ها که بسیار قابل تأمل است، بیشترین شاخص توسعه انسانی استان‌ها در هر سه سال مورد بررسی، برای استان تهران و کمترین آن برای استان سیستان و بلوچستان بوده است. بعد از سیستان و بلوچستان نیز استان‌های کردستان، خراسان‌شمالی، کهگیلویه و بویراحمد و لرستان پایین‌ترین شاخص توسعه انسانی را در بین استان‌های کشور داشته‌اند.

دیگر نتایج این تحقیق نشان می‌دهند که متوسط توسعه انسانی استان‌ها در کشور ما در فاصله ۱۳۸۵ الی ۱۳۹۰ رشدی معادل ۳ درصد داشته است، ولی این رشد در فاصله سال‌های ۱۳۹۰ الی ۱۳۹۵ به نیم درصد کاهش‌یافته است!

در خصوص این نتایج، سید مرتضی افقه، پژوهشگر دانشکده اقتصاد دانشگاه شهید چمران اهواز و همکارانش اظهار داشته‌اند: «بررسی اجزاء شاخص توسعه انسانی نشان می‌دهد مهم‌ترین عامل کندی بهبود این شاخص، رشد منفی درآمد سرانه استان‌ها در فاصله ۱۳۸۵ الی ۱۳۹۵ است. در این فاصله درآمد سرانه استان‌ها به‌طور متوسط حدود ۲۰ درصد کاهش‌یافته است».

به گفته آن‌ها، «اما با دقت در یافته‌ها ملاحظه می‌شود که شاخص آموزش استان‌ها، نقطه قوت شاخص توسعه انسانی استان‌ها است که نشان می‌دهد تحولات خوبی در سال‌های اخیر رخ‌داده است و وضعیت آموزش‌وپرورش در کشور از دوره ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۵ همواره رو به بهبود بوده است».

بر اساس یافته‌های این تحقیق و با توجه به این‌که در فاصله ۱۳۹۰ الی ۱۳۹۵ روند بهبودی توسعه انسانی نسبت به قبل از آن بسیار اندک بوده است، افقه و همکارانش به لزوم توجه بیشتر برنامه‌ریزان کشور برای سرمایه‌گذاری در آموزش و بهداشت و سلامتی که اجزای اثرگذار شاخص توسعه‌اند، تأکید کرده‌اند.

به اعتقاد آن‌ها، «همچنین برای بهبود شرایط زندگی ساکنین استان‌هایی که شاخص توسعه انسانی پایینی دارند و بنابراین دچار فقر و محرومیت بیشتری هستند، این موضوع بایستی با حساسیت بیشتری پیگیری شود تا ضمن افزایش درآمد سرانه و اشتغال این مناطق، شرایط برای کاهش فقر و محرومیت فراهم شود؛ اقداماتی که درنهایت می‌تواند نابرابری منطقه‌ای و بین استانی در کشور را کاهش دهد».

این یافته‌های ارزشمند که در قالب یک مقاله علمی پژوهشی در فصل‌نامه «اقتصاد مقداری» از انتشارات دانشگاه شهید چمران اهواز به چاپ رسیده است، بار دیگر اهمیت رسیدگی بیشتر و نگاه یکسان به تمام مناطق این مرز و بوم را نشان می‌دهند و به‌خوبی یادآور می‌شود که «ایران، فقط تهران نیست!».

انتهای پیام

منبع: ایسنا

کاظم سادات اشکوری معتقد است، مَثَل‌ها همیشه ساخته می‌شوند اما برخی از آن‌ها به خاطر تغییر جامعه کاربرد خود را از دست داده‌اند. او در عین حال با انتقاد از غرق شدن جوانان در تکنولوژی می‌گوید جای تاسف دارد که جوانان به جای یاد گرفتن مثل‌ها، از واژه‌هایی مثل سلبریتی و لاکچری استفاده می‌کنند که به ما ربطی ندارند.

این نویسنده و پژوهشگر ادبیات عامه در گفت‌وگو با ایسنا، درباره ساخته شدن مثل‌ها که به نظر می‌رسد در دهه‌های اخیر کمتر شده است، گفت: در مقدمه باید بگویم خود گفتن  «ضرب‌المثل» غلط است زیرا نامش مثل است و زمانی که به کار برده می‌شود، می‌شود «ضرب‌المثل‌»، به همین دلیل علامه دهخدا نام کتابش را «امثال و حکم» گذاشته و یا امیرقلی امینی نام کتابش را  «داستان‌های امثال» گذاشته است.

