آرشیو خبرهای سایت پیامک

بر اساس نظر مدیران صنعت برق هزینه تمام شده هر کیلووات ساعت بدون سوخت حدود ۱۳۰ تومان مطرح و هزینه‌های جاری نیز حدود ۳۶ هزار میلیارد تومان تخمین زده می شود و این در حالی‌ است که درآمد حاصل از فروش برق در سال گذشته قطعا کمتر از ۲۵ هزار میلیارد تومان برآورد می‌شود. به عبارتی دیگر صنعت برق در سال ۱۳۹۹ فقط در بخش جاری خود با حدود ۱۱ هزار میلیارد تومان کسری مواجه بوده است.

به گزارش ایسنا، شاخص‌های عملکردی صنعت برق در سال ۱۳۹۹ بدین ترتیب بود که ظرفیت منصوبه به حدود ۸۵ هزار مگاوات رسید؛ پیک بار برای اولین بار طی یک دهه اخیر با ۵۸ هزار و ۲۰۰ مگاوات در شب اتفاق افتاد و فروش برق تقریباً بالغ بر ۲۹۰ هزار میلیون کیلووات ساعت منتهی شد و تعداد مشترکان جدید به حدود ۱ میلیون و ۲۵۰ هزار مشترک رسید.

طول شبکه های جدید  فوق توزیع و انتقال بالغ بر ۱۲۰۰ کیلومتر مدار شد و ظرفیت اضافه شده به پست‌های فوق توزیع و انتقال بالغ بر ۸۰۰۰ مگاولت آمپر و طول شبکه‌های توزیع اضافه شده نیز به حدود ۱۵ هزار کیلومتر رسیده است. به تعداد پست‌های توزیع حدود ۲۰ هزار دستگاه اضافه شده است. در بخش توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر و بهره‌وری انرژی  نیز در به همان پاشنه سالهای قبل چرخید و میزان صادرات برق نیز در مرز هشت هزار میلیون کیلووات ساعت بوده است.

شاخص‌های عملکردی فوق با اندکی تغییرات طی یک دهه اخیر به‌جز بخش صادرات برق ثابت بوده و از رشد یکنواختی، پیروی می‌کند. یکی دیگر از شاخص‌های عملکردی صنعت برق برنامه‌ریزی و تلاش برای کاهش تلفات برق است که در صورت ماندگاری و پایداری، شاخص بسیار خوب و ماندگاری برای صنعت برق خواهد بود.

چنانچه اقتصاد برق در آینه شاخص‌های عملکردی فقط تحلیل آماری شود، بخش تولید با به مدار آوردن ۲۲۰۰ مگاوت ظرفیت جدید؛ حدود یک و نیم میلیارد دلار بیشترین عملکرد را داشته است و بخش فوق توزیع و انتقال با حدود ۵۰۰۰ میلیارد تومان و بخش توزیع با حدود ۴۰۰۰ میلیارد تومان به ترتیب عملکرد مالی داشته‌اند.

میزان فروش برق در سال ۱۴۰۰ چقدر است؟

کسری اعتبار و نقدینگی در صنعت برق یکی از مشکلات این صنعت بوده و طبق گفته سعید مهذب ترابی، رئیس انجمن شرکت‌های خدمات انرژی ایران با وجود اینکه  اکثر  بازیگران این صنعت، به نحوه بازی در این شرایط عادت کرده اند ولی به علت سخت‌تر شدن این نوع بازی، به تدریج بازیکنان، زمین بازی، تجهیزات و تکنولوژی دچار فرسودگی و آسیب دیدگی و حتی فروپاشی می‌شوند و با پدیده‌هایی از قبیل خاموشی‌های زمستان و تابستان مواجه خواهیم شد که به شدت صنعت برق  کشور را با چالش مواجه می‌کند.

وی با بیان اینکه با توجه به شرایط سیاسی موجود و بویژه انتخابات سال بعد، پیش بینی می‌شود که روال معمول یک دهه اخیر صنعت برق در سال ۱۴۰۰ نیز، هم از نظر شاخص‌های عملکردی و هم از نظر مالی؛ شاید با چالش بیشتری ادامه یابد، اظهار کرد: حداکثر نیاز مصرف برق کشور در تابستان ۱۴۰۰ به حدود ۶۲ هزار مگاوات می‌رسد و میزان فروش برق بالغ بر حدود ۳۲۰ هزار میلیون کیلووات ساعت خواهد رسید و با توجه به شرایط اقتصاد کشوردر بخش مسکن، انتظار می‌رود تعداد مشترکان برق جدید بیشتر از یک میلیون و ۳۰۰ هزار نشود و کماکان افزایش طول شبکه‌های توزیع برق حدود ۲۰ هزار کیلومتر و افزایش طول شبکه‌های فوق توزیع و انتقال به حدود دو هزار کیلومتر مدار خواهد بود.

صادرات ۸۰۰۰ میلیون کیلووات ساعت برق در سال ۱۴۰۰

به گفته رئیس انجمن شرکت‌های خدمات انرژی ایران میزان برق صادراتی کشور نیز در سال ۱۴۰۰ به حدود ۸۰۰۰ میلیون کیلووات ساعت می‌رسد و در شاخص‌هایی از قبیل تلفات برق و راندمان نیروگاه‌ها  نیز تغییر زیادی حاصل نخواهد شد. پیش‌بینی‌ها حاکی از به مدار آمدن حداقل ۵۰۰ مگاوات ظرفیت جدید در بخش انرژی‌های نو است و کماکان شدت مصرف انرژی افزایش ‌یابد.

ترابی با بیان اینکه با توجه به شرایط اقتصادی و سیاسی کشور بعید به نظر می‌رسد که معجزه خاصی در شرایط مالی و اقتصادی صنعت برق ایجاد شود و اگر نرخ متوسط فروش برق با حداکثر ۲۰ درصد رشد مواجه باشد؛ کماکان کسری بودجه تا ۱۵ هزار میلیارد تومانی صنعت برق قابل پیش‌بینی است، گفت: از طرفی دیگر؛ با فرض عدم سرمایه گذاری مستقیم  صنعت برق در بخش تولید، با توجه به ضرورت حداقل ۸۰۰۰ تا ۱۰ هزار میلیارد تومانی سرمایه‌گذاری مورد نیاز در بخش توزیع، فوق توزیع و انتقال و درآمدهای ناشی از فروش انشعاب، این بخش از صنعت برق نیز با کسری تا ۵۰ درصدی نقدینگی طبق روال سال‌های اخیر مواجه است.

به گفته وی طی سال‌های اخیر کسری نقدینگی در صنعت برق به صورت رسمی نهادینه شده است. در حالی میزان بدهکاری صنعت برق قریب به ۴۰ هزار میلیارد تومان اعلام می‌شود که سازوکارهای موجود در نظام تدوین تعرفه‌های برق و همچنین ساختار بهره‌وری در صنعت برق به هیچ عنوان فرمول و حتی کشش اجتماعی و سیاسی جبران کسری فوق را ندارد و از این‌رو مدیران ارشد صنعت برق برای اجرای طرح‌های حداقلی مورد نیاز؛ به رویکرد فاینانس و یا انجام پروژه به صورت epcf و مدل‌های تامین مالی دیگر سوق پیدا کرده‌اند که در صورت وجود پیش بینی‌های مبتنی بر واقعیت اقتصاد برق کشوربرای تامین منابع برگشت سرمایه؛ اقدامی بسیار پسندیده و منطقی است.

استفاده از پتانسیل های تعریف شده در ماده ۱۲ قانون رفع موانع تولید نیز یکی دیگر از ظرفیت‌های مورد توجه صنعت برق بوده است و پیگیری‌ها و طرح‌های مختلف و متنوعی نیز تا کنون در این مورد ارایه شده که ظاهراً هنوز هیچ‌یک به نتیجه کاربردی نرسیده است.

رئیس انجمن شرکت‌های خدمات انرژی ایران اظهار کرد: در شرایط فعلی اقتصاد صنعت برق و شرایط اقتصادی کشور یکی از بهترین سازکارهای برون رفت از تنگاه‌های موجود استفاده از پتانسیل‌های این ماده طلایی است که بخش خصوصی هم برای مشارکت در اجرای طرح‌های تعریف شده در این ماده قانونی؛ انگیزش و آمادگی لازم را دارد که برای تحقق آن نیاز است ابتدا یک مدل ذهنی مشترکی بین مدیران ارشد صنعت برق و مدیران بخش خصوصی در مورد چرایی و چگونگی‌ها  تعریف و ایجاد شود و سپس رایزنی‌ها برون بخش صورت پذیرد.