او با بیان این‌که هرکدام از این مثل‌ها که به کار می‌بریم داستان و ریشه‌ای دارند، اظهار کرد: باید حادثه‌ای اتفاق افتاده باشد که مثلی خلق شود. به‌نظرم مثل در هر شرایطی خلق می‌شود دو صورت دارد؛ هم در گذشته و هم امروز جنبه کتبی دارد که در آثار ادیبان و شاعران به کار برده شده و یک‌سری هم در میان مردم رواج دارد و جزء فرهنگ عامه است. البته مسئله‌ای که وجود دارد این است که آیا مثل‌هایی که شاعران و ادیبان در آثارشان به کار برده‌اند از افکار خودشان ریشه گرفته و یا از فرهنگ عامه وارد ادبیات رسمی شده که بررسی این مشکل است و چه بسا نتیجه‌ای عاید نشود. فرض کنید سعدی می‌گوید «آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است»؛ ما نمی‌دانیم این را سعدی به کار برده و یا این‌که در بین مردم رواج داشته و سعدی آن را از مردم گرفته است. 

سادات اشکوری افزود: متاسفانه امروزه به شکل درست و روش‌مند تحقیق صورت نمی‌گیرد و ما از این مثل‌ها بی‌اطلاع هستیم و گاهی به گوش‌مان می‌خورد و می‌شنویم؛ مثلا «خالی‌بندی کردن» و «سر کار گذاشتن»؛ این‌ها مثل‌هایی است که در همین سال‌ها ساخته شده و از این دست نمونه‌ها بسیار داریم. یا در ادبیات، شعر سپهری که «چشم‌ها را باید شست/ جور دیگر باید دید» مثل است یا «تنها صداست که می‌ماند» از فروغ فرخزاد و یا «کوه‌ها با هم‌اند و تنهایند/ مثل ما با همان تنهایان» از احمد شاملو. همان‌طور که گفتم مثل هست و در هر زمانی مسائلی مثل شرایط زمان، برخورد افراد با هم و مسائلی که در جامعه پیش می‌آید باعث خلق مثل می‌شود که برخی مربوط به گذشته دور هستند و برخی گذشته نزدیک؛ مثلا برخی در دوره قاجاریه و اوایل ورود تلفن ساخته شده‌اند. مثلا «حرف مفت زدن» ریشه‌اش به تلفن برمی‌گردد. اوایل که تلفن آمده بود هرکسی می‌خواست تقاضا می‌کرد و برایش تلفن وصل می‌کردند، بعدها دولت فکر کرد نمی‌شود ما تلفن را وصل کرده‌ایم و مردم حرف می‌زنند، پس برای آن نرخی تعیین کنیم، به همین دلیل گفتند کسی دیگر حرف مفت نمی‌زند و باید پول بدهد. 

این پژوهشگر ادبیات عامه خاطرنشان کرد: مثل‌ها در گذشته نقش مهمی داشتند که امروزه کمرنگ شده است. در گذشته هر مثلی حکم یک ماده قانون را داشت و زمانی که افراد دچار اختلاف و مشکل می‌شدند و می‌خواستند با کدخدامنشی مشکل‌شان حل شود، شخص ریش‌سفید با به کار بردن یک مثل، مشکل‌شان را حل می‌کرد؛ مثلا اگر دعوا داشتند، می‌توانست چند مثل استفاده کند؛ مِثل «با خون، خون را نمی‌شویند». الان هم در مناطق دور و مناطقی که ارتباط کمتری با شهر دارند همین حالت وجود دارد. پس مثل‌ یکی از شاخه‌های مهم فرهنگ عامه و ادبیات شفاهی ماست.

او درباره به فراموشی سپرده شدن برخی از مثل‌ها نیز گفت: گمان می‌کنم اگر امروزه برخی از مثل‌ها کاربردی ندارد به خاطر این است که دیگر آن نوع زندگی وجود ندارد و جامعه تغییر کرده است. مثلا در گذشته سوخت مردم هیزم بود و وقتی کسی بدی می‌کرد، می‌گفتند «چه هیزم تری به شما فروختم؟» یا «هوای گرگ و میش» برای جامعه چوپانی و دامداری است و زمانی از شبانه‌روز به کار می‌رفت که گرگ را از میش نمی‌توانستند تشخیص بدهند. برخی از مثل‌ها با توجه به تغییری که در جامعه به وجود آمده،  کاربردشان را از دست داده‌اند و جای‌شان را مثل‌های جدید گرفته؛ مثلا «خالی‌بندی کردن» که از زمان رواج صنعت بسته‌بندی آمده و در گذشته وجود نداشت و با تغییر جامعه کاربرد پیدا کرده یا ساخته شده است.

سادات اشکوری در ادامه گفت: متاسفانه بسیاری از مردم ما به‌خصوص جوانان غرق در تکنولوژی هستند و می‌شود مثل‌شان را تحویل خودشان داد، تکنولوژی همه آن‌ها را سر کار گذاشته است و به جای این‌که در جامعه‌شان تامل کنند و آگاهی به دست بیاورند، غرق در تکنولوژی هستند. آگاهی از طریق مطالعه به دست می‌آید زیرا  وسایل ارتباطی جمعی مانند تلویزیون، رادیو و شبکه‌های ماهواره‌ای منظور خاصی از طرح مباحث دارند، در حالی که در کتاب و تا حدودی مطبوعاتی که ارگانی نیستند، منظور خاصی ندارند.  اگر جوانان مطالعه داشته باشند، آگاهی  کسب می‌کنند. آگاهی در میان کم‌سوادها و بی‌سوادها هم هست. آن‌ها از طریق رابطه برقرار کردن با آدم‌های دیگر که آگاهی دارند، اطلاعات کسب می‌کنند. مادرم سواد نداشت اما دایره‌المعارف مثل و اصطلاحات بود و صد مثلی را که از اِشکور جمع کردم مادرم گفت زیرا چپ و راست یک مثل به کار می‌برد که نه از طریق کتاب بلکه از طریق ارتباط با آدم‌های مختلف به دست آورده بود. جوانان امروز گرفتار گوشی به اصطلاح  هوشمند شده و تمام وقت‌شان را صرف آن می‌کنند؛ چیزی هم به آن‌ها نمی‌دهد که چهارتا مثل هم یاد بگیرند و در گفتارشان به کار ببرند. جای تأسف دارد که واژه‌هایی مانند لاکچری و سلبریتی را به کار می‌برند که به ما ربطی ندارند. تکنولوژی چنان آن‌ها را تسخیر کرده که آن‌چه را در ذهن دارند، از آن‌ها می‌گیرد. ما چه توقعی داریم که کاربرد این مثل‌ها در جامعه رواج داشته باشد؟

انتهای پیام

منبع: ایسنا

یکی را به حال خود رها کرده‌اند و نخستین نشانه‌های ویرانی از پنجره‌های شکسته‌اش بروز کرده، در و پنجره‌های دیگری را ماه‌هاست در آورده‌اند تا باد وباران و گرما و غبار زودتر از موعد راه نفسش را ببندد.

اما شانس درِ سومین خانه را زده، حالا کارگران مشغول آواربرداری از بخش‌های تخریب شده خانه‌اند، تا شانس‌اش را برای زنده ماندن امتحان کند.

به گزارش ایسنا، با صدور احکام جداگانه خروج از ثبت بناهای تاریخی که در طول سال‌های مختلف و بر اساس معیارها و ضوابط مشخص میراث فرهنگی در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده بودند، سال گذشته مجوز تخریب ونوسازی دست‌کم هشت بنای تاریخی توسط مدیریت شهری در مناطق مختلف تهران صادر شد؛ مجوزهایی که هنوز فعال‌اند و کمابیش تخریبِ تاریخِ تهران را تا روزهای کرونایی کش داده‌اند.

خانه تاریخی چوپانی بعد از تخریب

خانه‌ی قاجاری «چوپانی» که در طول چند ماه گذشته تخریب شده و حالا اسکلت‌بندی مجتمع مسکونی هفت طبقه‌ی اولیه‌اش هم رو به آسمان قد کشیده است، اما هنوز چند بنای انگشت شمار دیگر هستند که هر لحظه امکان با خاک یکسان شدن‌شان وجود دارد.

چاپخانه و بنای تاریخی تابان

چاپخانه تابان در خیابان ولیعصر و در محله امیریه که خود به عنوان یکی از قدیمی‌ترین چاپخانه‌های محله‌ی امیریه تهران محسوب می‌شود و هنوز حرف‌اش بین صنف چاپخانه‌داران برو دارد، اما نه برای مالک‌اش.

حتی در سند خانه‌ی قدیمی قرار گرفته روی سقف مغازه‌ها هم، پلاکِ همین واحدهای تجاری ثبت شده‌اند، هر چند علاوه بر چارچوب پنجره‌ و شیشه‌های خانه که سال‌هاست نشانی از خود به جا نگذاشته‌اند، ماه‌های ابتدایی سال گذشته نیز بخشی از دیوار ضلع جنوبی خانه را تخریب کردند، اما با دخالت میراث فرهنگی آن متوقف شد، با این وجود تخریب‌های تدریجی این بنای تاریخی همچنان به چشم می‌آید.