به گفته ترابی یکی دیگراز ظرفیت‌های پنهان اقتصاد صنعت برق؛ لزوم تعریف ساختار تعرفه‌ای هوشمند مبتنی بر عملکرد و نتیجه‌گرا است که منجر به افزایش بهره‌وری نیز شود. (تعریف تعرفه‌های برق شرطی) قیمت تمام شده برق آنهم از نوع بدون سوخت آن؛ با توجه به ساختار عوامل موثر در آن که عمدتاً نیروی انسانی است به طور طبیعی سالی حداقل ۱۰ درصد افزایش می‌یابد و با توجه به عقب افتادگی حدود ۳۰ درصدی قیمت تمام شده فعلی برق (بدون هزینه سوخت)؛ امکان جبران این کسری نقدینگی از طریق افزایش تعرفه‌ها در کوتاه مدت به هیچ عنوان قابل تصور نیست. لذا بهترین مدل اعمال تعرفه‌های هوشمند برای اهداف و نتایج خاص است. در ساختار این مدل تعرفه؛ برای اهداف و نتایج مشخص و در زمان مشخص و با مدل مالی مشخص؛ تعرفه های اضافی اعمال میشود.

لزوم اصلاح اقتصاد صنعت برق

همچنین در این رابطه ناصر اسکندری ، معاون راهبری تولید شرکت برق حرارتی با تاکید بر اینکه صنعت برق باارزش‌ترین کالای قابل خرید و فروش در کشور را تولید و عرضه می‌کند، گفت:‌ بنابراین بایستی این کالا را به خوبی و اقتصادی عرضه کنیم. در حال حاضر مهم است که چگونه این برق را در بورس و بازار ارائه می‌کنیم و قیمت حاصل از آن را با هوشمندی دنبال کنیم. باید به دنبال کاهش هزینه و راهکارهایی همچون قراردادهای دو جانبه و سایر روش‌های درآمدزایی در این بخش برویم.

وی صنعت برق را اصلی‌ترین زیرساخت و پیش نیاز تمامی خدمات کشور برشمرد و افزود: در حال حاضر دولت شبانه‌روز در تلاش برای خدمت‌ رسانی به مردم است و درگیر مسئله مهمی به نام کرونا شده که یک هزینه ناخواسته را به کشور تحمیل کرده است؛ طبیعتا در چنین شرایطی اصلا انتظار نداریم دولت مسئله کرونا را کنار گذاشته و مشکلات صنعت برق را حل کند.

اسکندری با تاکید بر اینکه سالیان متمادی است که قیمت فروش برق بسیار پایین‌تر از قیمت تمام شده است، عنوان کرد:‌ تا پیش از این بر اساس یک امر نانوشته نیروگاه‌های دولتی به سمت بورس نمی‌رفتند، ولی در حال حاضر توصیه مهم ما این است که نیروگاه‌های دولتی حتما به این سمت و سو حرکت کنند؛ کما اینکه با پیشنهادات صنعت برق و تصویب هیئت دولت مقرر شده است تا مصرف کنندگان بزرگ بالای پنج مگاوات برق خود را از بورس خریداری کنند.

معاون راهبری تولید شرکت برق حرارتی خواستار ورود نیروگاه‌های دولتی به قراردادهای دوجانبه شد و افزود:‌ بایستی از فرصت‌های پیش‌رو که به خوبی می‌تواند در سامان‌دهی اقتصاد برق اثرگذار باشد، استفاده کنیم.

امسال هم قیمت برق هفت درصد افزایش یافت

یکی از راه حل های دولت برای بهبود نسبی اقتصاد صنعت برق از سال ۱۳۹۷ افزایش تعرفه بوده است که طبق آخرین گفته های رضا اردکانیان، وزیر نیرو به ایسنا، تعرفه آب و برق برای مشترکانی که الگو را رعایت می کنند، هفت درصد و برای مشترکانی که بیش از الگو مصرف دارند ۱۶ درصد افزایش یافته است. مصوبه هیات وزیران مربوط به امسال نیست و از سال ۱۳۹۷ وجود دارد و به جای اینکه هر سال ارقام متعددی مطرح شود، دولت عدد واحدی را تصویب کرد که بر اساس آن  تعرفه آب و برق  از اول اردیبهشت فارغ از اینکه میزان تورم چقدر است، برای کسانی که الگوی مصرف را رعایت می کنند معادل هفت درصد افزایش یابد.

به گفته وی در همان مصوبه ذکر شده بود افرادی که میزان مصرف آن ها بیش از الگو تعریف شده است، مشمول ۱۶ درصد افزایش تعرفه خواهند شد و برنامه دیگری در این رابطه وجود ندارد.

چندین سال است که بخش دولتی و خصوصی فعال در صنعت برق از اقتصاد نادرست این صنعت گله دارند و به نظر دولت نتوانسته آنطور که باید نظر بخش خصوصی را در این حوزه جلب کند همین موضوع نیز موجب شده ی سال های اخیر بخش خصوصی تمایل چندانی برای سرمایه گذاری در این بخش نداشته باشد اما با این حال شاخص های توسعه صنعت برق ایران مطلوب است و با اجرای روش های درست می توان به آینده این صنعت امیدوار بود.

انتهای پیام

منبع: ایسنا

معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار تهران با اشاره به ضرورت مقابله با ساخت و سازهای غیرمجاز بر نظارت دقیق سازمان جهاد کشاورزی بر مجوزهای سازمان نظام کشاورزی تاکید کرد.

به گزارش ایسنا، عبدالرضا چراغعلی در اولین جلسه کارگروه زیربنایی سال ۱۴۰۰ با اشاره به لزوم مقابله با ساخت و ساز های غیرمجاز گفت: برخی افراد با گرفتن مجوزهای صوری، اقدام به تغییر کاربری زمین های کشاورزی و ساخت و ساز در این زمین ها می کنند.

وی افزود: مطابق بررسی های صورت گرفته برخی از افراد سودجو با توجیه ایجاد اشتغال و اخذ برخی مجوزها از سازمان جهاد کشاورزی و تایید سازمان نظام کشاورزی نسبت به ایجاد سازه‌های غیرمتعارف، تغییر کاربری اراضی کشاورزی و ساخت و ساز غیرمجاز اقدام می کنند.

معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار تهران تاکید کرد: جهاد کشاورزی باید نسبت به نظارت دقیق بر عملکرد نظام کشاورزی اقدام کند.

معاون استاندار تهران در بخش دیگری از این جلسه تاکید کرد: با ایجاد پارک علمی و فناوری در شهر جدید پردیس و همچنین ساخت شهرک سینمایی که به پیشنهاد صدا و سیما بود، موافقت شد.

به گزارش ایسنا، مصوبات کارگروه زیربنایی پس از تصویب در شورای برنامه ریزی استان به دستگاه های اجرایی ابلاغ و ضمانت اجرایی خواهد داشت.

انتهای پیام

منبع: ایسنا

حسن ذوالفقاری به تاریخچه روابط ایران و چین و علاقه مردم این کشور برای روابط فرهنگی با ایران اشاره می‌کند. همچنین از اقدامات انجام‌شده در خصوص آموزش زبان و ادبیات فارسی، بازگشت دوباره فارسی‌آموزان چینی به ایران، بازنگری و سرمایه‌گذاری چین بر جاده ابریشم و واکنش‌ها به قرارداد ۲۵ساله می‌گوید.

به گزارش ایسنا، هرچند روابط میان ایران و چین سابقه درازی دارد اما در روزهای اخیر و در پی امضای قرارداد ۲۵ساله میان این دو کشور، علاوه بر واکنش‌های زیاد به این موضوع، روایت‌های مختلفی از روابط میان دو کشور، حضور چینی‌ها در ایران، مسائل فرهنگی آن‌ها و حتی سبک زندگی‌شان در فضای مجازی دیده می‌شود و به نوعی هر کسی هر روایتی را از چینی‌ها در ذهن دارد به اشتراک می‌گذارد. در این میان گفت‌وگوی ایسنا را با حسن ذوالفقاری، استاد زبان و ادبیات فارسی اعزامی ایران به چین که سال‌هاست در این کشور مشغول تدریس است، می‌خوانید.    