ساختمانِ تاریخی منسوب به چاپخانه تابان در محله امیریه تهران دست‌کم از سال ۱۳۸۹ در راهروهای دادگاه این دست و آن دست می‌شود و هر بار زور مالک به مستندات تاریخی میراث فرهنگی چربیده که از همان ابتدا نخستین رأی را بر تخریب و نوسازی گرفت.

عمارت تاریخی گلستانه

زیبایی ذاتی جداره‌ی بیرونی خانه‌ی تاریخی گلستانه در خیابان قزوین و به دنبال ان درخواست‌های پی در پی برای دیدنِ فضای داخلی خانه، شاید یکی از دلایل خسته شدنِ مالکِ این بنای تاریخی و تصمیم برای تغییر کاربری و فضای خانه باشد که بعد از گذشت بیش از دو سال از خروج از ثبتِ این خانه‌ی تاریخی از فهرست آثار ملی آن هم با حکم دیوان عدالت اداری، بیش از سه ماه است بنری زردرنگ خروج از ثبت خانه از فهرست ملی را به گوش همه برسانند.

بنر زرد رنگی که روی تراس خانه چسبانده شده و اعلام می‌کند که «این ملک به شماره دادنامه … به تاریخ ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۶ در شعبه اول تجدیدنظر دیوان عدالت اداری رفع اثر و از فهرست آثار ملی خارج شده است.»

هر چند قبل از این اعلام رسمی کاشی‌های سر در بنا به مرور غیب شدند، اما مدتی است که به نظر می‌رسد خانه را به حال خود رها کرده‌اند، تا گذر زمان هر چه خواست سرش بیارود، این را می‌توان به وضوح از پنجره‌های باز و شیشه‌های شکسته‌ی قدیمی با تزیینات و معماری متفاوت‌اش دید.

خانه تاریخی احمد متین دفتری

اما بین خبرهای بدِ این روزهای بناهای تاریخی که خلوتی گاه و بیگاه روزهایی کرونایی هم به راحت‌تر شدنِ تخریب آن‌ها کمک می‌کند، نجاتِ خانه‌ی «احمد متین‌دفتری» – داماد مصدق و پسر میرزا محمود خان اعتضاد لشکر (عین‌الممالک) – پایین‌تر از خیابان جمهوری در فلسطین جنوبی، نبش خیابان فلاح‌زادگان که در طول ماه‌های گذشته، با مجوزِ تبدیل شدن به یک مجتمع تجاری منتظر تخریب بود و به مرور آسیب‌های زیادی به آن وارد شد، اما سرانجام یکم تیر امسال شهرداری منطقه ۱۱ شهر تهران با مالک این اثر جلسات متعددی برگزار و وی را متقاعد به حفظ بنا کرد و قرار شد تا این بنا حفظ، مرمت و احیاء شود تا این خاطره تاریخی تهران برای همیشه در حافظه مردم پایتخت باقی بماند.

و اکنون با کشیدن جداره‌ی آهنی آبی رنگِ معمول برای کارگاه‌های ساختمانی و فعالیتِ کارگران در بخش‌های مختلف خانه به نظر می‌رسد عملیات آواربرداری برای نجاتِ این بنای تاریخی آغاز شده است.

هر چند هنوز مشخص نیست طرح مرمت و کاربری بنا تهیه و برای بررسی در اختیار کمیته فنی میراث فرهنگی قرار گرفته یا خیر.

آغاز آواربرداری خانه تاریخی احمد متین دفتری

انتهای پیام

منبع: ایسنا

ایسنا/بوشهر آزمون استخدامی سازمان تامین اجتماعی، به منظور تامین نیروی انسانی مورد نیاز در مجموعه های مدیریت درمان تامین اجتماعی و ادارات کل بیمه ای‌، امروز جمعه دوم آبان ماه در استان بوشهر همزمان با سراسر کشور برگزار شد.

به گفته عارفه سلیمی، مدیر اجرایی آزمون‌های استخدامی جهاد دانشگاهی استان بوشهر این آزمون دو ساعته با رعایت و اجرای کامل پروتکل‌های بهداشتی و همچنین استفاده از ماسک توسط تمامی شرکت‌کنندگان، ناظران و تیم اجرایی آزمون از ساعت ۹ صبح امروز آغاز و تا ساعت ۱۱ ادامه داشت. در این آزمون تعداد کل داوطلبان ثبت‌نام شده توسط ما، ۶۸۴ نفر بوده که از این تعداد ۵۲۲ نفر حضور و ۱۶۲ نفر غیبت داشتند. 