۱۳ کرسی زبان فارسی در چین و اعزام دوباره چینی‌ها به ایران

این روزها زبان و ادبیات فارسی در چین از چه جایگاهی برخوردار است و آیا این جایگاه نسبت به گذشته تغییری داشته است؟

اکنون ۱۳ کرسی‌ زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه‌های شهرهای مختلف چین از جمله: پکن، شانگهای و ۱۰ شهر دیگر وجود دارد. اغلب این کرسی‌ها در دانشگاه‌های مطالعات ترجمه و یا مطالعات فرهنگی هستند و مجموع دانش‌آموختگان آن‌ها بالغ بر ۷۰ یا ۸۰ نفر است که لیسانس زبان و ادبیات فارسی می‌گیرند. البته در دانشگاه پکن و شانگهای دوره‌های تحصیلات تکمیلی ارشد و دکتری هم وجود دارد. در شهرهای دیگر معمولا دانش‌آموختگان این دو دانشگاه تدریس و دانشجویان را تا سطح لیسانس تربیت می‌کنند که این‌ دانش‌آموختگان هم یا در دو دانشگاه پکن و شانگهای یا در ایران ادامه تحصیل می‌دهند، یا این‌که در شرکت‌های اغلب بازرگانی، یا تا حدودی هم به کارهای فرهنگی و رسانه‌ای مشغول می‌شوند.

می‌توان گفت که امروزه جایگاه زبان فارسی در چین جایگاهی بسیار عالی است. طی ۱۰ سال گذشته ظرفیت‌ها چندبرابر شده؛ مثلا کرسی‌های زبان و ادبیات فارسی تا ۱۰ یا ۱۵ سال پیش فقط به دو شهر پکن و شانگهای محدود می‌شد اما امروزه این کرسی‌ها در ۱۰ شهر دیگر هم وجود دارند. علاوه‌بر استادان مقیم و چینی که یا دانش‌آموخته دانشگاه پکن هستند یا در ایران تحصیل کرده‌اند، استادانی هم از ایران به دانشگاه‌های مختلف چین اعزام می‌شوند، البته تعدادشان کم است. اما اغلب دانشگاه‌های چین بر حسب علاقه‌ای که به حضور استاد ایرانی دارند، آن‌ها را برای تدریس جذب می‌کنند، یعنی کسانی که دوست دارند در این شهرها تدریس کنند، از طریق درج آگهی و اطلاعیه می‌آیند. یا کسانی که در دانشگاه‌های چین در رشته‌های دیگری تحصیل کرده‌اند، به دلیل این‌که زبان‌شان فارسی‌ است، بعضا به عنوان استاد ایرانی جذب این دانشگاه‌ها شده‌اند.

همچنین از ابتکارات چینی‌ها در زمینه گسترش زبان فارسی این است که دانشجویان‌شان در دوره لیسانس و مقاطع دیگر را معمولا یک ترم (گاهی شش تا ۱۰ ماه) به عنوان فرصت مطالعاتی یا آموزش تکمیلی در مراکز آموزش زبان فارسی به ایران اعزام می‌کنند تا به تحصیل بپردازند. البته یک سالی است که این روند به دلیل شرایط کرونایی متوقف شده است، اما از مهر آینده مجددا آغاز می‌شود و دانشجویان در این‌جا ضمن شناسایی، به مراکز آموزش زبان فارسی در شهرهای مختلف ایران اعزام می‌شوند.

در مجموع، امروزه می‌توانیم بگوییم با توجه به گسترش روابط ایران و چین، دو طرف احساس می‌کنند که این روابط باید در سطح مسائل آموزشی و پژوهشی هم توسعه و گسترش پیدا کند، کمااین‌که گسترش پیدا کرده و این روزها شاهد آن هستیم که فارغ‌التحصیلان زیادی در این رشته‌ها جذب شده‌اند. این کمک بسیار خوبی به روند گسترش زبان فارسی می‌کند. علاوه‌بر این، برنامه‌های فرهنگی هم اجرا می‌شود، از جمله: برگزاری نشست‌ها و همایش‌های مشترک که بعضا با همکاری رایزنی ایران در چین انجام می‌شود. همچنین استادانی که از ایران اعزام می‌شوند، نقش بسیار موثری در گسترش این روابط فرهنگی داشته و دارند.

این روابط فرهنگی نسبت به گذشته (پیش از انقلاب) صددرصد گسترش پیدا کرده؛ چون در گذشته اغلب به دلیل این‌که دولت چین با ایران ارتباطات کمتری داشت، اغلب استادان‌شان را از افغانستان تامین می‌کردند و چینی‌ها هم دانش‌آموختگان‌شان را برای آموزش زبان فارسی به افغانستان اعزام می‌کردند که البته خیلی محدود بود اما بعد از انقلاب، این روند تغییر کرد و امروزه شاهد هستیم که بالغ بر ۶۰۰ نفر در کرسی‌های زبان فارسی در چین آموزش دیده‌اند و بیش از ۵۰، ۶۰ نفر هم در دوره‌های ارشد و دکتری در ایران تحصیل کرده‌ و به چین بازگشته‌اند و اکنون در بخش‌های آموزشی، فرهنگی و رسانه‌ای مشغول به کارند.

آموزش زبان فارسی به کودکان در چین

از ترجمه آثار تا بازنگری در جاده ابریشم

مردم چین در حال حاضر چه اندازه با فرهنگ و ادبیات ایران آشنایی دارند؟

می‌توان گفت به دلیل سابقه فرهنگی و تجاری‌ای که به واسطه جاده ابریشم در میان ایران و چین بوده، ارتباطات میان دو کشور مربوط به امروز و دیروز نیست بلکه به گذشته برمی‌گردد و از دوره‌های پیش از اسلام و در عصر ساسانی هم این ارتباط وجود داشته است. چینی‌ها برای این‌که کالاهای‌شان را از این مسیر عبور دهند و مثلا به اروپا برسانند، مجبور بودند که از شاه‌راه ایران عبور کنند و برای همین همیشه روابط دوجانبه‌ای میان آن‌ها برقرار بوده است. سفرایی از دو کشور رفت‌وآمد داشتند و زمینه گسترش روابط تجاری را فراهم می‌کردند.

در کنار این روابط تجاری، روابط فرهنگی هم شکل گرفت؛ چه بعد و چه قبل از اسلام، به خصوص دوره‌ای که مغول‌ها حکومت را در چین به دست گرفتند ارتباطات چین با ایران هم در جهت گسترش اسلام و هم در جهت گسترش زبان فارسی زیاد شد. در واقع گسترش اسلام با گسترش زبان فارسی در چین گره خورده است، برای این‌که تمام کسانی که در چین وظیفه حفظ و گسترش اسلام را برعهده داشتند، با آثار ایرانی و فارسی این کار را انجام می‌دادند، به‌خصوص در مدارس استان‌هایی که مسلمان‌نشین هستند، کتاب‌های فارسی و آثار ایرانی خوانده می‌شد. در منطقه مسلمان‌نشین چین حداقل تا ۵۰، ۶۰ سال پیش در مدارس علمیه‌شان حتما کتاب‌های فارسی را هم می‌خواندند.

در روزگار فعلی هم تعداد زیادی از آثار و متون ایرانی به چینی ترجمه شده است. از ۳۵، ۴۰ سال پیش به بعد در دانشگاه پکن آثار مهمی از فارسی توسط استادان اولیه دانشگاه پکن که بنیان‌گذاران کرسی‌های زبان فارسی بودند، با همکاری دانشگاه‌های ایران ترجمه شده؛ مثل «شاهنامه»، «گلستان»، «بوستان» و…؛ این روند تا امروز هم ادامه دارد.

در حال حاضر نیز با تفاهم‌نامه‌ای که میان وزارت فرهنگ دو کشور انجام شده، صد جلد از آثار و متون فارسی و چینی ترجمه می‌شود و در اختیار مردم قرار خواهد گرفت. مردم چین هم به این روابط علاقه‌مند هستند، چون هر دو ملت از تمدنی شرقی برخوردارند و شباهت‌های بسیاری بین فرهنگ دو کشور وجود دارد و برای همین علایق مردم هم به این‌که روابط فرهنگی گسترش پیدا کند، زیاد است. مانعی هم بر سر گسترش روابط نیست، آن‌چه هست ضعف نهادهاست که مقداری کار را به تاخیر می‌اندازد اما تا آن‌جا که من می‌بینم، زمینه‌های گسترش روابط موجود است، به خصوص در زمینه ادبیات معاصر جا دارد که آثار برجسته ادبیات معاصر ما به چینی ترجمه شود.