به گزارش ایسنا، برگزاری این آزمون با همکاری مرکز آزمون جهاد دانشگاهی و به همّت معاونت آموزشی این نهاد در استان بوشهر، با حضور ۵۲۲ داوطلب زن و مرد در یک حوزه امتحانی اصلی و ۳ زیرحوزه برگزار شده و به منظور پیشگیری از شیوع ویروس کرونا، با رعایت تمامی پروتکل‌ها و تدابیر بهداشتی همراه بوده است.

عکس: پریسا جفره ای 

انتهای پیام

منبع: ایسنا

به گفته نایب رییس اتحادیه طلا و جواهر تهران، علیرغم افزایش حدود ۱۷ دلاری نرخ اونس طلا در بازارهای جهانی در طول هفته اخیر، به دلیل باز شدن کانال‌های عرضه ارز و کاهش نرخ آن در داخل، سکه و طلا نیز روند نزولی در قیمت‌ها پیش گرفته و حباب سکه را تا ۹۰۰ هزار تومان کاهش داده است. این در حالی است که حباب سکه تا دو میلیون تومان نیز پیش رفته بود.

مسعود یزدانی در گفت‌وگو با ایسنا، در رابطه با وضعیت یک هفته اخیر بازار سکه و طلا داخلی، اظهار کرد: باتوجه به اینکه در طول هفته‌ای که گذشت، تا حدودی بحث آزاد شدن دلار پیش آمد و در کشور توزیع شد، تاثیر بسیار خوبی داشته و با ادامه این روند، قطع به یقین شرایط بسیار بهتر هم خواهد شد. به طوریکه علیرغم اینکه در طول این هفته اونس جهانی در حدود ۱۷ دلار افزایش داشت اما قیمت سکه و طلا در کشور روند نزولی داشت.

نایب رییس اتحادیه طلا و جواهر تهران تاکید کرد: اما آنچه که درحال حاضر وجود دارد، بحث فشار حداکثری تا انتخابات آمریکا است. به‌ هرحال طبیعی است باتوجه به اینکه آمریکا به هر دری می‌زند تا ایران را تحت فشار قرار داده تا وارد مذاکره شود؛ بنابراین در حال حاضر گویی اوج جنگ زمینی، هوایی، دریایی و… است که به دولت و ملت ایران فشار وارد می‌کند.

وی پیش‌بینی کرد: اما قطعا طی ۱۰ تا ۱۲ روز آینده اوضاع وضعیت اقتصادی و ریالی کشور بهتر خواهد شد. آنچه که  در حال حاضر مشهود است، مردم نیز دیگر رمقی برای خرید سکه، طلا،  دلار و… ندارند که بخواهند با حجم تقاضای بالا، وضعیت بازار را از تعادل خارج و متشنج کنند. با شجاعت اعلام می‌کنم که آنچه در این مدت بازار داخلی را دچار بهم‌ریختگی کرده است، در وهله اول ناشی از عوامل و منبع خارجی است و بخشی هم به سبب عوامل داخلی است که برخی دانسته یا ندانسته با بحث سفته‌بازی‌ها  “در آسیاب دشمن آب می‌ریزند”؛ اما از منظر تجارت صحیح، هیچ عاملی وجود ندارد که بازار را نامتعادل کند.

به اعتقاد نایب رییس اتحادیه طلا و جواهر تهران، بهتر است که مردم اکنون بیشتر مراقب بوده و وارد این موج‌ها نشوند. خوش‌بین هستیم که تا ۱۲ روز آینده شرایط بهتر خواهد شد؛ چراکه خواسته یا ناخواسته، انتخابات آمریکا نه‌تنها بر ایران بلکه بر روی همه دنیا تاثیرگذار خواهد بود؛ چراکه وضعیت آمریکا به‌گونه‌ای است که تصمیمات کاملا شخصی و مطابق با نظر یک شخص پیش می‌رود و ردی از سیاست خارجی در آن دیده نمی‌شود.

یزدانی در رابطه با آخرین قیمت‌های معاملاتی در روز گذشته (پنجشنبه) در بازار و تغییرات آن نسبت به اولین روز معاملاتی هفته (یکشنبه)، گفت:  در حالی که در ابتدای هفته (یکشنبه) قیمت هر قطعه سکه تمام بهار طرح جدید ۱۶ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان بود، در آخر هفته با کاهش یک میلیون و ۳۲۰ هزار تومانی به ۱۴ میلیون و ۹۸۰ هزار تومان رسید. سکه تمام طرح قدیم نیز از ۱۵ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان با کاهش ۱.۵ میلیون تومانی به ۱۳ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان رسید. در حال حاضر هر قطعه سکه‌ طرح جدید حدود ۹۰۰  هزار تومان حباب دارد.