من کتابی دارم که گزیده‌ای از داستان‌های ایرانی است، حدود ۱۵ سال پیش یکی از استادان دانشگاه پکن ۲۰ داستان آن را به چینی ترجمه کرد و این کار با استقبال مواجه شد. همچنین وقتی آثار دیگری از ادبیات معاصر را هم تدریس می‌کنیم، دانشجویان به آن‌ها علاقه نشان می‌دهند و وقتی می‌خواهیم تا مشابهت‌های آن‌ها را با آثار ادبی معاصر ببینند، وجوه اشتراک فراوانی میان ادبیات دو ملت وجود دارد که باید در مجامع دانشگاهی و ذیل تفاهم‌نامه‌های فرهنگی این کار به انجام برسد.

دولت چین با امکانات و سرمایه‌گذاری‌هایی که در زمینه‌های مختلف می‌کند، در قالب طرحی بزرگ در حال بازنگری بر جاده ابریشم و سرمایه‌گذاری‌های فراوان است که در این چارچوب جا دارد مسئولان فرهنگی ما هم به این مسئله توجه ویژه و خاصی داشته باشند، به خصوص در حوزه قرارداد اخیر به نقطه‌های فرهنگی هم توجه شود. البته که من می‌دانم در بخش‌های فرهنگی هم پیش‌بینی‌هایی شده است. 

کرونا و قرنطینه‌هایی که شوخی نبود

چین نخستین کشوری بود که شیوع کرونا در آن آغاز شد، به نظر شما وضعیت شیوع این ویروس چه تاثیرات کوتاه و درازمدتی بر فرهنگ و ادبیات این کشور داشت؟ و آیا می‌توان مقابله مردم این کشور را متاثر از مسائل فرهنگی نیز دانست؟

درست است که چین اولین کشوری بود که کرونا از آن‌ شیوع و رواج پیدا کرد اما اولین کشوری هم بود که توانست با این بیماری مقابله کند؛ با روش‌های خاصی که در این‌جا وجود دارد، پیشگیری‌ها و حرف‌شنوی‌های مردم و قرنطینه‌هایی که دقیقا قرنطینه بود و شوخی نبود. این کار انجام شد و اوضاع به حالت اول برگشته و مردم زندگی عادی‌شان را بعد از چهار، پنج ماه که در دوران کرونا به سر بردند، دارند؛ بنابراین خسارت زیادی از کرونا ندیدند.

در شرایطی که خیلی از مراکز اقتصادی تعطیل است اما در این‌جا کار می‌کنند و از این بابت توانسته‌اند خسارت‌های قبل‌شان را جبران کنند. بنابراین می‌توان گفت که در این‌جا فعالیت‌های فرهنگی آسیب زیادی ندیده و ظرفیت‌های فراوانی که در چین برای کارهای فرهنگی وجود دارد، زمین نمانده و کار دارد. البته بخشی از مراودات خارجی‌شان معطل است چون حضور خارجی‌ها در چین خیلی ضعیف شده و به حدود پنج درصد رسیده است.

پرسش درباره انحصار در چین

در نگاه به کشور چین انگار نوعی انحصار دیده می‌شود (برای مثال بومی‌سازی در حوزه فناوری و انسداد شبکه‌های خارجی) آیا در خصوص فرهنگ و زبان هم چنین انحصاری در این کشور وجود دارد؟ یا پذیرش زبان‌، ادبیات و فرهنگ دیگر کشورها به راحتی اتفاق می‌افتد؟

این انحصار ممکن است در زمینه‌های مختلف وجود داشته باشد، هر کشوری سیاست‌های اقتصادی، فرهنگی و سیاسی خود را دارد و با این نوع سیاست‌هاست که کشوری به بزرگی چین با جمعیت یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون نفری اداره می‌شود و طبیعتا مردم باید درباره این نوع انسدادها حرف بزنند و آن را بررسی کنند.

اما آن‌چه بنده در این‌جا مشاهده می‌کنم، در زمینه‌ گسترش روابط فرهنگی این انسداد را نمی‌بینم و در همین دانشگاه مطالعات بین‌المللی شانگهای از تمامی کشورها استادانی حضور دارند و روابط فرهنگی وجود دارد. حدود ۲۰۰هزار خارجی در شانگهای هستند و شرکت‌های فراوانی از اروپا و آمریکا در این‌جا هستند. در زمینه بازرگانی هم اقتصاد چین با تمام دنیا روان است. اما در زمینه‌های سیاسی طبیعتا محدودیت‌هایی وجود دارد که مربوط به سیاست‌های هر کشوری‌ است. 

واکنش‌ شدید مردم چین به آمریکا

با توجه به حضور و تدریس شما در این کشور، این روزها که قردادی میان دو کشور ایران و چین عقد شده است، واکنش رسانه‌ها، اهالی فرهنگ و مردم چین نسبت به آن را چطور می‌بینید و اصلا آیا این موضوع نمودی داشته است؟ همچنین آیا ادبیات و فرهنگ در چنین روابط سیاسی‌ای تاثیرگذار بوده است؟

اساسا قیاس مردم چین با مردم ایران قیاس درستی نیست، که در ایران می‌بینیم واکنش‌ها این‌قدر شدید و منفی است. در چین نه تنها در این مورد بلکه در دیگر موارد سیاسی هم مردم چندان حساس نیستند  و اصلا خیلی دنبال مسائل سیاسی نیستند. مردم ما خیلی سیاست‌زده هستند و هر روز مسائل را دنبال و تحلیل‌های مختلفی می‌کنند. اما در این‌جا زندگی روانی وجود دارد و مردم به کارهای خودشان می‌پردازند و اصولا سیاست خیلی بر زندگی مردم سیطره ندارد و مردم به فعالیت‌های خودشان مشغول هستند، فقط در بحث سیاسی، نسبت به آمریکا خیلی حساس هستند و نه هیچ کشور دیگری. یعنی اگر آمریکا کمترین واکنشی نشان دهد، خیلی شدید در شبکه‌های اجتماعی و در بین مردم واکنش نشان داده می‌شود اما در مقابل این قرارداد، آن‌قدری که من پرس‌وجو کردم اصلا مردم خیلی‌های‌شان در جریان آن نیستند و اصلا برای‌شان این موضوع مسئله نیست؛ چون این قرارداد خیلی تاثیری در زندگی‌شان ندارد ولی در ایران ممکن است تاثیر مثبت و منفی داشته باشد و بنابراین مردم حساسیت دارند. مورد دیگر سابقه ذهنی مردم است و مردم ما سیاسی‌ترند. اما من در مورد این قرارداد در این‌جا واکنشی ندیدم، حتی در میان استادانی که با مسائل ایران آشنایی دارند و بر تاریخ و فرهنگ مردم ایران کار می‌کنند هیچ حساسیت و واکنشی ندیدم. آن‌ها هم فقط اخبار را از طریق ایران دنبال می‌کنند و متعجب هستند که مردم ایران چقدر به این مسئله حساس شده‌اند. این هم شاید به دلیل سوابق قراردادهای ناخوبی‌ است که بسته شده و اثر گذاشته. 

در حوزه زبان و ادبیات هم این موضوع تاثیر خاصی نمی‌تواند بگذارد، البته در کلیات قرارداد بحث روابط فرهنگی و به خصوص گسترش روابط فرهنگی از جمله: گسترش زبان و ادبیات فارسی در  چین وجود دارد که اگر عملی شود، به توسعه این روابط خیلی کمک می‌کند.

وزیران امور خارجه ایران و چین

انتهای پیام

منبع: ایسنا

مسجدهای کوچک و بزرگ ندوشن قدمت و داستان‌های بسیاری دارند. از مسجد «آمنه‌گل» گرفته که فقط یک اتاق کاهگلی دارد و فقط زنان در آن رفت و آمد می‌کردند تا «مسجد جامع» که بخشی از تاریخ آن در موزه متروپولیتن نگهداری می‌شود.

«شبستان مسجد جامع کبوده حالت مرموز و بسته‌ای از روحانیت عرضه می‌کرد. از طریق یک درِ کوچک به درون می‌رفتند که پنجره نداشت و فقط سوراخ‌هایی برای تعویض هوا بود. نورِ روز از خلال مرمرهایی که جابجا بر سقف تعبیه شده بود، پالوده می‌گشت و سحر البته پیه‌سوزها کار می‌کرد.  پیه‌سوزهای مسی پایه‌دار بود که روغن چراغ در آنها می‌ریختند و فتیله می‌گذاشتند و قدمت آنها به دوره صفویه می‌رسید.»

اینها بخشی از توصیف دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن در کتاب «روزها» درباره مسجد جامع ندوشن است که از روستا با عنوان «کبوده» یاد کرده است. واژه «کبوده» در فرهنگ‌های مختلف در معانی متفاوتی آمده است: «رنگی از رنگ‌های اسب» که مجازاً در ادب فارسی به اسب هم می‌گویند، درختی از جنس سپیدار و در شاهنامه نام چوپان افراسیاب است. اما این واژه در نوشته‌های دکتر اسلامی ندوشن از ترکیب «کبود + ده» ساخته شده است، به معنی ده کبودرنگ یا ده نیلی‌رنگ که در فرایند واجیِ ادغام به «کبوده» تغییر یافته است.

ندوشن دیگر روستا نیست و حالا تبدیل به شهر کوچکی شده که در ۷۰ کیلومتری شمال یزد واقع است و گرچه بسیاری از خانه‌های جدید و مدرن جای قدیمی‌ها را گرفته‌اند اما بافت تاریخی آن همچنان پابرجاست و برخی از فعالان گردشگری ندوشن خانه‌های قدیمی را مرمت و آنها را به بومگردی تبدیل می‌کنند تا بتوانند بخشی از یادگاری‌های گذشته شهرشان را حفظ کنند.

طبق گفته فضل‌الله رحیمیان – فعال حوزه میراث و گردشگری – در حال حاضر ندوشن ۳۰۰۰ نفر جمعیت دارد و تقریبا در هر کوچه‌ای یک مسجد وجود دارد که اکثر مسجدها هم تاریخی هستند و همه آنها با زیلو فرش می‌شدند. گرچه فرش‌های رنگارنگ جای آن زیلوها را در برخی مساجد گرفته‌اند اما زیر همین فرش‌ها همچنان زیلوهایی که زمانی وقف شدند و وقفنامه هم دارند، پهن هستند. ندوشن ۱۰ مسجد کوچک و هفت مسجد بزرگ دارد و بافت تاریخی آن ثبت ملی شده است. 

به گفته او اولین مدرسه روستایی ایران که متعلق به سال ۱۳۰۴ است در ندوشن شکل گرفته و در حال حاضر چهار دبستان، دو مدرسه راهنمایی و دو دبیرستان پسرانه و دخترانه دارد. ندوشن یک درمانگاه کوچک هم دارد.

مساجد ندوشن دیدنی‌اند. برخی از آنها شامل یک اتاق کاهگلی می‌شوند که در نهایت جمعیتی به تعداد انگشتان دست در آن جا می‌شوند. برخی دیگر هیچ زیراندازی ندارند و با خاک فرش شده‌اند و فقط آثاری از چند تسبیح و مهر در آن دیده می‌شود.

مسجد «آمنه گل» ندوشن یکی از همان مساجد کوچک در بافت قدیم ندوشن است که فقط یک اتاق دارد و کلید آن را جلوی در آویزان کرده‌اند تا هر کسی خواست قفل مسجد را باز کند. گفته می‌شود فقط زنان از این مسجد استفاده می‌کردند و قدمت آن به قرن هشتم هجری قمری برمی‌گردد. اثری با نمای کاهگلی  و آجرفرش پشت بام و کف. اما داخل مسجد جذابیت بسیار خاصی دارد و پر از یادگاری‌نویسی‌هایی با خط خوش است که برخی از آنها در سال ۱۲۷۲ نوشته شده است. این مسجد به شماره ثبتی ۲۳۰۱ و در تاریخ ۲۶/ ۱۱/ ۷۸ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است.

نمای داخلی مسجد آمنه گل
بسیاری از یادگاری های نوشته شده در داخل مسجد آمنه گل ارزش تاریخی دارند

اثر تاریخی دیگر در این مسجد یک کتیبه سنگی بوده که روی آن درباره موقوفه مسجد توضیحاتی نوشته شده بوده اما این کتیبه دزدیده شده است!

در کوچه پس‌کوچه‌های ندوشن مساجد کوچک و بزرگ بسیاری وجود دارند. برخی از مساجد مثل مسجد «آمنه گل» یک اتاق دارد، با سقفی گنبدی بدون منبر و گلدسته. برخی ترک‌های عمیق برداشته‌اند و به نظر می‌رسد درِ برخی از آنها هم مدت‌هاست که باز نشده و خاک روی همه چیز را گرفته است اما همه اینها هیچ چیز از فضای خاص این مساجد کم نمی‌کند؛ مساجدی که مدت‌ها می‌تواند خلوتگاه آدم‌ها بویژه در زمان اعتکاف باشد و موجب رونق گردشگری مذهبی شود.

اما گفته می‌شود مسجد جامع، قدیمی‌ترین مسجد ندوشن است؛ مسجدی نسبتا بزرگ مربوط به سدهٔ هشت هجری قمری که در مرکز شهر قرار گرفته است. این مسجد مناره‌ای آجری به ارتفاع ۱۹ متر دارد که در دوره صفویه به آن اضافه شده است. این مناره ۶۰ پله‌ای، نمایی آجری و گلدسته آجر لعابدار دارد. راه‌پله‌هایی تنگ و تاریک که فقط یک آدم با قد و قواره باریک می‌تواند از آن به سلامت بالا برود و از آنجا تمام شهر را ببیند. مسجد جامع هم در سال ۱۳۷۷ به شماره ۲۱۵۰ ثبت ملی شده است.

مناره آجری مسجد جامع ندوشن ۱۹ متر ارتفاع دارد

نفیس‌ترین اثر تاریخی و فرهنگی ندوشن، منبر چوبی قدیمی مسجد جامع است که از چوب سرو و کاج در سه قسمت مجزا ساخته شده و تزئینات مشبک‌کاری و منبت‌کاری دارد. این منبر شش پله دارد و روی آن سه سوره از قرآن به خط کوفی کنده شده است اما بخشی از منبر چوبی که به احتمال زیاد سرلوحه آن است در موزه مترو پولیتن آمریکا نگهداری می‌شود.

دکتر اسلامی ندوشن در کتاب «روزها» درباره مسجد جامع ندوشن نوشته است: «از خانه ما تا مسجد جامع پانزده دقیقه راه بود. چراغ بادی را برمی‌داشتیم و روانه می‌شدیم. در آن ساعت تک و توک کسانی در کوچه دیده می‌شدند؛ کسانی که آنها نیز عازم مسجد بودند یا زنانی که برای شست‌وشو به لب جوی آمده بودند. در مسجد من از مادرم جدا می‌شدم، او به قسمت زنانه می‌رفت و من به قسمت مردها که با پرده بزرگی از هم جدا می‌شدند. مسجد که به شکل مستطیل بود، دو طرفش دهانه‌هایی داشت. زیلوهای وقف‌شده کف زمین افتاده بود و مهرها در مهردان‌ها و رحل‌ها به جای خود. هر دو سه نفر در پای پیه‌سوزی زانو زده بودند و قرآن یا دعا می‌خواندند. کسانی که سواد نداشتند به همراه دیگری که کمی بلند می‌خواند، تکرار می‌کردند. همه قرآن‌ها خطی بود و به تعداد زیاد. بعضی با خط‌های بسیار درشت و بعضی از لحاظ نوع کاغذ و زیبایی خط و تذهیب‌هایی که داشت، نفیس بودند. تمام این قرآن‌ها را کسانی وقف کرده بودند که گاهی نام واقف یا نام نویسنده (اگر خود واقف نبود) در آغاز یا آخر مصحف نوشته شده بود. نور کم بود و تنها درشتی خط می‌توانست امکان خواندن را فراهم نگاه دارد. البته چشم‌ها در آن زمان به غیر از چشم‌های امروز بود چون عادت به عینک نداشت، خود را تا دوره‌های بالای عمر می‌کشاند. گذشته از این، چشم‌ها هنوز به نور زیاد نازپرورده و بدعادت نشده بود و با روشنایی مختصر خود را قانع می‌داشت. نورِ کورسوی چراغ‌ها که تک‌تک می‌افتاد همان شعاع کوچکی از زیلو را روشن می‌کرد و پیش پاها را. بوی بدن‌ها و پاها و بوی روغن چراغ، همراه با بوی غبار و ماندگی در فضا معلق بود. نور کم، ارتعاش پرتوک‌ها و سایه‌ها، چون با صداهای لرزانی که دعا و قرآن و نماز می‌خواندند، در هم می‌آمیخت، در مجموع رقت قلبی برای عبادت می‌بخشید، شما را از دنیا منفک می‌کرد و چشم‌انداز مرگ را نزدیک می‌نمود. سرانجام امام جماعت که همان سید نابینا بود می‌رسید و نماز برپا می‌گشت. پس از دعا و روضه بیرون می‌آمدیم که دیگر صبح دمیده بود. دمدمه‌های صبح بود. شاید از همان زمان و همان تجربه بود که من با صبح زود انس پیدا کردم. صبح مشرق‌زمین، خاصه در روستای کم‌درخت با دیوارهای گِلی، صبح برهنه که بر خاک می‌افتد و این دو برهنگی – خاک و صبح – در هماغوشی بی‌آلایش خود، پاکیزه‌ترین نفس‌ها را می‌زایانند.»