این مقام صنفی اعلام کرد: در پایان هفته قیمت هر قطعه نیم سکه هفت میلیون و ۷۵۰ هزار تومان، ربع سکه پنج میلیون و ۲۰۰ هزار تومان و سکه‌های یک گرمی دو میلیون و ۷۰۰ هزار تومان بوده است که به ترتیب نیم سکه یک میلیون و ۵۰ هزار تومان، ربع سکه ۸۰۰ هزار تومان و سکه‌های یک گرمی ۴۰۰ هزار تومان نسبت به ابتدای هفته کاهش قیمت داشته‌اند. ( در روز یکشنبه که اولین روز معاملاتی در بازار بوده است، هر قطعه نیم سکه هشت میلیون و ۸۰۰ هزار تومان، ربع سکه شش میلیون تومان و سکه‌های یک گرمی سه میلیون و ۱۰۰ هزار تومان قیمت داشته‌اند.) 

وی افزود: همچنین در پایان هفته هر مثقال طلا با کاهش ۵۰۰ هزار تومانی، پنج میلیون و ۸۶۲ هزار تومان و هر گرم طلای ۱۸ عیار نیز با کاهش ۱۱۵ هزار و ۴۰۰ تومانی نسبت به ابتدای هفته، یک میلیون و ۳۵۳ هزار و ۲۰۰ تومان قیمت دارند؛ چراکه در ابتدای هفته به ترتیب قیمت هر مثقال طلا شش میلیون و ۳۶۲ هزار تومان و هرگرم طلای ۱۸ عیار یکی میلیون و ۴۶۸ هزار و و ۶۰۰ تومان بوده است. همانطور که اشاره شد آخرین نرخ ثبت شده برای اونس جهانی نیز با افزایش حدودا ۱۷ دلاری نسبت به ابتدای هفته ۱۹۱۷ دلار و چهار  سنت است.

انتهای پیام

منبع: ایسنا

با حضور به موقع نیروهای آتش‌نشانی بندر امام، آتش در واحد حادثه‌دیده ۱۰۰ آروماتیک این مجتمع، اطفاء کامل شد.

به گزارش ایسنا، طبق اعلام روابط عمومی پتروشیمی بندر امام(ره)، آتش‌سوزی در  این واحد، ظرف مدت کمتر از ۱۵ دقیقه کنترل شد و از سرایت آتش به سایر واحدها جلوگیری به عمل آمد.

پس از کنترل آتش، با کار تخصصی آتش‌نشانان با حفظ شعله، عملیات ولوینگ انجام شد و نهایتا اطفاء قطعی در کمتر از دو ساعت انجام شد.

این حادثه هیچ تلفات جانی نداشته و تنها یک نفر اپراتور سایت به صورت سطحی از ناحیه انگشتان دست دچار سوختگی شد که بعد از درمان، وی به محل کار خود بازگشت.

همچنین تمامی واحدهای پتروشیمی بندر امام در حال تولید هستند و این حادثه تاثیری بر روی فعالیت این واحدها نداشته است.

در حال حاضر نیروهای آتش ‌شانی حاضر در محل مشغول پاکسازی و ایمن‌سازی محل وقوع حادثه هستند.

دلایل وقوع این حادثه در دست بررسی است.

انتهای پیام

منبع: ایسنا

دبیرکل کانون عالی انجمن های صنفی کارگران با تشکر از کارفرمایانی که علیرغم مشکلات بسیار و کسادی بازار در ایام کرونا کارگران را حفظ کرده اند، گفت: انتظار داریم اگر کارگری دچار کرونا شد عذر او را نخواهند که معیشت او به خطر بیفتد بلکه کمک کنند پس از درمان به سر کار برگردد و کارگرانشان را برای چنین روزهایی بیمه کنند تا علاوه بر کاهش هزینه ها از حمایتهای اجتماعی برخوردار شوند.

هادی ابوی در گفت وگو با ایسنا، درباره لزوم حفظ اشتغال کارگران در دوران کرونا اظهار کرد: در قانون کار بر صیانت از نیروهای کار و حفظ امنیت شغلی کارگران تاکید بسیاری شده است بنابر این با توجه به شرایط ویژه ای که در بحث کرونا داریم لازم است حمایت از اشتغال کارگران و مراقبت از آنها در صورت ابتلا به کرونا در دستور کار قرار گیرد.