زیلوهایی که سال‌ها پیش وقف مسجد جامع ندوشن شده‌اند همچنان پابرجا هستند

این نویسنده اهل ندوشن درباره خاطراتش در ماه مبارک رمضان در همین کتاب آورده است: «بعد از ظهرها برای من که روزه‌دار نبودم آسان‌تر از صبح‌ها می‌گذشت. گاهی می‌رفتم مسجد جامع که در آنجا وعظ و مسئله‌گویی بود و گوش می‌دادم. مسجد با رونق‌ترین نقطه محل بود. همه نوع مردمی می‌آمدند. با همدیگر حرف می‌زدند. درماندگی انسان از یک سو و امید به بهشت و زندگی بهتر از سوی دیگر، در پیشانی و نگاه‌ها مستور بود. یکی از اقلام موقوفه مسجد خرید خرما برای ماه رمضان بود. خرماهای درشت خوب از «شارستان» وارد می‌کردند. خادم مسجد سفره‌ای به گردن می‌بست که پر از خرما بود. پابرهنه جلوی صف نمازگزاران می‌گذشت و جلوی هر کسی یک چنگ از آن می‌گذاشت. با کسانی که روابط نزدیک‌تر داشت یا از اعتبار بیشتری برخوردار بودند، چنگ بزرگ‌تر و در مقابل دیگران فقط چندین دانه که یک دانه به دهن می‌گذاشتند و افطار می‌کردند. آنگاه به نماز ادامه می‌دادند. پس از خاتمه، سهم خود را برمی‌داشتند و خرماخوران از مسجد خارج می‌شدند. بودند کسانی که به خاطر همین چند دانه خرما به نماز جماعت حاضر شوند و بنظر می‌رسد که مَثَل «برای خدا یا برای خرما» از همین جا ناشی شده است. من که گاه بگاه همراه سیدابوالحسن می‌رفتم، نه برای گرفتن چند دانه خرما بود زیرا خودمان در خانه داشتیم بلکه برای تماشا و تنوع، هرچند خرمای مسجد به دهنم خوشمزه‌تر و شیرین‌تر می‌آمد. خادم مسجد هم که مرا می‌شناخت و به خانواده‌ام خصوصیت نشان می‌داد، پنجه پهن خود را خوب می‌گشود و یک مشت بزرگ جلوی من می‌نهاد. سید نیز به تولای من مشت بزرگی نصیب خود می‌کرد. من گاهی تشبه به نمازخوانی می‌کردم و گاهی همانگونه می‌نشستم که هنوز خود را تکلیف‌شده نمی‌دانستم. اهل ده بین سه مسجد تقسیم می‌شدند که هر یک آخوند و امام خاص خود داشت. ولی از همه معظم‌تر و مفصل‌تر مسجد جامع بود. نه تنها جمعیت بیشتر به آن روی می‌برد بلکه خود همین بنا، ثروتش، تعدد قرآن‌ها و پیه‌سوزها و رحل‌ها، اهمیت امامش، آن را شاخص‌تر نگاه می‌داشت. ما بطور طبیعی از روی تقسیم‌بندی محله جزء قلمرو مسجد جامع بودیم هرچند هم اگر نمی‌بودیم آن را به دو مسجد دیگر ترجیح می‌دادیم. شب‌های احیا مراسم «قرآن‌برسرگذاری بود». صف‌ها منظم می‌شد؛ ردیف، همه به دو زانوی ادب. ولی در آنجا نیز فرق میان توانگر و بی‌چیز بود. اعیان در صف‌های جلو قرار می‌گرفتند و عامه به ترتیب، پشت سر آنها. آنگاه خادم، قرآن‌ها را تقسیم می‌کرد، جلوی هر کسی یکی می‌نهاد. در تقسیم قرآن نیز این تفاوت مرتبه دنیوی رعایت می‌شد، بدین معنی که به «ارباب‌ها» قرآن‌های کوچک و سبک می‌دادند تا بر سرشان سنگینی نکند (حتی در میان آنها کسانی این اعیانیت را به خرج می‌دادند که قرآن بغلی ظریفی از جیب بیرون آورند) و قرآن‌های بزرگ و جسیم نصیب «رعیت‌ها» می‌گردید.»

دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن

انتهای پیام

منبع: ایسنا

مدیر کل فرهنگی وزارت بهداشت از ابلاغ بسته سیاستی فعالیت های فرهنگی دانشجویان علوم پزشکی حداکثر قبل از اتمام فعالیت دولت فعلی خبر داد و گفت: با ابلاغ این بسته نوعی آسیب شناسی از برنامه های فرهنگی دانشجویان بدست خواهیم آورد.

 دکتر حسن زائری لطف در گفت و گو با ایسنا ضمن بیان این مطلب از تدوین بسته سیاستی فعالیت های فرهنگی دانشجویان علوم پزشکی خبر داد و اظهار کرد: در راستای تدوین این بسته پیمایشی در خصوص میزان سرمایه فرهنگی بر روی ۲۱ هزار دانشجوی علوم پزشکی کشور انجام شد تا بتوانیم یک بسته سیاستی به منظور ارتقای سرمایه فرهنگی را آماده و در دانشگاه های علوم پزشکی کشور اجرایی نماییم.

وی در ادامه تصریح کرد: در ستاد وزارت بهداشت یک سری جلسات مجازی با حضور مسئولین مرتبط با برنامه های فرهنگی از جمله معاونین دانشجویی و فرهنگی دانشگاه ها برگزار کردیم تا بتوانیم وضعیت برنامه های فرهنگی و میزان مشارکت دانشجویان را بررسی و شناسایی کنیم، در حال حاضر نیز بسته سیاستی فعالیت های فرهنگی تدوین شده و قرار است این بسته به  ۱۰ کلان منطقه آموزشی علوم پزشکی کشور ارسال شود و نقطه نظرات مسئولین مرتبط را دریافت کنیم.

مدیر کل فرهنگی وزارت بهداشت با بیان اینکه بسته سیاستی فعالیت های فرهنگی دانشجویان علوم پزشکی حداکثر قبل از اتمام فعالیت دولت ابلاغ خواهد شد، گفت: با ابلاغ این بسته می توانیم این آسیب شناسی را در خصوص برنامه های فرهنگی دانشگاه های علوم پزشکی داشته باشیم تا علت مشارکت پایین دانشجویان در این نوع برنامه را بدست آوریم و در جهت رفع این آسیب ها برنامه ریزی کنیم.

 وی در خصوص برنامه های فرهنگی دانشگاه های علوم پزشکی در شرایط کرونا نیز گفت: واقعیت این است که با شیوع کرونا ویروس و عدم حضور دانشجویان در محیط های دانشگاهی، فعالیت های فرهنگی دانشجویان و تشکل های دانشجویی تحت الشعاع قرار گرفت. به همین جهت تمامی فعالیت های فرهنگی دانشگاه های علوم پزشکی و تصمیم گیری های انجام شده در این زمینه را به شکل مجازی و الکترونیکی برنامه ریزی کرده و انجام دادیم. به طوریکه تمامی فعالیت های تشکل ها، کانون ها و نهادهای دانشجویی در حال حاضر برنامه های خود را به صورت مجازی برگزار می کنند.

زائری لطف در پایان تاکید کرد: یکی از اتفاقات مهم این است که شرایط فعلی باعث شد که تمامی کشور و دانشجویان از برنامه ها و فعالیت های مجازی آموزشی و فرهنگی دانشگاه ها استفاده کنند و برنامه ریزی ما این است که دوره های آموزشی در حوزه های مختلف از جمله انجمن های علمی در صورتیکه مخاطب و مشارکت زیاد دانشجویان و سایر انجمن ها را نیز همراه داشته باشد مورد حمایت وزارت بهداشت قرار بگیرد. بنابراین نمی خواهیم بگوییم شیوع کرونا در فعالیت های فرهنگی تاثیر نگذاشته است اما به هیچ عنوان هیچ برنامه ای را تعطیل نکردیم.