در شرایط ویژه باید تصمیمات ویژه بگیریم

وی ادامه داد: اگر اعلام می شود امروز در شرایط جنگی و ویژه ای هستیم یعنی باید تصمیمات ویژه ای هم بگیریم. مگر غیر از این است که صندوق ذخیره ارزی برای زمانهای خاص و بحرانی پیش بینی شده است؟ در شرایطی که دولت با کسری مواجه است و وزارت بهداشت فشار زیادی را برای مقابله با کرونا تحمل می کند باید منابع مورد نیاز را از این محل اختصاص بدهیم تا هم دست دولت باز شود و هم با تزریق منابع به افراد نیازمند و آسیب دیده از کرونا به ویژه کارگران حمایتشان کنیم.

دبیرکل کانون عالی انجمن های صنفی کارگران افزود:در حال حاضر در حوزه سلامت، افراد و صنوف مختلفی از صنف داروخانه ها تا نانوایان مشغول کارند که در این شرایط نمی توانند تعطیل کنند و در خانه بنشینند چون هم بحث خدمت رسانی مطرح است هم بحث معیشت آنها پس در این شرایط باید نگاه حمایتی ویژه ای به صنوف و نیروهای کار داشته باشیم.

کارگران توان خرید روزانه ماسک و دستکش را ندارند

ابوی با بیان اینکه برای رعایت پروتکل های بهداشتی در محیط کار باید امکانات و لوازم بهداشتی در اختیار کارگران گذاشته شود، خاطرنشان کرد:کارگران چقدر درآمد دارند که روزی یک ماسک بخرند و پول دستکش و محلول ضدعفونی بدهند؟ کارفرمایان تا آنجا که در توانشان بوده تلاش کردند پروتکل های بهداشتی به شکل مطلوب رعایت شود ولی یک کارگاه کوچک که نقدینگی ندارند نمی تواند هر ماه هزینه کند.

این مقام مسئول کارگری از کارفرمایانی که با وجود مشکلات بسیار و کسادی بازار کارگران را حفظ کرده اند، تقدیر کرد و گفت: کارگر و کارفرما از گذشته مثل دو بال در کنار هم بوده اند و دست همدیگر را گرفته اند. امروز مسئولیت سنگینی به دوش کارگران و کارفرمایان است، همین که کارفرما به کارگر رحم می کند و با وجود رکود کسب و کار، نیروی کارش را سر کار نگه می دارد قابل احترام است لذا انتظار داریم اگر کارگری دچار کرونا شد عذر او را نخواهند که معیشت او به خطر بیفتد بلکه کمک کنند تا دوران بستری و قرنطینه را طی کند و به سرکار برگردد.

به جای برخورد قهری اجازه مدوا به کارگران بدهیم

وی هرگونه برخورد قهری با مبتلایان به کرونا را مردود دانست و گفت: باید به کارگرانی که کرونا گرفته اند اجازه مداوا بدهیم و آنها را با برخوردهای قهری بیکار نکنیم. کارگری که کرونا گرفته خانه صد متری ندارد که خود را در گوشه ای حبس و قرنطینه کند و ممکن است همه اعضای خانواده مبتلا شوند،  اینجا است که سازمان تامین اجتماعی و کارفرمایان باید نقش خود را ایفا کنند.

ابوی تصریح کرد: تامین اجتماعی باید مبتلایان به کرونا را تحت پوشش بیشتری قرار بدهد. این بیماری حداقل دوره درمان ۴۵ روزه دارد و کارگر باید بستری شود ولی بعضا می بینیم که کارگر مرخص شده و به خانه فرستاده شده است از طرفی کارگران بسیاری در حوزه حمل و نقل و گردشگری کار می کنند که بیمه نیستند و نمی توانند طول درمان و مرخصی استعلاجی بگیرند، بنابر این بحث حمایت های اجتماعی در این شرایط اهمیت زیادی دارد لذا انتظار داریم کارفرمایان با بیمه نیروهای خود آنها را در روزهای بحرانی مثل امروز که کرونا یکه تازی می کند، محافظت کنند تا از مزایای بیمه اجتماعی بهره مند شوند.

انتهای پیام

منبع: ایسنا

میلاد عظیمی با دفاع از اعطای جایزه موقوفات محمود افشار به محمدرضا باطنی معتقد است: دکتر باطنی از خدمتگزاران بزرگ زبان فارسی است؛ خدمتگزاری شریف و بی‌هیاهو.

به گزارش ایسنا، انتخاب دکتر محمدرضا باطنی – زبان‌شناس پیشکسوت – به عنوان برگزیده «بیست و هفتمین جایزه بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار» با واکنش‌های متفاوتی همراه بوده است. درحالی‌که کامیار عابدی با انتقاد از اعطای جایزه موقوفات افشار به محمدرضا باطنی، می‌گوید «او ضدیتی آشکار با معیارهای ادبی در زبان فارسی دارد، همچنین ایشان درباره موقعیت زبان فارسی در کشور، و نیز وحدت ملی ایران عقاید بخصوصی دارد که آن نیز با هدف واقفِ موقوفات دکتر افشار و هدف‌های اصلی و اساسی جایزه‌اش به کلی متفاوت است»، میلاد عظیمی این انتخاب را «در نهایت اتقان و شایستگی» می‌داند.»

میلاد عظیمی – منتقد ادبی و مدرس دانشگاه – پس از اعطای این جایزه، در یادداشتی با عنوان «گواهی شفیعی‌کدکنی درباره دکتر محمدرضا باطنی» می‌نویسد: «بنیاد ملّی موقوفات دکتر محمود افشار بیست‌وهفتمین جایزه معتبر ادبی و تاریخی خود را به دکتر محمدرضا باطنی، زبان‌شناس و فرهنگ‌نویس و مترجم مشهور و خوش‌نام اهدا کرد. این انتخاب در نهایت اتقان و شایستگی است؛

خوش به‌جای خویشتن بود این نشست خسروی
تا نشیند هر کسی اکنون به‌جای خویشتن 

 باید به انتخاب‌کنندگان و انتخاب‌شونده این انتخاب نیک را مبارک‌باد گفت. 

دکتر باطنی از خدمتگزاران بزرگ زبان فارسی است؛ خدمتگزاری شریف و بی‌هیاهو. استاد شفیعی‌کدکنی در مجله بخارا یادداشت دلاویزی در منقبت استاد باطنی نوشته است. فی‌الواقع درباره دکتر باطنی شهادت داده است. برای معاصران و آیندگان و ثبت در تاریخ. در فرهنگ ما «ادب نفس» همتا و بلکه برتر از «ادب درس» بوده است. به اعتقاد بزرگان فرهنگ ایران: علم، آدمیت است و جوانمردی و ادب، و شفیعی به این وجه اخلاقی شخصیت دکتر باطنی توجه داده است. به «هنر زیستن» او؛ هنر آزادوار و پاکیزه زیستن او. به فضیلت او. سطرهایی از یادداشت شفیعی را نقل می‌کنم:

 «درباره جایگاه علمی دکتر باطنی، و توانایی‌های شگرف او در تدریس، دیگران باید مقالات و حتی کتاب‌ها بنویسند که خواهند نوشت و برای شخص بی‌اطلاعی چون من سکوت، درین‌باره به ادب نزدیک‌تر است و شایسته‌ترین کار است. اما به عنوان یک شاهد و گواه، در تاریخ معاصر ایران، و بیشتر برای آیندگان و ثبت در تاریخ، می‌توانم گواهی دهم که دکتر باطنی یکی از مردان آزاده عصر ما و نسل ماست که با پارسایی و زهدی از نوع زهد عارفان تذکرةالاولیاء، بی‌اعتنا و سربلند از کنار تمام وسوسه‌های قدرت‌طلبی و جاذبه‌های حیات اداری و مادی و نان ‌به‌ نرخ ‌روز خوردن‌ها گذشت و این جایگاه اخلاقی‌اش، حتی، از جایگاه علمی و دانشگاهی‌اش ارزش بیشتری دارد و می‌دانم که او بعد از انقلاب درین راه رنجی درازدامن را با شکیبایی خویش آزموده است.

ما، در آینده، به یاری خداوند، دانشمندان بسیاری در عرصه زبان‌شناسی خواهیم داشت که در معیارهای دانشگاهی، همچون باطنی، مورد احترام حوزه‌های زبان‌شناسی جهان خواهند بود، ولی مقام معنوی و آزادگی دکتر باطنی و دلیری و دلاوری علمی او، چیز دیگری است که غالبا مغفول مانده است و جز اندکی از شاگردان و یاران نزدیک او و افراد خانواده‌اش، دیگران، بیش‌وکم از آن بی‌خبرند و این چیزی است که هیچ‌گاه کهنه نخواهد شد؛ زیرا نوعی «هنر زیستن» است. علم می‌آید و می‌رود و کهنه می‌شود و همچون فصلی از تاریخ برای اهلش ثبت می‌شود اما «هنر پاکدامن زیستن» و آزادگی، همیشه زنده است. به همین دلیل نام دکتر محمدرضا باطنی همچون بلند«آویسه»ای (یعنی الگو و اسوه‌ای) برای نسل‌های آینده فرزندان ایران‌زمین همیشه خواهد ماند و ما دعا می کنیم که او خود نیز سال‌ها و سال‌ها با تندرستی دیر بماناد و شاد» (شماره ۱۳۷، صص ۳۵-۳۶).»

انتهای پیام

منبع: ایسنا