انتهای پیام

منبع: ایسنا

تحلیلگران می گویند طلا اکنون که سطوح مقاومتی مهمی را شکسته و به سمت مرز ۱۸۰۰ دلار حرکت می کند، ممکن است در آستانه آغاز روند صعودی جدیدی باشد.

به گزارش ایسنا، قیمت طلا پس از آغاز مثبتی که در سه ماهه دوم در بحبوحه افت ارزش دلار آمریکا و عقب نشینی بازده اوراق خزانه ۱۰ ساله داشت، برای دومین هفته متوالی افزایش یافت. هر اونس طلا در معاملات روز جمعه بازار آمریکا ۱۳ دلار و ۴۰ سنت معادل ۰.۸ درصد افزایش یافت و در ۱۷۸۰ دلار و ۲۰ سنت بسته شد و برای کل هفته حدود دو درصد افزایش به ثبت رساند.

 بارت میلک، مدیر استراتژی جهانی شرکت تی دی سکیوریتیز در این باره به کیتکونیوز گفت: این حرکت طلا تحت تاثیر دلار آمریکا بوده که به روند کاهشی ادامه داد. شاخص دلار در حال حاضر در ۹۱.۵ واحد قرار گرفته و این نکته شایان اهمیت است که بازده اوراق خزانه ۱۰ ساله افت چشمگیری پیدا کرده است. همه این موارد باعث شد روند قیمت طلا صعودی شود.

دانیل پاویلونیس، کارگزار ارشد کالا در شرکت آرجی او فیوچرز در این باره گفت: شرایط در حال حاضر به نفع صعود طلا تغییر کرده است. اگر طلا در معاملات هفته جاری بالای سطح ۱۸۱۵ دلار بسته شود، شانس خوبی برای افزایش بیشتر قیمت وجود دارد. بازارها اندکی آرام هستند. همچنین فشار زیادی از سوی بانک مرکزی آمریکا و بانک مرکزی اروپا برای کاهش تنش‌ها در بازده ها وجود دارد و موثر واقع شده است. آنچه که آنها در پشت صحنه انجام می دهند جواب داده و باعث شده فلزات ارزشمند از فشارهای کاهشی تا حدودی رهایی پیدا کنند.

هان تان، تحلیلگر بازار FXTM اظهار کرد: دلار ضعیف‌تر سرانجام اجازه داد طلا از بازه معاملاتی محدودی که داشت خارج شود. فضای حمایتی برای ارز آمریکا ضعیف شده و بازده اوراق خزانه ۱۰ ساله نیز پایین سطح بااهمیت ۱.۶۰ درصد قرار دارد که اجازه داده است اونس طلا برای تحویل فوری برای نخستین بار از اوایل فوریه تاکنون بالای میانگین قیمت ۵۰ روزه را بشکند.

هفته جاری دوره سکوت رسانه‌ای بانک مرکزی آمریکا پیش از اعلام تصمیم سیاست پولی در ۲۸ آوریل خواهد بود. تحلیلگران موسسه ING در این باره اظهار کردند: عدم اظهارنظر مقامات بانک مرکزی آمریکا می تواند به معنای دلار ضعیف تر باشد که به نفع طلا تمام می شود. یک هفته آرام‌تر از نظر انتشار آمار اقتصادی آمریکا و سکوت بانک مرکزی آمریکا ممکن است از روندهای بازار بی خطر و دلار ضعیفتر آمریکا حمایت کند.

 چارلی ندوس، استراتژیست ارشد بازار در گروه لاسال فیوچرز به کیتکونیوز گفت: هیچ مقاومت قابل توجهی برای طلا تا سطح ۱۸۰۰ دلار وجود ندارد سطح ۱۸۰۹ دلار و ۴۰ سنت، میانگین قیمت ۱۰۰ روزه است و به مرور زمان طلا به این سطح صعود خواهد کرد.

‌بارت میلک توضیح داد: بازار همچنین پس از اینکه بیش از حد روی رشد سریع تورم حساب باز کرده بود، انتظارات خود را اصلاح می کند. انتظارات تورمی اندکی بیش از حد بالا بود و اکنون پایین تر می رود و نشان می دهد که بازار دیدگاه خود را تغییر داده است و ما شاهد افزایش منحنی بازده اوراق قرضه تحت تاثیر انتظارات برای تورم بالاتر بوده ایم و اکنون این انتظارات تعدیل می‌شود. همچنین نگرانیهای اقتصادی جهانی نیز نقش ایفا می کند زیرا بعضی از کشورها برنامه اجرای واکسیناسیون واکسیناسیون قوی ندارند که می‌تواند روی احیای اقتصاد جهانی تاثیر منفی داشته باشد.

 در این بین جامعه الگوریتمی فروشنده مانده است اما معامله‌گران باید رسیدن طلا به سطح ۱۸۰۸ دلار را مشاهده کنند تا این روند تغییر کند. با این حال میلک هشدار داد هنوز خیلی زود است که بیش از حد درباره حرکت قیمت آتی طلا هیجان زده شویم. ما از میانگین قیمت ۵۰ روزه عبور کرده‌ایم و سطح بعدی بالای مرز ۱۸۰۰ دلار خواهد بود. بیش از اینکه طلا سود زیادی پیدا کند باید تایید شود که رشد بازده اوراق خزانه ۱۰ ساله آمریکا مهار شده است.

اخبار اقتصادی هفته جاری

هفته جاری بانک مرکزی اروپا و بانک مرکزی کانادا نشست سیاست پولی برگزار خواهند کرد. نشست سیاست پولی این دو بانک مرکزی یک هفته جلوتر از نشست سیاست پولی دو روزه (روزهای ۲۷ و ۲۸ آوریل) بانک مرکزی آمریکا برگزار می شود. استراتژیست‌های موسسه ING در این باره اظهار کردند: بانک مرکزی اروپا به بررسی افزایش موقتی تورم مبنا خواهد پرداخت و اجازه حرکت قابل توجه بازده اوراق قرضه را نخواهد داد مگر اینکه نتیجه بهبود چشم اندازهای رشد اقتصادی باشد.

بر اساس گزارش کیتکونیوز، بازارها همچنین به آمار متقاضیان دریافت بیمه بیکاری آمریکا و فروش خانه های فعلی چشم دوخته اند که روز پنج‌شنبه منتشر می‌شود. همچنین شاخص مدیران خرید بخش تولید آمریکا و آمار فروش خانه های جدید روز جمعه منتشر خواهد شد. از آنجا که هفته جاری از نظر انتشار آمار اقتصاد کلان هفته آرامتری خواهد بود، تحلیلگران به دقت به بررسی پیشرفت برنامه زیرساخت جو بایدن، رئیس‌جمهور آمریکا خواهند پرداخت.

 انتهای پیام

منبع: ایسنا


سد قوسی زاینده‌رود در ۱۱۰ کیلومتری غرب اصفهان در حدود نیم قرن پیش بر روی رودخانه زاینده‌رود ساخته شد. با توجه به کاهش ۳۳ درصدی میزان بارندگی در سرشاخه زاینده‌رود، نسبت به متوسط بلندمدت، میزان ورودی و خروجی این سد به میزان قابل توجهی کاهش یافته است. همین وضعیت موجب شده که هم‌اکنون مخزن سد زاینده‌رود تنها کمتر از ۲۵ درصد آب داشته باشد. با در نظر گرفتن این واقعیت، صرفه‌جویی در سال جاری در بخش‌های مختلف اعم از کشاورزی، صنعت، بهداشت و شرب، ضروری است.

تصویربردار: فاطمه نصر / تدوینگر: عماد نعمتی

منبع: ایسنا

یک کارشناس حوزه کار بر لزوم واردات واکسن توسط بخش خصوصی تاکید کرد و با اشاره به نقش موثر بازرسان کار در دوران کرونا، صدور بخشنامه از سوی دولت یا ستاد ملی مقابله با کرونا در ممنوعیت اخراج نیروهای کار مبتلا شده به کرونا را خواستار شد.

حمید نجف در گفت وگو با ایسنا، با تاکید بر نقش بازرسان کار در دوران کرونا اظهار کرد: در شرایط حاضر به دلیل حفظ سلامت نیروهای کار و رعایت دستورالعمل های بهداشتی، حضور به موقع بازرسان کار و نظارت بر کارگاهها امری ضروری است.

وی با انتقاد از کمبود تعداد بازرسان کار افزود: در حال حاضر روند بازرسی کار به دلیل تعداد کم بازرسان یا حجم بالای کار استاندارد نیست و چندان در محیط های کار حضور ندارند. این مساله هم به امسال مربوط نمی شود و از سالهای گذشته با این معضل روبه رو بوده ایم. وقتی کارفرمای یک کارگاه کوچک می داند که سه سال قبل یک بازرس کار آمده و تا سه سال دیگر نمی آید ممکن است احساس راحتی کند و هزاران تخلف داشته باشد. متاسفانه کارگرانی هم که در این کارگاهها مشغول کارند وقتی می بییند از جایی حمایت نمی شوند و نظارتی بر کارگاه صورت نمی گیرد و اگر شکایت کنند رسیدگی نمی شود هرگونه اجحاف و محرومیت از حقوق قانونی را تحمل می کنند تا بیکار نشوند.

این کارشناس حوزه کار تصریح کرد: متاسفانه در بحث کرونا بیشترین فشار ناشی از بیکاری به طبقه کارگر وارد می شود. وقتی کارگری کرونا می گیرد از ترس اخراج، کرونای خود را پنهان می کند در حالی که با این کار ممکن است افراد زیادی را در محیط کار آلوده کند ولی اگر از طرف کارفرما حمایت ببیند و کارفرما به جای اخراج دو هفته مرخصی استعلاجی به او بدهد به راحتی بیماری خود را با کارفرما در میان می گذارد ولی آیا همه کارفرمایان حاضرند از کارگری که به کرونا مبتلا شده حمایت کنند و اساسا در جریان این قضیه بازرسان کار و ستاد ملی مقابله با کرونا در کجا قرار دارند؟

نجف در عین حال بر لزوم واردات واکسن توسط بخش خصوصی تاکید کرد و گفت: در حال حاضر در تمام داروخانه ها انواع و اقسام داروهای تقویتی و مکمل های خارجی را داریم اما جای واکسن کرونا خالی است، اگر دنبال واردات واکسن هستیم اجازه بدهیم بخش خصوصی هم وارد کند و اگر مشکل نبود اعتبار و منابع مالی است وارد کنیم و به مردم بگوییم خودشان خریداری کنند.

وی خاطرنشان کرد: کرونا در محیط کار و با کارگر و کارمند شوخی ندارد ولی متاسفانه مدیریتهای چندگانه و نگاههای جزیره ای به آفت بزرگ کشور تبدیل شده است.

این کارشناس حوزه کار با بیان اینکه در شرایط حاضر باید به نسبت جمعیت یک نیروی بازرس در وزارت کار وجود داشته باشد، گفت: نظارت بازرسان کار بر کارگاهها و کارخانه ها در شرایط کرونا باید تقویت شود و معاونت روابط کار می تواند در راستای شفاف سازی به این منظور سامانه ای راه اندازی کند تا کارگر اطمینان پیدا کند جایی هست که در شرایط بیماری کرونا از او و حقوق او حمایت می کند. با راه اندازی این سامانه کارگران بدون آنکه شناسایی شوند یا نگران اخراج باشند می توانند بیماری خود یا عدم رعایت نکات ایمنی و بهداشتی در محیط کار را گزارش کنند تا بازرسان کار حضور یابند.

نجف در پایان صدور بخشنامه از سوی دولت یا ستاد ملی مقابله با کرونا در ممنوعیت اخراج نیروهای کار مبتلا شده به کرونا را تاثیرگذار دانست و گفت: اگر دولت یا ستاد مقابله با کرونا بخشنامه بدهند که هیچ کارگاهی حق ندارد کارگری را به دلیل کرونا اخراج کند به لحاظ تاثیرگذاری بهتر و قوی تر است در آن صورت کارگران مورد حمایت قرار می گیرند و کارفرمایان به بهانه کرونا کارگران را اخراج و بیکار نمی کنند.

انتهای پیام

منبع: ایسنا

کتاب «پهلوان بچه ننه» شامل چهار داستان طنز نوشته اعظم سبحانیان برای مخاطب نوجوان منتشر شد.

به گزارش ایسنا، این کتاب با شمارگان ١١٠٠ نسخه و قیمت ١٣ هزار تومان در  انتشارات قدیانی برای مخاطب نوجوان منتشر شده است.

 اعظم سبحانیان درباره قصه‌های این کتاب گفت: این چهار داستان طنز به گونه‌ای نوشته شده که علاوه بر نمونه‌ای از آثار طنزنویسی ایرانی برای نوجوانان مناسب باشد و ماجراهایی هدفمند و باورپذیر را در خود داشته باشد. همچنین برای بزرگسالان نیز خاطره‌انگیز و جالب باشد.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: فردای آن روز توی راه مدرسه، چشمم خورد به قلب گنده‌ای که روی دیوار کله‌پزی مش‌رحمان کشیده شده بود. فرقش با قلبی که فرامرز کشیده این بود که یک ظرف کمرباریک قشنگ هم زیرش گذاشته بودند تا خون‌ها بریزد توی آن. با خودم گفتم یعنی مش‌رحمان با آن قوز گنده‌ای که روی کمرش است عاشق شده؟ چند بار انگشتم را کشیدم روی قلب که مش‌رحمان گوشم را کشید: «چه غلطی می‌کنی؟»… 

اعظم سبحانیان پیش‌تر آثاری چون مجموعه «مانی و دختران رنگان»، «ماهک و غول سرزمین پارچه‌ها»، «فرمانده پت پت و قوی نامه‌بر»، «دختر جیغ جیغو»، «جوجه زرد تپلی»،«حمام مرده‌ها»،«افسانه محله سنگ سیاه»، «چهل گل»، «قایق کاغذی» و «خیال‌های خپلی» را منتشر کرده است. 

انتهای پیام

منبع: ایسنا

همزمان با گرامیداشت روز جهانی بناها و محوطه‌های تاریخی، نظام فنی و اجرایی مرمت در ایران تحلیل و بررسی می‌شود.

به گزارش ایسنا، سیدهادی احمدی ـ مدیرکل بناها، بافت‌ها و محوطه‌های تاریخی ـ نظام فنی اجرایی کشور را برای مرمت ناکافی و ناکارآمد توصیف کرد و لزوم استقرار نظام ویژه مرمت و احیا را به صورت مجزا از نظام فنی مهندسی ساختمان، هدف و آرزوی همه فعالان حوزه میراث فرهنگی دانست.

او ادامه داد: استفاده از حداکثر توان فنی و مهندسی کشور، حمایت از ابتکارات، خلاقیت‌ها و نوآوری‌ها در پدیدآوری طرح‌ها و پروژه‌های مرمت و احیاء، انتخاب فناوری مناسب و زمینه‌سازی برای بومی کردن آن‌ها، و استقرار و نهادینه ساختن نظام فنی مرمت اجتناب‌ناپذیر است. امیدواریم با همفکری تمام ذی‌مدخلان و ذی‌نفعان و برگزاری نشست‌های تخصصی با حضور فعالان و صاحب‌نظران با هدف جمع‌آوری نظرات و پیشنهادات تا پایان امسال این چهارچوب آماده شود.

احمدی لزوم استفاده از مصالح و فرآورده‌های ساختمانی و کالاهای تأسیسات و تجهیزات مکانیکی و برقی استاندارد در طرح‌های مرمت و احیاء بناها، بافت‌ها و محوطه‌های تاریخی را از جمله مواردی برشمرد که به نظام فنی و اجرایی نیاز دارد.

در نشست بررسی نظام فنی و اجرایی مرمت در ایران که از ساعت ۱۵ تا ۱۷ یکشنبه ۲۹ فروردین‌ماه به صورت وبینار برگزار خواهد شد، سیدهادی احمدی روئینی، محمدسعید ایزدی، اکبر تقی‌زاده اصل، اسکندر مختاری طالقانی، عادل فرهنگی شبستری، میترا آزاد، هادی صفایی‌پور، فرامرز پارسی، نریمان فرحزاد، امیدعلی صادقی، محمد صادقی و نیلوفر رضوی سخنرانی خواهند کرد.

شرکت در این نشست که با همکاری دانشگاه شهید بهشتی برگزار می‌شود، از طریق لینک https://old.sbu.ac.ir/webinar/pages/default.aspx برای علاقه‌مندان فراهم خواهد بود.

انتهای پیام

منبع: ایسنا